 و مويش هم موى سگ، گفتم: جن همين طور آفريده شده است، گفت: جن‏ها مي‏دانند كه در  ميان شان كسى قوى‏ تر از من نيست، گفتم: چه تو را به اين عملت واداشت؟ گفت: به ما خبر رسيده كه تو مردى هستى كه صدقه را دوست مي‏دارى، بنابراين خواستيم از طعامت حصه‏اى داشته باشيم، گفتم: چه ما را از شما در امان مي‏دارد؟ گفت: اين آيه، آيه الكرسى كه در سوره بقره است، كسى كه آن را در هنگام شب بگويد تا صبح از ما در امان مي‏باشد، و كسى كه وقتى صبح مي ‏كند آن را بگويد تا هنگام شب از ما در امان نگه داشته مي‏شود. هنگامى كه ابى صبح نمود، نزد رسول خدا ص رفت و به او مسئله را خبر داد، فرمود: «خبيث راست گفته است». اين چنين در الكنز (222/1) آمده است. و هيثمى (118/10) مي‏گويد: طبرانى اين را روايت نموده، و رجال آن ثقه‏ اند.
 
قصه عبداللَّه بن بسر همراه گروهى از جن و آنچه بر آنان از قرآن تلاوت نمود
طبرانى از عبداللَّه بن بسر (رضى الله عنه) روايت نموده، كه گفت: از حمص بيرون رفتم، و در منطقه‏اى شب فرا رسيد، آن گاه از اهل ز مين نزدم حاضر شدند،  و من اين آيت را از سوره اعراف تلاوت نمودم:
[ان ربكم‏ اللَّه  الذى خلق السموات و الارض] تا آخر آيت. (الاعراف:54)
ترجمه: «پروردگارتان‏ اللَّه  است، ذاتى كه آسمانها و ز مين را آفريده است».
آن گاه با يكديگر گفتند: حالا حراستش كنيد تا صبح نمايد، هنگامى كه صبح نمودم سواريم را سوار شدم. هيثمى (133/10) مي‏گويد: در اين مسيب بن واضح آمده، بيشتر از يك تن وى ار ثقه دانسته، و گروهى ضعيفش دانسته ‏اند، ولى بقيه رجال آن رجال صحيح اند.
 
وصيت علاءبن لجلاج براى پسرانش كه وقتى در قبر داخلش نمودند چه عملى انجام دهند
ابن عساكر از علاء بن لجلاج روايت نموده كه وى به پسرانش گفت: وقتى كه مرا در قبرم داخل نموديد، در لحد بگذاريم، و بگوييد: (بسم‏ اللَّه  و على ملة رسول‏ اللَّه  ص) و خاك را به آهستگى بر من بريزد، و نزد سرم اول سوره بقره و آخرش را بخوانيد، چون من ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) را ديدم كه اين را مستحب مي‏دانست. اين چنين در الكنز (119/8) آمده است.
 
بيعت عباده بن صامت و غير وى از اصحاب در عقبه اوّل
ابن اسحاق، ابن جرير و ابن عساكر از عباده بن صامت (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: ما در بيعت عقبه اوّل يازده مرد بوديم، و با پيامبر خدا ص چون بيعت زنان بيعت نموديم، (البتّه) قبل از اين كه جنگ بر ما فرض شود، ما با وى بيعت كرديم تا به خداوند چيزى را شريك نياوريم، دزدى نكنيم، زنا ننماييم، بهتانى را كه از نزد خود ساخته باشيم روى صحنه نياوريم اولاد مان را به قتل نرسانيم و از وى در كار معروف و پسنديده نافرمانى نكنيم، كسى كه (به اين چيزها) وفا نمود، براى او بهشت است، و كسى كه چيزى از اينها را مرتكب گرديد، كار وى به خداوند محوّل است، اگر خداوند بخواهد وى را عذاب مي‏كند، و اگر بخواهد او را مي‏بخشد. بعد از آن در سال آينده پس از اين بيعت شان آمدند و (دوباره بيعت نمودند). اين چنين در الكنز (82/1) آمده. و بخارى و مسلم مانند اين را چنان كه، در البدايه (150/3) آمده، روايت كرده‏اند.
    
