ر امان است. ابوسفيان نيز در مكه فرياد كشيد: اسلام بياوريد در امان و محفوظ مي‏باشيد. و عبّاس را خداوند از چنگال آنها (اهل مكه) نگه داشت. هند بنت عتبه آمد و از ريش ابوسفيان گرفته فرياد كشيد: اى آل غالب اين پيرمرد احمق را بكشيد. ابوسفيان (بالحن مهاجمي برايش) گفت: ريشم را بگذار، به خدا سوگند ياد مي‏كنم كه اگر مسلمان نشوى گردنت زده خواهد شد. واى بر تو زن، او با حق آمده است، داخل خانه ات شو - راوى مي‏گويد: گمان مي‏برم كه به او گفت - : و خاموش باش. هيثمي (173/6) مي‏گويد: اين را طبرانى به شكل مرسل روايت كرده و در آن ابن لهيعه آمده كه حديث وى حسن مي‏باشد، ولى در آن ضعف نيز هست. اين حديث را همچنين ابن عائذ در مغازى عروه به همين طولش، چنان كه در الفتح (4/8) آمده، روايت نموده و بخارى آن را از عروه به اختصار روايت كرده و همچنان بيهقى (119/9) اين حديث را به اختصار روايت نموده است.
    
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1431.txt">بشارت پيامبر ص به كسى كه بر اولاد خود رحم كند و درخواست وى در مساوات  ميان اولاد</a><a class="text" href="w:text:1432.txt">عزت و احترام همسايه  </a><a class="text" href="w:text:1433.txt">قصه عبد اللَّه  بن سلام با همسايه‏ اش كه وى را اذيت مي ‏نمود</a><a class="text" href="w:text:1434.txt">پيامبر ص كسى را كه همسايه خود را اذيت نموده باشد از همراهى‏ اش در يكى از غزوات نهى مي ‏نمايد</a><a class="text" href="w:text:1435.txt">شدت حرمت زنا با زن همسايه و دزدى نمودن از وى</a><a class="text" href="w:text:1436.txt">حديث ابوذر كه: خداوند سه تن را دوست مي ‏دارد و سه تن را بد مي ‏بيند</a><a class="text" href="w:text:1437.txt">عزت رفيق صالح  توصيه پيامبر ص به دو تن از صحابه درباره عزت رباح بن ربيع</a><a class="text" href="w:text:1438.txt">قرار دادن مردم در جاهاى شان   عملكرد عايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) در اين باره</a><a class="text" href="w:text:1439.txt">سلام دادن بر مسلمان  قصه ابوبكر (رض) در اين باره</a><a class="text" href="w:text:1440.txt">تبليغ و وعظ ابوامامه در اين باره و چگونگى اصحاب در آن</a></body></html>بشارت پيامبر ص به كسى كه بر اولاد خود رحم كند و درخواست وى در مساوات  ميان اولاد
بزار از انس (رض) روايت نموده كه: زنى نزد عايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) رفت، و دو دخترش همراهش بودند، مي ‏گويد: و عايشه (رضى‏ اللَّه  عنها) به اوسه دانه خرما داد، و آن زن به هر يك از دو دخترش يك دانه خرما را داد، و بعد آن يك دانه خرماى ديگر را گرفت تا در دهن خود بگذارد، مي ‏گويد: اطفال به طرف وى نگاه نمودند، مي ‏افزايد: آن گاه وى آن خرما را دو شق نموده، و به هر يك از آن‏ها نصف آن را داد و بيرون رفت، بعد پيامبر خدا ص وارد شد و عايشه عملكرد آن زن را برايش بازگو نمود، پيامبر ص فرمود: «وى به اين عمل داخل جنت شد».  ونزد طبرانى در الصغير و الكبير از حسن بن على (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت است كه گفت: زنى با دو فرزندش نزد پيامبر خدا ص آمد، و از وى چيزى خواست، پيامبر ص به او سه دانه خرما داد، به هر يك شان يك خرما، بعد آن زن براى هر يك از آن‏ها يك خرما داد، و آن دو حق خود را خوردند و به طرف مادر خويش نگاه كردند، و مادرشان آن يك خرما را [كه حق خودش بود و باقى مانده بود] نيز دو شق نمود، و به هر يك از آن‏ها نصف خرما را داد، آن گاه پيامبر خدا ص گفت: «خداوند وى را به خاطر رحمت وى بر دو فرزندانش رحم نمود». 
و بخارى  از ابوهريره (رض) روايت نموده، كه گفت: مردى در حالى نزد پيامبر ص آمد كه طفلى همراهش بود، و او را در آغوش مي ‏كشيد، پيامبر ص گفت: «آيا بر وى مهربانى و رحمت مي ‏كنى؟» گفت: آرى، پيامبر ص فرمود: «خداوند بر تو مهربان‏تر از تو بر اين است، و او مهربان‏ترين مهربانان است».
و بزار از انس (رض) روايت نموده كه: مردى نزد پيامبر ص بود، و يكى از فرزندانش نزدش آمد، او وى را بوسيد و بر روى پاى خود نشاند، بعد دختر وى نيز نزدش آمد، و او وى را در پيش روى خود نشاند، پيامبر ص فرمود: «چرا در  ميان شان مساوات ننمودى؟». 

