 نام نيكويى كننده و رحيم دعا مي‏كنم، و تو را به همه اسماى حسنايت، با آن‏هايى كه از نام‏هايت مي‏دانم و نمى ‏دانم، دعا مي‏نمايم، كه برايم ببخشى و رحمم نمايى». مي‏گويد: آن گاه رسول خدا ص خنديد و گفت: «آن  در جمله همين  اسمايى هست كه به آن‏ها دعا نمودى».
 
آغاز و اختتام دعاى پيامبر ص
احمد از سلمه بن اكوع اسلمى (رض) روايت نموده، كه گفت: هر دعايى را كه از پيامبر ص شنيدم به اين عبارت شروع نمود: (سبحان ربى العلى الاعلى الوهاب)، ترجمه: «نسبت پاكى است پروردگار عالى برتر و بخشش كننده‏ام را». هيثمى (156/10) مي‏گويد: اين را احمد و طبرانى به مثل آن روايت نموده ‏اند، و در آن عمربن رشد يمامى آمده، بيشتر از يك تن وى را ثقه دانسته ‏اند، و بقيه رجال آن رجال صحيح اند. و ابن ابى شيبه از سلمه مثل اين را روايت نموده، چنان كه در الكنز (290/1) آمده است. و ابن النجار از انس (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص اگر صد دعا هم مي‏نمود، در ابتدا و خاتمه و وسطش اين را به زبان مي‏آورد: (ربنا آتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النار)، ترجمه: «پروردگار ما، در دنيا و آخرت براى مان نيكى بده، و از عذاب آتش نگاه مان دارد»، اين چنين در الكنز (290/1) آمده است.
 
قصه پيامبر ص با دو مردى كه نماز گزاردند و خداوند را دعا كردند
احمد، ابوداود، ترمذى - كه لفظ هم از وى است و آن را حسن دانسته - ، نسائى، ابن خزيمه و ابن حبان در صحيح‏هاى شان از فضاله بن عبيد روايت نموده ‏اند كه گفت: در حالى كه رسول خدا ص نشسته بود، ناگهان مردى داخل گرديد و نماز خواند و گفت: (اللهم اغفرلى و ارحمنى)، ترجمه: «بار خدايا، مرا بيامرز و رحمم نما»، رسول خدا ص گفت: اى نمازگزار، عجله نمودى، وقتى كه نماز خواندى و نشستى، ستايش خداوند را به آنچه وى سزاوارش است به جاى آر، بر من درود بفرست و بعد از آن دعا كن». مي‏گويد: بعد از آن مرد ديگرى نماز گزارد، ستايش خداوند را به جاى آورد، و بر پيامبر ص درود فرستاد، آن گاه پيامبر ص به او گفت: «اى نمازگزار، دعا كن، پاسخ داده مي‏شوى». اين چنين در الترغيب (147/3) آمده است. و طبرانى نيز اين را به مثل آنچه گذشت، چنانكه در المجمع (155/10) آمده، روايت نموده است.
 
درخواست ابن مسعود از كسى كه دعا مي ‏كند كه بايد به ثنا و ستايش شروع نمايد
طبرانى از عبداللَّه بن مسعود (رض) روايت نموده، كه گفت: وقتى كه يكى از شما خواست دعا نمايد، بايد به مدح و ثنا بر خداوند، به آنچه وى اهل آن است، آغاز نمايد، بعد از آن بايد بر پيامبر ص درود بفرستد، و بعد از آن بايد سئوال كند، چون به اين صورت وى سزاوارتر است كه به مقصد برسد. هيثمى (155/10) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند، ولى ابوعبيده از پدرش نشنيده است.
 
دعاهاى پيامبر ص براى امتش  
دعاى پيامبر ص به مغفرت براى امتش در شب عرفه
بيهقى از عباس بن مرداس (رض) روايت نموده كه: رسول خدا ص شب عرفه براى امتش به مغفرت و رحمت دعا نمود، و دعا را زياد كرد، آن گاه خداوند به سوى او وحى فرستاد كه من چنان نمودم، مگر ظلم فيمابين شان را، و گناهان شان را كه در  ميان من و ايشان است بخشيدم، گفت: «اى پروردگارم، تو قادر هستى كه براى مظلوم در بدل ظلمى كه بر وى انجام شده نيكى دهى و براى ظالم بيامرزى»، ولى خداوند آن شب از وى نپذيرفت، وقتى كه بامداد مزدلفه فرا رسيد، وى دعا را اعاده نمود و خداوند تعالى به او پاسخ داد: «من براى شان بخشيدم»، آن گاه رسول خدا ص تبسم نمود، يكى از اصحابش به او گفت: اى رسول خدا، در ساعتى تبسم نمودى كه در آن تبسم نمى‏كردى، گفت: «بر ابليس دشمن خدا خنديدم، وى وقتى دانست كه خداوند عزوجل از من درباره امتم قبول نموده، به دعاى به هلاكت بر بادى پرداخت، و بر سرش خاك مي‏افكند.
 
