 نفرستى چيزى از آن بالا نمى‏رود. و نزد ابن راهويه به سند صحيح از عمر روايت است كه گفت: به من تذكر داده شد كه دعا  ميان آسمان و ز مين مي‏باشد... و مثل آن را ذكر نموده، و نزد رهاوى از روى روايت است كه گفت: همه دعا از گذشتن از آسمان بازداشته مي‏شود، تا اين كه بر پيامبر ص درود گفته شود، و وقتى درود بيايد دعا بلند مي‏شود. اين را ديلمى هم روايت نموده ‏اند، و عبدالقادر رهاوى در الاربعين نيز اين را از عمر به شكل مرفوع مانند سياق ترمذى روايت كرده، وگفته :از عمر موقوف بر قول خودش روايت شده، و آن از مرفوع صحيح‏تر است، و حافظ عراقى گفته: اين اگر چه بر وى موقوف باشد، مثل آن از رأى و نظر گفته نمى‏شود، بلكه امر توقيفى است،  و حكمش حكم مرفوع است، چنان كه جماعتى از امامان اهل حديث و اصول به اين تصريح نموده ‏اند. اين چنين در الكنز (213/1) آمده است.
 
قول على و ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهم) درباره درود بر پيامبر ص
طبرانى در الأوسط به شكل موقوف از على (رض) روايت نموده، كه گفت: هر دعا بازداشته مي‏شود، تا اين كه بر پيامبر ص درود فرستاده شود. منذرى در ترغيبش مي‏گويد: راويانش ثقه‏ اند، بعضى شان آن را موفوع دانسته ‏اند، ولى موقوف بودنش صحيح‏تر است. اين را همچنان بيهقى در شعب الايمان و عبيداللَّه عيشى در حديثش و عبدالقارد رهاوى در الاربعين، چنانكه در الكنز (214/1) آمده، روايت نموده ‏اند. و بيهقى در شعب الايمان از على روايت نموده، كه گفت: كسى كه روز جمعه صدبار بر پيامبر ص درود بفرستد، روز قيامت در حالى مي‏آيد كه بر رويش نور مي‏باشد، مردم مي‏گويند: اين چه عمل مي‏كرد؟! اين چنين در الكنز (214/1) آمده است. و عبدالرزاق از ابن عباس (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: درود جز بر انبيا بر هيچ كسى نمى‏سزد. اين چنين در الكنز (216/1) آمده است. و نزد طبرانى از وى روايت است كه گفت: درود جز بر پيامبر ص بر هيچ كسى نمى‏سزد. هيثمى (1676/10) مي‏گويد: طبرانى اين را موقوف روايت نموده، و رجالش صحيح اند.
 
استغفار و آمرزش طلبيدن  قول ابن عمر درباره استغفار پيامبر ص در يك مجلس
ابوداود و ترمذى از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده ‏اند كه گفت: از پيامبر خدا ص در يك مجلس صدبار اين را مي‏شمرديم: (رب اغفرلى و تب على انك انت التواب الرحيم)، ترجمه: «خداوندا، برايم ببخش و توبه‏ام را بپذير، بى شك كه تو پذيرنده توبه و مهربان هستى».
 
گفته پيامبر ص به حذيفه وقتى كه براى وى از تيزى زبانش شكايت نمود
ابونعيم در الحليه  (376/1) از حذيفه (رض) روايت نموده، كه گفت: براى رسول خدا ص از تيزى زبانم شكايت بردم، گفت: «در مغفرت خواستن چطورى؟ من هر روز صدبار ازخداوند عزوجل آمرزش مي‏طلبم». ابن ابى شيبه اين را از حذيفه به مثل آن، چنانه در الكنز (212/1) آمده، روايت كرده است. و در روايت ديگرى از وى نزد ابونعيم آمده، كه گفت: نزد پيامبر ص آمدم و گفم: اى رسول خدا، من بر خانواده‏ام زبان تيز دارم، و ترسيدم كه اين مرا داخل آتش سازد... و مثل آن را ذكر نموده است.
 
