‏دهى كه در خانه‏ام نماز بخوانم؟ پرسيد: «آيا اذان را مي‏شنوى؟» پاسخ داد: آرى، فرمود: «اجازه‏اى برايت نمى‏يابم». و در روايتى نزد احمد از وى روايت است كه: رسول خدا ص در مسجد آمد و در قوم قلتى را احساس نمود، فرمود: «من ارادهمين مايم كه براى مردم امامى تعيين كنم، بعد از آن بيرون روم، و بر هر انسانى دست يافتم كه از نماز تخلف نموده و در خانه‏اش نشسته است، خانه‏اش را بر وى آتش بزنم»، آنگاه ابن ام مكتوم گفت: اى رسول خدا در  ميان من و مسجد نخلستان و درخت هاست، و هر ساعت به راهنمايى دست نمى‏يابم، آيا برايم گنجايش دارد كه در خانه‏ام نماز بگزارم؟ گفت: «آيا اقامت را مي‏شنوى؟» پاسخ داد: آرى، گفت: «پس به طرف آن بيا». اين چنين در الترغيب (238/1) آمده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2005.txt">قول عبداللَّه بن مسعود و معاذ بن جبل درباره جماعت</a><a class="text" href="w:text:2006.txt">بدگمانى اصحاب در مورد كسى كه  جماعت را در فجر و عشاء ترك مي‏نمود</a><a class="text" href="w:text:2007.txt">قول عمر درباره كسى كه قيام ليل از جماعت فجر او را باز داشت </a><a class="text" href="w:text:2008.txt">قول ابو دراء درباره جماعت و عملكرد ابن عمر وقتى نماز عشاء به جماعت از دستش رفت</a><a class="text" href="w:text:2009.txt">بيرون شدن حارث بن حسان براى نماز فجر در شب عروسى اش و قولش به كسى كه  عتابش نمود</a><a class="text" href="w:text:2010.txt">برابر نمودن و ترتيب صف ها  توجه و اهتمام پيامبر ص به برابر نمودن صف‏هاى اصحابش در نماز</a><a class="text" href="w:text:2011.txt">دستور عمر، عثمان و على(رضى‏ اللَّه ‏عنهم)  به برابر نمودن صف‏ها قبل از تكبير</a><a class="text" href="w:text:2012.txt">قول ابن مسعود درباره برابر نمودن صف ها</a><a class="text" href="w:text:2013.txt">قول پيامبر ص و قول ابن عباس درباره صف اول</a><a class="text" href="w:text:2014.txt">قول پيامبر ص: در صف اول جز مهاجرين و انصار كسى نايستد</a></body></html>قول عبداللَّه بن مسعود و معاذ بن جبل درباره جماعت
مسلم، ابوداود، نسائى و ابن ماجه از ابن مسعود (رضى الله عنه) روايت نموده ‏اند كه گفت: كسى كه دوست دارد، فردا با خداوند، مسلمان روبرو شود، بايد بر اين نمازها، در همان جايى كه براى آن‏ها اذان گفته  مي‏شود محافظت نمايد، چون خداوند تعالى براى نبى تان سنن هدايت را مشروع گردانيده است، و اين‏ها از سنن هدايت اند، و اگر شما در خانه‏هاى تان نماز بگذاريد، چنانكه اين متخلف در خانه‏اش نماز مي‏گزارد، سنت نبى تان را ترك نموده‏ايد، و اگر سنت نبى تان را ترك نموديد گمراه مي‏شويد، و هر مردى كه خود را پاك سازد، و پاكى را نيكو دارد، و بعد به سوى مسجد از اين مسجدها روى بياورد، خداوند به او در هر گامى كه بر مي‏دارد نيكى‏اى مي‏نويسد، و درجه‏اى بدان بلندش مي ‏كند، و بديى را به سبب آن از وى محو مي ‏كند، و ما خود را چنان دريافتيم، كه جز منافق معلوم النفاق، از جماعت تخلف نمى‏ورزيد، و مردى در حالى به جماعت آورده مي‏شد، كه بر شانه‏هاى دو تن ديگر تكيه مي‏داد و آنان وى را مي‏آوردند، تا اينكه در صف ايستاد كرده مي‏شد، و در روايتى آمده: ما خود را در حال يدريافتيم، كه از نماز جز منافقى كه نفاقش دانسته شده بود يا مريض تخلف نمى‏ورزيد، حتى كه مردى در  ميان دو مرد ديگر راه مي‏رفت، و به نماز مي‏آمد، و گفت: رسول خدا ص سنن هدايت را به ما تعليم داده است، و از سنن هدايت نماز در مسجدى است  كه در آن اذان داده مي‏شود. اين چنين در الترغيب (224/1) آمده است. و اين را هم چنين عبدالرزاق و ضياء در المختارة به طول آن، چنانكه در الكنز (181/4) آمده، روايت كرده‏ اند. و اين را طيالبسى (ص40) هم چنين به مانند آن روايت نموده، و افزوده است: و من هر يك از شما را چنان مي‏يابم، كه مسجدى در خانه‏اش دارد، و در آن نماز مي‏گزارد، و اگر در خانه‏هاى تان نماز بگذاريد و مسجدهاى تان را ترك كنيد، سنت نبى تان را ترك نموده‏ايد.
و ابونعيم در الحليه  (235/1) از معاذبن جبل (رض) روايت نموده است، كه گفت: كسى كه دوست دارد، نزد خداوند عزوجل در امان باشد، بايد به اين نمازهاى پنجگانه، در همان جاهايى كه براى آن‏ها صدا مي‏شود، بيايد، چون اين‏ها از سنن هدايت‏اند، و از چيزهايى‏اند كه نبى تان براى تان سنت گذاشته است، و نگويد: من در خانه‏ام جاى نماز گزاردن دارم، و در آنجا نماز مي‏گزارم، چون اگر شما اين را انجام دهيد، سنت نبى تان را ترك نموده‏ايد، و اگر سنت نبى تان را ترك كنيد گمراه مي‏شويد.
 