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2341.txt">قول على (رض) درباره [سبحان ربك رب العزه] و قرائت آيةالكرسى از طرف ابن عوف در چهارگوش خانه اش</a><a class="text" href="w:text:2342.txt">ذكر كلمه طيبه: لااله الااللَّه  </a><a class="text" href="w:text:2343.txt">خبر دادن خداوند تبارك و تعالى به  موسى عليه السالم درباره فضيلت لااله الااللَّه</a><a class="text" href="w:text:2344.txt">خبر دادن پيامبر در مورد وصيت برادرش نوح عليهماالسلام به پسرش</a><a class="text" href="w:text:2345.txt">مژده پيامبر ص به مغفرت براى آن عده از اصحابش  كه در مجلسى با وى كلمه شهادت را به زبان آوردند</a><a class="text" href="w:text:2346.txt">قول پيامبر ص درباره لا اله الااللَّه كه اين بهترين نيكى‏ هاست</a><a class="text" href="w:text:2347.txt">قول عمر و على (رضى‏ اللَّه  عنهما) درباره لااله الااللَّه كه اين كلمه تقواست</a><a class="text" href="w:text:2348.txt">اذكار تسبيح، تحميد، تهليل، تكبير و حوقله </a><a class="text" href="w:text:2349.txt">خبر دادن پيامبر ص كه اين اذكار وقايه از آتش اند</a><a class="text" href="w:text:2350.txt">خبر دادن پيامبر ص كه ثواب اين اذكار چون كوه احد بزرگ است</a></body></html>قول على (رض) درباره [سبحان ربك رب العزه] و قرائت آيةالكرسى از طرف ابن عوف در چهارگوش خانه اش
ابن زنجويه در ترغيبش از على (رض) روايت نموده، كه گفت: كسى كه خوش دارد به پيمانه كافى و پر برايش اندازه گردد، بايد اين ايت را سه مرتبه بخواند:
[سبحان ربك رب العزة عما يصفون] تا آخرش: 
ترجمه: «پروردگار تو پاك و صاحب عزت است از آنچه توصيف مي ‏كنند».
اين چنين در الكنز (222/1) آمده است. و ابويعلى از عبداللَّه بن عبيدبن ع مير روايت نموده،كه گفت: عبدالرحمن بن عوف (رض) وقتى كه داخل منزلش مي‏گرديد، در چهار گوش آن آيه الكرسى را مي‏خواند. هيثمى (128/10) مي‏گويد: رجال آن ثقه‏ اند، مگر اينكه عبداللَّه از ابن عوف نشنيده است.
 
ذكر كلمه طيبه: لااله الااللَّه  
قول پيامبر ص: نيكبخت‏ترين مردم به شفاعتم  كسى هست كه از ص ميم قلبش لااله الااللَّه گفته باشد
بخارى از ابوهريره (رض) روايت نموده، كه گفت: گفتم: اى رسول خدا، نيكبخت‏ترين مردم به شفاعتت در روز قيامت كيست؟ پيامبر خدا ص فرمود: «اى ابوهريره من هم گمان نموده بودم كه هيچ كس مرا پيش از تو از اين حديث، نخواهد پرسيد، آن هم به سبب حرصى كه از تو درباره حديث مي‏ديدم، نيكبخت‏ترين مردم به شفاعتم روز قيامت كسى است كه از ص ميم قلبش - يا نفسش - لا اله الااللَّه گفته باشد». اين چنين در الترغيب (72/3) آمده است. و نزد طبرانى در الأوسط از زيدبن ارقم به شكل مرفوع روايت است: «كسى كه به اخلاص لااله الااللَّه گفت داخل جنت مي‏شود»، گفته شد: اخلاص آن چيست؟ گفت: «اين كه او را از محارم خدا باز دارد». اين چنين در الترغيب (74/3) آمده است.
 
خبر دادن خداوند تبارك و تعالى به  موسى عليه السالم درباره فضيلت لااله الااللَّه
نسائى، ابن حبان در صحيحش و حاكم - و آن را صحيح هم دانسته - از ابوسعيد خدرى (رض) از پيامبر ص روايت نموده ‏اند كه وى گفت: «موسى عليه السلام گفت: اى پروردگارم، چيزى به من بياموز كه تو را به آن ياد كنم و به آن دعايت نمايم، فرمود: بگو: لااله الااللَّه، گفت: اى پروردگارم، همه بندگانت اين را مي‏گويند، گفت: بگو: لااله الااللَّه، گفت: چيزى مي‏خواهم كه مرا به آن خاص گردانى، گفت: اى موسى اگر آسمان‏هاى هفت  گانه و ز مين‏هاى هفتگانه  در يك پله باشند و لااله الااللَّه در پله ديگر، پله لااله الااللَّه بر آن‏ها ثقيل‏تر مي‏شود». اين چنين در الترغيب (75/3) آمده است. و ابويعلى از ابوسعيد مثل اين را روايت نموده است، و در روايت وى آمده: «اگر آسمان‏هاى هفتگانه وموجودات آن‏ها غير از من و ز مين‏هاى هفتگانه در يك پله باشند و لااله الااللَّه در پله ديگر، پله لااله الااللَّه بر آن‏ها سنگينى مي ‏كند». هيثمى (82/10) مي‏گويد: رجال آن ثقه دانسته شده‏اند، و در ايشان ضعف هم