بيعت ابوالهيثم و آنچه او به اصحاب خود گفت
طبرانى از عروه (رض) به شكل مرسل روايت نموده، كه گفت: نخستين كسى كه با پيامبر خدا ص بيعت نمود، ابوالهيثم تيهان (رض) بود، و گفت: اى رسول خدا، در ميان ما و آن مرد پيمان هايى - معاهدات و قراردادهايى - وجود دارد، شايد ما اين پيمان‏ها را بشكنيم، و بعد از آن تو به طرف قوم خود در حالى برگردى، كه ما اين پيمان‏ها را قطع نموده‏ايم و با مردم جنگيده‏ايم؟ پيامبرص از گفته وى تبسم كرد، و فرمود: «خون من خون شما است و مدفنم مدفن شما». هنگامي كه ابوالهيثم از پاسخ پيامبر خدا ص به گفته هايش راضى گرديد، به طرف قوم خود روى گردانيده گفت: اى قوم، اين رسول خدا ص است، شهادت مي‏دهم كه وى صادق است، و او امروز در حرم و امان خدا و در ميان قوم و اقرباى خويش قرار دارد، بدانيد كه اگر شما وى را بيرون كنيد، همه عرب‏ها شما را از يك كمان هدف قرار خواهند داد، اگر نفس‏هاى شما جنگ و قتال در راه خدا رابا رفتن و از دست دادن مال و اولاد دوست دارد و به آن راضى است، وى را به سوى سرزمين خود دعوت نماييد، چون وى به حق پيامبر خداست. و اگر از عدم يارى و نصرت مي‏هراسيد از همين حالا (آن را آشكار سازيد). آنها در اين هنگام گفتند: از خداوند و پيامبرش آنچه را به ما دادند پذيرفته و قبول نموده‏ايم، و از نفس‏هاى خود اى رسول خدا آنچه را خواستى به تو داده‏ايم، و - تو اى ابوالهيثم - از ميان ما و پيامبر خدا آسوده خاطر باش تا همراهش بيعت كنيم. ابوالهيثم مي‏گويد: من نخستين كسى بودم كه بيعت نمودم و بعد از آن همه شان يكى از پى ديگرى بيعت كردند. و حديث را متذكر شده. هيثمي (47/6) مي‏گويد: در اين روايت ابن لهيعه آمده، وحديثش حسن است و در آن ضعف مي‏باشد.
    
قول پيامبر ص درباره هفتاد بار آمرزش خواستن در هر روز
ابن ابى الدنيا، بيهقى و اصبهانى از انس بن مالك (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: رسول خدا ص در سفرش قرار داشت، فرمود: «از خداوند آمرزش بخواهيد»، و ما آمرزش خواستيم، گفت: «آن را هفتاد بار تمام كنيد»، و تمامش نموديم، آن گاه رسول خدا ص گفت: 0هر بنده و كنيزى  كه هر روز هفتاد بار از خداوند آمرزش بخواهد، خداوند هفتصد گناهش را مي‏بخشد، و بنده و كنيزى كه در يك روز و شب زيادتر از هفت صد گناه نمايد زيانمند و ناا ميد شده است». اين چنين در الترغيب (131/3) آمده است. ابن نجار مثل اين را، چنانكه در الكنز (212/1) آمده، روايت نموده است.
 
قصه على با پيامبر ص درباره مغفرت خواستنش و خنده‏اش در گوشه حره
ابن ابى شيبه و ابن منيع - كه آن را صحيح دانسته - از على بن ربيعه روايت نموده ‏اند كه گفت: على (رض) مرا در پشت سرش سوار نمود، و به گوشه حره برد، آن گاه سرش را به سوى آسمان بلند نمود و گفت: (اللهم اغفرلى ذنوبى، انه لا يغفرالذنوب احد غيرك). ترجمه «بار خدايا، گناهانم را برايم ببخش، چون گناهان را كسى غير از تو نمى‏بخشد». باز به سوى من متلفت شد و خنديد، گفتم: اى ا ميرالمؤمنين، از پروردگارت مغفرت خواستى و به سوى من ملتفت شد و خنديدى [اين چه معنى دارد؟] گفت: رسول خدا ص مرا در پشت سر خود سوار نمود، و مرا برد تا كه به گوشه حره رسيد، باز سرش را به سوى آسمان بلند نمود و گفت: «اللهم اغفرلى لى ذنوبى، فانه لا يغفر الذنوب احد غيرك»، بعد به سوى من ملتفت شد و خنديد، گفتم: اى رسول خدا، مغفرت خواستنت از پروردگارت، و ملتفت شدنت به سوى من كه مي‏خندى؟ گفت: «به سبب خنده پروردگارم خنديدم، آن هم به خاطر خوشى‏اش از بنده‏اش كه مي‏داند گناهان را احدى غير از وى نمى‏بخشد». اين چنين در الكنز (211/1) آمده است.
 
قول ابوهريره درباره كثرت استغفار پيامبر ص
ابويعلى و ابن عساكر از ابوهريره (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: بعد از رسول خدا ص هيچ كسى را نديدم، كه از رسول خدا ص زيادتر اين را بگويد: «استغفراللَّه و اتوب اليه»، ترجمه: «از خداوند مغفرت مي‏خواهم و به سويش توبه مي‏كنم». اين چنين در الكنز