بدگمانى اصحاب در مورد كسى كه  جماعت را در فجر و عشاء ترك مي‏نمود
طبرانى و ابن خزيمه در صحيحش از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده ‏اند كه گفت: ما وقتى مردى را در فجر و عشاء گم مي‏نموديم، درباره‏اش بدگمان مي‏شديم. اين چنين در الترغيب (232/1) آمده است. و سعيدبن منصور از ابن عمر مانند اين را، چنانكه در الكنز (244/4) آمده، روايت نموده است، و بزار اين را، چنانكه در المجمع (40/2) آمده، روايت كرده، و صاحب المجمع گفته: رجال طبرانى مؤثق اند.
 
قول عمر درباره كسى كه قيام ليل از جماعت فجر او را باز داشت 
مالك از ابوبكر بن سليمان بن ابى حثمه روايت نموده كه: عمربن خطاب(رض) سليمان بن ابى حثمه را در نماز صبح نيافت، و عمر(رض) صبحگاهان به سوى بازار رفت - و مسكن سليمان بين مسجد و بازار بود - عمر(رض) ازكنار شفاء مادر سليمان (رضى‏ اللَّه  عنهما) عبور نمود، و به او گفت: سليمان را در [نماز] صبح نديدم، به او پاسخ داد: وى شب را در نماز سپرى نمود، و بعد خواب بر او غلبه نمود، عمر(رض) گفت: اينكه در نماز صبح در جماعت حاضر شوم، برايم از اينكه شبى را قيام كنم محبوب‏تر است. اين چنين در الترغيب (235/1) آمده است. و نزد عبدالرزاق از ابن ابى مليكه روايت است كه گفت: شفاء - يكى از زنان بنى عدى بن كعب - در رمضان نزد عمر(رض) آمد، عمر گفت: چرا ابوحثمه - شوهر آن زن - را در نماز صبح حاضر نديدم؟ پاسخ داد: اى ا ميرالمؤمنين، شب را در تلاش و كوشش پيگير سپرى نمود، و ديگر سست و تنبل شد كه بيرون آيد، بنابراين صبح را خواند و خوابيد، عمر(رض) گفت: به خدا سوگند، اگر به آن حاضر مي‏شد، برايم از كوشش شبش محبوب‏تر بود. و نزد وى همچنان از شفاء بنت عبداللَّه روايت است كه گفت: عمربن خطاب(رض) در خانه‏ام نزدم وارد گرديد، و دو مرد را نزدم خواب يافت، پرسيد: حال اين دو كه با ما در نماز حاضر نشدند چطور است؟ گفتم: اى ا ميرالمؤمنين، همراه مردم نماز گزاردند - و آن در مضان بود - ، بعد آنقدر نماز خواندند كه صبح نمودند، و نماز صبح را گزاردند و خوابيدند، عمر(رض) گفت: اينكه صبح را در جماعت بخوانم، برايم از اينكه شبى را تا صبح نماز بگزارم، محبوب‏تر است. اين چنين در كنزالعمال (243/4) آمده است.
 
قول ابو دراء درباره جماعت و عملكرد ابن عمر وقتى نماز عشاء به جماعت از دستش رفت
بخارى از ام الدرداء روايت نموده، كه گفت: ابودرداء در حالى نزدم وارد شد، كه خشمگين بود، پرسيدم: چه تو را خشمگين ساخته است؟ گفت: به خدا سوگند، از امر خداوند محمد ص چيزى نمى‏بينم، مگر اينكه آنان