ر پيامبر ص و اصحابش براى نماز  روش پيامبر ص در اين باره
ابوداود از على (رض) روايت نموده است، كه گفت: وقتى نماز در مسجد برپا مي‏شد، و رسول خدا ص آنان را اندك مي‏ديد، مي‏نشست و نماز را اقامه نمى‏كرد، و وقتى آنان را جماعتى مي‏ديد، نماز مي‏گزارد. و نزد ابن ابى شيبه از عبداللَّه بن ابى اوفى (رض) روايت است كه: پيامبر ص تا وقتى صداى كفشى را مي‏شنيد انتظار مي‏كشيد. اين چنين در الكنز (247 246/4) آمده است.
 
اصحاب و انتظار نماز تا اينكه نصف شب گذشت
ابن ابى شيبه - كه رجال وى ثقه‏ اند - از عمر (رض) روايت نموده، كه گفت: رسول خدا ص ارتشى را آماده ساخت، تا اينكه نصف شب گذشته يا نصف شب رسيد، بعد از آن به سوى نماز بيرون گرديد و گفت: «مردم نماز گزاردند و برگشتند و شما انتظار نماز را مي‏كشيد، و شما تا وقتى كه انتظار آن را بكشيد در نماز مي‏باشيد». و همچنان نزد وى و ابن جرير از جابر (رض) به مانند آن روايت است. اين چنين در الكنز (193/4) آمده است.
 
قول پيامبر ص براى كسى كه بعد از مغرب  و بعد از ظهر نشست و انتظار نماز دوم را مي‏كشيد
ابن جرير از عبداللَّه بن عمرو (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده است، كه گفت: رسول خدا ص نماز مغرب را خواند، و تعدادى كه خواست برگشت و تعدادى كه خواست باقى ماند، بعد از آن پيامبر خدا ص بيرون شد و گفت: «پروردگارتان دروازه‏اى از دروازه‏هاى آسمان را گشوده است، و به شما بر ملائك افتخار مي ‏كند، مي‏گويد: بندگانم فريضه‏اى را ادا نموده ‏اند، و ديگرى را انتظار مي‏كشند». اين چنين در الكنز (245/4) آمده است. و اين را ابن ماجه از ابن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) همانند آن روايت كرده است، و راويان آن ثقه‏ اند، چنانكه در الترغيب (246/1) آمده است. و طبرانى در الكبير از ابوامامه ثقفى روايت نموده، كه گفت: معاويه (رض) وقتى كه نماز ظهر را ادا نمود بيرون گرديد، و گفت:
در جاهاى خويش باشيد تا نزدتان باز آيم، بعد نزد ما در حالى وارد شد كه ردايى را بر تن نموده بود، هنگامى كه نماز عصر را خواند، گفت: آيا براى تان چيزى را كه پيامبر خدا ص انجام داده بود خبر ندهم؟ پاسخ داديم: بلى، گفت: آنان نماز نخستين  را با وى گزاردند و بعد از آن نشستند، آن گاه پيامبر ص نزدشان بيرون رفت و گفت: «تا حال از جاى تان حركت ننموده‏ايد؟» گفتند: نخير، گفت: «اگر پروردگارتان را مي‏ديديد، دروازه‏اى از آسمان را گشوده، و مجلس تان را براى ملائكه‏اش نشان داده است، و بر شما افتخار مي ‏كند، و شما انتظار نماز را مي‏كشيد». اين چنين در المجمع (38/2) آمده است.
 
