ن انداخت و بعد از آن گفت: (اللهم اهل بيتى، فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا)، ترجمه: «بار خدايا، اينان خانواده‏ام مي‏باشند، پليدى را از آنان دور بساز، و خوب پاك شان نما»، گفتم: اى رسول خدا و من، گفت: «و تو» ،افزود : به خدا سوگند، آن مطمئن‏ترين عملم در نفسم است. و در روايتى آمده: آن ا ميدبخش‏ترين چيزى است كه من آرزويش را مي‏كنم. هيثمى (167/9) مي‏گويد: طبرانى اين را به دو اسناد روايت نموده، و رجال سياق اول رجال صحيح اند، غير كلثوم بن زياد كه ابن حبّان ثقه‏اش دانسته ولى در وى ضعف است.
طبرانى در الأوسط از على روايت نموده كه: وى نزد پيامبر ص در حالى وارد گرديد، كه پيامبر ص چادرى را هموار نموده بود. بعد وى على، فاطمه، حسن و حسين بر آن نشستند. بعد از آن پيامبر ص از اطراف چادر را گرفت و بر آنان گره نمود: و گفت: (اللهم ارض عنهم كما انا عنهم راض)، ترجمه: «بار خدايا، از ايشان راضى شو، چنانكه من از ايشان راضى هستم». هيثمى (169/9) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند، غير عبيدبن طفيل كه ثقه مي‏باشد، و كنيه‏اش ابوسيدان است.
 
دعاهايش براى حسن و حسين (رضى‏ اللَّه  عنهما)
بزار از ابن مسعود (رض) روايت نموده كه: پيامبر ص براى حسن و حسين (رضى‏ اللَّه  عنهما) گفت: (اللهم انى احبهما فاحبهما، و من احبهما فقد احبنى)، ترجمه: «بار خدايا، من اين دو را دوست مي‏دارم، پس تو هم دوست شان بدار، و كسى ايشان را دوست بدارد، به درستى كه مرا دوست مي‏دارد». هيثمى (180/9) مي‏گويد: اسناد آن جيد است.
 و نزد وى هم چنان از ابوهريره (رض) به اين لفظ روايت است: (اللهم انى احبهما فاحبهما). اسناد آن، چنان كه هيثمى گفته، حسن است. و اينطور اين را نسائى و ابن حبان از اسامه (رض) روايت نموده ‏اند، و در آخرش افزوده‏اند: (و احب من يحبهما)، ترجمه: «و دوست بدار كسى را كه ايشان را دوست مي‏دارد». و در اولش آمده: «اينان پسرانم اند، و پسران دخترم». چنانكه در المنتخب (105/5) آمده است. و اين را ابن ابى شيبه و طباليسى از ابوهريره مثل حديث اولين روايت نموده و افزوده‏اند: «و كسى را كه ايشان را بد مي‏برد، بد ببر». چنانكه در المنتخب (106/5) آمده است.
بخارى و مسلم و غير آن دو از ابوهريره (رض) و طبرانى از سعبدبن زيد و عايشه (رضى‏ اللَّه  عنهما) به شكل مرفوع روايت نموده ‏اند: «بار خدايا، من حسن را دوست مي‏دارم، تو هم دوستش بدار، و كسى را دوست بدار كه دوستش مي‏دارد». اين چنين در المنتخب (102/5) آمده است. و نزد ابن عساكر از محمدبن سيرين به اين لفظ روايت است: «بار خدايا ، سالمش دار، و توسط وى سالم بگردان»، چنانكه در المنتخب (104/5) آمده است. امام‏هاى ششگانه: غير ابودرداء، از براء (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: نبى ص را ديدم كه حسين (رض) را بر شانه‏اش حمل نمود و گفت: «بار خدايا، من دوستش مي‏دارم و تو هم دوستش بدار». اين چنين در المنتخب (105/5) آمده است.
 