دعاى پيامبر ص براى امتش و قول خداوند به وى: ما تو را درباره امتت راضى خواهيم نمود
ابن وهب از عبداللَّه بن عمرو (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده كه: رسول خدا ص قول ابراهيم عليه السلام را تلاوت نمود:
[رب انهن اضللن كثيرا من الناس]الايه. (ابراهيم :36)
ترجمه: «پروردگارا! اين‏ها بسيارى از مردم را گمراه كرده‏ اند».
و قول عيسى عليه السلام را:
[ان تعذبهم فانهم عبادك]الايه. (المائده:118)
ترجمه: «اگر ايشان را عذاب كنى آنان بندگان تواند».
بعد از آن دست هايش را بلند نموده گفت: (اللهم امتى، اللهم امتى، اللهم امتى)، ترجمه: «بار خدايا امتم، بار خدايا امتم، بار خدايا امتم» و گريست، آن گاه خداوند گفت: اى جبريل نزد محمد برو - و پروردگارت عالم‏تر است - و از او بپرس كه چه تو را مي‏گرياند؟ جبريل عليه السلام نزدش آمد، و رسول خدا ص از آنچه گفته بود خبرش داد، خداوند فرمود: نزد محمد برو و به او بگو: ما تو را درباره امتت راضى خواهيم ساخت و غمگينت نمى‏كنيم. اين چنين در تفسير ابن كثير (540/2) آمده است.
 
دعاى پيامبر ص براى امتش و دعايش براى عايشه
طبرانى از انس (رض) روايت نموده، كه گفت : رسول خدا ص براى امتش دعا نموده گفت: (اللهم اقبل بقلوبهم عل طاعتك، و حط من و رائهم برحمتك)، ترجمه: «بار خدايا، قلب‏هاى شان را به طاعتت بكشان و به رحمتت از عقب شان احاطه شان فرما». هيثمى (69/10) مي‏گويد: در اين ابوشيبه آمده، و ضعيف مي‏باشد. و بزار از عايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) روايت نموده، كه گفت: بارى چون طبيعت نبى ص را خوش ديدم گفتم: اى رسول خدا، خداوند را برايم دعا كن، گفت: (اللهم اغفر لعائشة ما تقدم من ذنبها و ما تأخر، و ما اسرت و ما اعلنت)، ترجمه: «بار خدايا، براى عايشه گناهان گذشته و بعدى اش را، و آنچه را علنى نموده و پنهان نموده ببخش»، آن گاه عايشه خنديد، حتى كه سرش از خده به آغوشش افتاد، رسول خدا ص فرمود: «آيا دعاى من خوشت مي‏سازد؟» گفت: مرا چه شده كه دعايت خوشم نسازد؟ فرمود: «به خدا سوگند، اين دعايم براى امتم در هر نماز است». هيثمى (244/9) مي‏گويد: رجال آن رجال صحيح اند، غير احمدبن منصور رمادى كه ثقه است.
 
دعاهاى پيامبر ص براى خلفاى چهارگانه  
دعاى پيامبر ص براى ابوبكر و عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما)
ابونعيم در الحليه  از انس (رض) به شكل مرفوع روايت نموده: اللهم اجعل ابابكر معى فى درجتى يوم القيامة(، ترجمه: «بار خدايا، ابوبكر را روز قيامت با من در درجه‏ام قرار بده». اين چنين در المنتخب (345/4) آمده است. احمد، ترمذى - كه آن را صحيح دانسته - ، ابن سعد و غير ايشان از عمر (رض) و نسائى از خباب (رض) به شكل مرفوع روايت نموده ‏اند: (اللهم اعزالاسلام باحب هذين الرجلين اليك: بعمربن خطاب، او بابى جهل بن هشام)، ترجمه: «بار خدايا، اسلام را به محبوب‏ترين اين دو مرد نزدت عزت بده: به عمربن خطاب، يا ابوجهل بن هشام». و نزد ابن ماجه، حاكم و بيهقى از عايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) به شكل مرفوع روايت است: (اللهم اعزالاسلام بعمر بن الخطاب خاصة)،ترجمه: «بار خدايا، اسلام را به ويژه عمربن خطاب عزت بخش». و نزد طبرانى و احمد از ابن مسعود (رض) به اين لفظ روايت است: (اللهم ايد الاسلام بعمر)، ترجمه: «بار خدايا، اسلام را توسط عمر تقويت نم