عزت و احترام همسايه  
حقوق همسايه چنان كه در حديث شريف آمده است
طبرانى از معاويه بن حيده (رض) روايت نموده، كه گفت: گفتم: اى پيامبر خدا حق همسايه‏ام چيست؟ فرمود: «اگر مريض شد از وى عيادت كنى، اگر درگذشت در تشييع جنازه وى سهيم گردى، اگر از تو قرض خواست به او قرض بدهى، اگر فقير شد و حالتش بد گرديد او را بپوشانى، اگر خيرى به وى رسيد براى او تبريكى بفرستى، اگر مصيبتى به وى رسيد به او تعزيت بگويى، منزل خود را از منزل وى بلندتر نسازى كه باد را به سوى او ببندى و او را به بوى ديگت اذيت نكنى مگر اينكه از آن براى او بفرستى». 
 
قصه عبد اللَّه  بن سلام با همسايه‏ اش كه وى را اذيت مي ‏نمود
ابونعيم در المعرفه از محمد بن عبد اللَّه  بن سلام (رض) روايت نموده كه: وى نزد پيامبر خدا ص آمد و گفت: همسايه‏ام مرا اذيت نموده است، پيامبر ص گفت: «صبر كن»، باز براى دو مين  بار نزد وى آمد و گفت: همسايه‏ام مرا اذيت كرده است، پيامبر ص گفت: «صبر كن»، باز براى بار سوم آمد و گفت: همسايه‏ام مرا اذيت نموده است، پيامبر ص فرمود: «به سوى متاع  خود رفته و آن را در كوچه بينداز، و وقتى كسى نزدت آمد بگو: همسايه‏ام مرا اذيت نموده است، به اين صورت لعنت بر وى متحقق مي ‏گردد. كسى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، بايد همسايه خود را عزت كند، و كسى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، بايد مهمان خود را عزت نمايد، و كسى كه به خدا و روز آخرت ايمان دارد، سخن خير بگويد، يا خاموش باشد». 
 
پيامبر ص كسى را كه همسايه خود را اذيت نموده باشد از همراهى‏ اش در يكى از غزوات نهى مي ‏نمايد
طبرانى در الأوسط از عبد اللَّه  بن عمر (رضى‏ اللَّه  عنهما) روايت نموده، كه گفت: پيامبر خدا ص براى غزوه‏اى بيرون رفت و گفت: «امروز كسى كه همسايه خود را اذيت نموده باشد ما را همراهى نكند»، مردى از قوم گفت: من در كنار بوستان همسايه‏ام بول نمودم، گفت: «امروز ما را همراهى مكن». 
 
شدت حرمت زنا با زن همسايه و دزدى نمودن از وى
احمد و طبرانى ازمقداد بن اسود (رضى الهن عنه) روايت نموده‏اند كه گفت: رسول خدا ص به اصحاب خود گفت: «درباره زنا چه مي ‏گوييد؟» گفتند: حرام است، خدا و رسولش آن راحرام گردانيده‏اند، و تا روز قيامت حرام است. مي ‏گويد: آن گاه پيامبر خدا ص به اصحاب خود فرمود: «اگر انسان با ده زن زنا كند، از زنا به زن همسايه‏اش بر وى آسانتر است»،  مي ‏گويد: پيامبر ص بعد از آن گفت: «درباره سرقت چه مي ‏گوييد؟» گفتند: خدا و رسولش آن را حرام نموده‏اند، بنابراين آن حرام است، گفت: «اگر انسان از ده خانه سرقت نمايد، از سرقت نمودن از همسايه بر وى آسانتر است». 
 
حديث ابوذر كه: خداوند سه تن را دوست مي ‏دارد و سه تن را بد مي ‏بيند
احمد و طبرانى كه لفظ از طبرانى است از مطرب بن عبد اللَّه  (رض) روايت نموده‏اند كه گفت: از ابوذر حديثى به من مي ‏رسيد، و علاقه‏مند بودم تا وى را ملاقات كنم، بعد با وى ملاقات نمودم و گفتم: اى ابوذر، حديثت به من مي ‏رسيد و علاقمند بودم تا تو را ملاقات كنم، گفت: آه، چقدر 