قول پيامبر ص براى كسى كه انتظار نماز عشاء را تا نصف شب كشيده است
بخارى از انس (رض) روايت نموده كه: رسول خدا ص شبى نماز عشاء را تا نصف شب به تأخير افكند، بعد از آن وقتى نماز را خواند رويش را گردانيده گفت: «مردم نماز گزاردند و خوابيدند، شما از وقتى كه در انتظار نماز بوده‏اند در نمازيد». و نزد وى هم چنين از ابوهريره (رض) به شكل مرفوع روايت است كه: «هر يكى از شما تا وقتى كه به خاطر نماز نشسته باشد در نماز است، و ملائك مي‏گويد: بار خدايا، او را بيامرز، بار خدايا، رحمش نما، اين حالت تا وقتى ادامه مي‏يابد كه از جاى نمازش بر نخيزد يا بى وضوع نشود». و در روايتى نزد مسلم و ابوداود آمده، كه گفت: «بنده تا وقتى در جاى نمازش در انتظار نماز باشد در نماز است، و ملائك مي‏گويد: بار خدايا، او را بيامرز، بار خدايا، رحمش نما، تا اين كه برگردد يا بى وضوع شود»، گفته شد: چگونه بى وضو مي‏شود؟ پاسخ داد:  به آهستگى يا فشار بادش را دفع نمايد. اين چنين در الترغيب (245/1) آمده است.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="folder" href="w:html:4.xml">جلد اول</a><a class="folder" href="w:html:258.xml">جلد دوم</a><a class="folder" href="w:html:658.xml">جلد سوم</a><a class="folder" href="w:html:1126.xml">جلد چهارم</a><a class="folder" href="w:html:1790.xml">جلد پنجم</a><a class="folder" href="w:html:2525.xml">جلد ششم</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:21.xml">بخشهاي 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:32.xml">بخشهاي 11 تا 20 </a><a class="folder" href="w:html:43.xml">بخشهاي 21 تا 30 </a><a class="folder" href="w:html:54.xml">بخشهاي 31 تا 40 </a><a class="folder" href="w:html:65.xml">بخشهاي 41 تا 50</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:201.txt">ابوبكر (رض) امراى خود را هنگام فرستادن به شام به دعوت دستور مي‏دهد</a><a class="text" href="w:text:202.txt">دستور ابوبكر (رض) به خالد (رض) هنگام فرستادن وى به سوى مرتدين</a><a class="text" href="w:text:203.txt">دعوت نمودن خالدبن وليد از اهل حيره</a><a class="text" href="w:text:204.txt">دعوت نمودن خالد از امير رومي  جَرَجَه را در روز يرموك و قصّه اسلام آوردنش</a><a class="text" href="w:text:205.txt">نامه عمر به سعد به خاطر دعوت مردم به اسلام مدت سه روز</a><a class="text" href="w:text:206.txt">دعوت نمودن سلمان فارسى در روز قصر سفيد مدت سه روز</a><a class="text" href="w:text:207.txt">دعوت نمودن نُعمان بن مُقَرِّن و همراهانش از رستم در روز قادسيه</a><a class="text" href="w:text:208.txt">دعوت مُغِيره بن شعبه از رستم</a><a class="text" href="w:text:209.txt">دعوت رِبْعِى بن عامر از رستم</a><a class="text" href="w:text:210.txt">دعوت نمودن حذيفه بن مِحْصن و مغيره بن شعبه از رستم در روز دوم و سوم</a></body></html>ترغيب پيامبر ص به انتظار نماز
ابن حبان در صحيحش از جابربن عبداللَّه (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده است، كه گفت: رسول خدا ص فرمود: «آيا شما را به چيزى دلالت نكنم به سبب آن خطاها را محو مي ‏كند و گناهان را از  ميان بر مي‏دارد؟» گفتند: آرى، اى رسول خدا، فرمود: «كامل و درست نمودن وضو در حالت ناگوار، كثرت گام برداشتن به سوى مسجدها و انتظار نماز بعد از نماز، اين است سنگردارى تان». اين چنين در الترغيب (247/1) آمده است.
 
قول ابوهريره درباره آمادگى در زمان پيامبر ص
حاكم - گفته: صحيح الاسناد است - از داود بن صالح روايت نموده، كه گفت: ابوسلمه به من گفت: اى برادرزاده‏ ام، مي‏دانى اين  آيت درباره چه نازل شد:
[اصبروا و صابروا و رابطوا].(آل عمران :200)
ترجمه: «صبر كنيد و ثابت قدم باشيد و خود را آماده سازيد».
پاسخ دادم: نخير، گفت: از ابوهريره (رض) شنيدم كه مي‏گفت: در زمان پيامبر ص غذايى نبود كه در آن از مرزها حراست و پاسبانى صورت بگيرد،  ولكن انتظار نماز بعد از نماز بود. اين چنين الترغيب (251/1) آمده است.
 
قول انس درباره نزول اين آيت: تتجافى جنوبهم عن المضاجع
ترمذى - كه آن را صحيح دانسته - از انس (رض) روايت نموده كه: اين آيت: [تتجافى جنوبهم عن االمضاجع].السجده:16 
ترجمه: «پهلوهاى شان را خوابگاها جدا مي‏شوند.»
درباره انتظار نازل شده، كه با آن نماز عشاء گفته مي‏شود. اين چنين در الترغيب (246/1) آمده است.

تأكيد بر جماعت و اهتمام و توجه به آن  
توجه پيامبر ص به جماعت و اجازه ندادنش براى كور به ترك آن
احمد، ابوداود، ابن ماجه، ابن خزيمه در صحيحش و حاكم از عمروبن ام مكتوم (رض) روايت نموده ‏اند كه گفت: گفتم : اى رسول خدا، من كور هستم، منزلم دور است و راهنمايى هم دارم كه همراهم سازگارى نمى‏كند، آيا به من اجازه م