دعاهايش براى عباس و فرزندانش
ترمذى - كه آن را حسن دانسته - و ابويعلى از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) به شكل مرفوع روايت نموده ‏اند: «بار خدايا، براى عباس و فرزندانش مغفرت ظاهرى و باطنى نما، و به عوض وى در پسرانش جانشينش باش». و نزد ابن عساكر از ابوهريره به شكل مرفوع روايت است: «بار خدايا، براى عباس آنچه را سرى نموده و ان‏چه را علنى نموده، آنچه را ظاهر ساخته و آنچه را پنهان داشته و آنچه از وى و از ذريه‏اش تا روز قيامت مي‏باشد ببخش». و هم چنان نزد وى و خطيب از ابوهريره به شكل مرفوع روايت است: «بار خدايا، براى عباس، براى پسران عباس و براى كسى كه دوست شان مي‏دارد ببخش». و نزد ابن عساكر از عاصم از پدرش به شكل مرفوع روايت است: «عباس عمويم است، مثل پدرم است، بازمانده پدرانم است، بار خدا، گناهش را برايش بيامرز، و عملهاى نيكش را قبول نما، و از عملهاى ناپسنديده‏اش درگذر و ذريه‏اش را برايش صالح بگردان». اين چنين در المنتخب (207/5) آمده است.
و طبرانى از ابواسيد الساعدى (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص براى عباس بن عبدالمطلب (رض) گفت: «فردا خودت و فرزندانت، تا من نزدتان نيآمده‏ام از منزلت بيرون نشويد، چون من با شما كارى دارم»، براى وى انتظار كشيدند، تا اينكه بعد از چاشت نزد آنان وارد شد و گفت: (السلام عليكم)، گفتند: (عليكم السلام و رحمه اللَّه و بركاته)، پرسيد: «چگونه صبح نموديد؟» گفتند: خداوند را مي‏ستاييم، فرمود: «به يكديگر خوب نزديك شويد»، وقتى كه به هم نزديك شدند و خود را آماده ساختند چادرش را بر آنان پهن نمود، بعد از آن گفت: «اى پروردگارم، اين عمويم و شقيق پدرم است، و اينان اهل بيتم اند، بنابراين ايشان را از آتش بپوشان، چنان كه من با اين چادرم آنان را پوشانده‏ام»، آن گاه زير درى دروازه و ديوارهاى خانه آ مين گفتند و صدا كشيدند: آ مين، آ مين، آ مين. هيثمى (270/9) مي‏گويد: اسناد آن حسن است. و اين را هم چنان بيهقى از ابواسيد به مثل آن، و ابن ماجه به اختصار از وى روايت نموده ‏اند، چنانكه در البدايه (133/6) آمده، و ابونعيم آن را در الدلايل (ص154) از وى به طولش روايت كرده است.
و ابن ابى شيبه از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: در خانه  ميمونه (رضى‏ اللَّه  عنها) بودم، و براى رسول خدا ص آب وضويش را گذاشتم، پرسيد: «كى اين را براى من گذاشته است؟»  ميمونه گفت: عبداللَّه، فرمود: (اللهم فقهه فى الدين، و علمه التأويل)، ترجمه: «بار خدايا، فقيه در دين بگردانش، و تفسير قرآن را بياموزانش». و نزد ابن نجار فقط دعا روايت شده است به اين لفظ: (اللهم علمه الكتاب، و فقهه فى الدين)، ترجمه: «بار خدايا، كتاب را به او بياموز، و فقيه در دين بگردانش». اين چنين در المنتخب (231/5) آمده است. و نزد ابن ماجه، ابن سعد و طبرانى از وى به اين لفظ روايت است: (اللهم علمه الحكمة، و تأويل الكتاب)، ترجمه: «بار خدايا، حكمت را به او بياموز، و هم چنين تفسير كتاب را». و نزد ابونعيم در الحليه  از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) به اين لفظ روايت است: (اللهم بارك فيه، و انشر منه)، ترجمه: «بار خدايا، در وى بركت انداز، و از وى منتشر گردان».  اين چنين در المنتخب (228/5) آمده است.
 
دعاهاى پيامبر ص براى جعفر، فرزندانش، زيدبن حارثه و ابن رواحه (رضى‏ اللَّه  عنهم)
طبرانى و ابن عساكر از ابن عباس، و احمد و ابن عساكر از عبداللَّه بن جعفر به شكل مرفوع روايت نموده ‏اند: (اللهم اخلف جعفرا فى ولده)، ترجمه: «بار خدايا، جانشين جعفر در فرزندانش باش». و نزد طيالسى، ابن سعد، احمد و غير ايشان از عبداللَّه بن جعفر به شكل مرفوع روايت است: (اللهم اخلف جعفرا فى اهله، و بارك لعبداللَّه فى صفقة ي مينه)، ترجمه: «بار خدايا، جانشين جعفر در خانواده‏اش باش، و براى عبداللَّه در خريد و فروشش بركت انداز»، سه بار. و نزد ابن ابى شيبه از شعبى روايت است كه جعفربن ابى طالب روز موته در بلقاء به قتل رسيد، رسول خدا ص فرمود: (اللهم اخلف جعفرا فى اهله بافضل ما خلفت عبادك الصالحين)، ترجمه: «بار خدايا، جانشين جعفر در خ