 خواهد بود.
سپس وی رفت و من مدتی مبهوت ایستادم. پس پیامبر ص فرمود: ای عمر! آیا میدانی که این سؤال‌کننده چه کسی بود؟ من گفتم: خدا و پیامبرش می‌دانند، پیامبر ص فرمود: وی جبرئیل بود که نزد شما آمد تا دین‌تان را به شما بیاموزد.
کسی که به درستی به وضع حاضر جهان بنگرد، خواهد دید که سررشته‌داران در جهان فعلی همه از طبقه پست و اکثر بی‌دین و غیر مؤمن هستند، و ثروتمندان فعلی جهان هم که معلوم و نافرمانی فرزندان و عقوق آنها که دیگر دلیل نمی‌خواهد، اما باید متوجه بود که نزدیکی قیامت نمی‌تواند مایه نومیدی باشد، زیرا مقصود این نیست که با حدوث این نشانه‌ها امروز و فردا قیامت برپا می‌شود. خیر، بلکه مقصود این است که این نشانه‌ها مقدمه‌ای هستند که انتشار فساد و سوء اخلاق و تباهی و جنایات را اعلام می‌دارند.
واقعاً عجب دنیایی است. در موقعی که علم به جایی رسیده که اتم را می‌شکافد، در چنین موقعی در شهرهای به اصطلاح متمدن، آنهایی که نام مردان برخود نهاده اند، در مجالس سیه‌رویی حاضر می‌شوند تا زنان و دختران‌شان با بیگانگان برقصند و یا به قرار آماری که از بی‌دینان اروپا انتشار می‌یابد، چنین نتیجه می‌گیرند که صدی شصت فرزندان نتیجه زنا هستند. این بلا کم کم شیوع می‌یابد و حتی در شهرهایی که شاید قبلاً نامی از زنا نبود، کم کم زنانی که به خانه شوهر می‌روند، فرزند پنج‌ماهه به دنیا می‌آورند.
این جمله حدیث که کنیزان آقایان خود را می‌زایند، به همین امر اشاره است که انتشار فحشاء به طریق اتصال در آنگونه مجالس پس از مدتی باعث می‌شود که فرزند با مادر و پدر با دختر خود فساد کند، و به این معنی زنان شوهران خود را می‌زایند، و مقصود از آقایان: شوهران است. خداوند خودش بشر را از گمراهی نجات دهد، و به سوی عقل و دین برگرداند.
هرگاه بخواهیم به تعبیر دیگر معنی کنیم می‌گوییم که فراوانی مال و بهبود اوضاع به جایی می‌رسد که مردم گرسنه و برهنه به خوشی می‌رسند، و از استغنا و دارابودن مال به برافراشتن خانه‌ها می‌گرایند، و مادران فرزندان بهتر از خود می‌زایند، چنان که می‌گوییم که فلان پسر بهتر از پدر است.
این معنی هم محتمل است، در صورتی که بشر از وضع فعلی نجات یابد به موازات بهبود اوضاع، پیشرفت دین و حصول اخلاق عالیه همراه گردد، (نشانه‌هایی که برای قیامت ذکر شده، نشانه‌های بسیاری است که این جا محل یاد آنها نیست).
در آخر حدیث راوی می‌گوید که تعجب من مدت زیادی به طول نیانجامید، زیرا پس از آن حضرت رسول ص مرا فهمانید که پرسنده جبرئیل بوده و به آن صورت آمده است تا در این پرسش‌ها و پاسخ‌ها دین‌تان را به شما بیاموزد.

شرح حديث:
در این فرمایش پیامبر دنیایی از حکمت نهفته است، زیرا اثر خطبه‌های حضرت رسول الله در دل‌های یاران و شنوندگان به طوری بود که شنونده را از حالی به حال دیگر می‌برد، دل‌ها موقعی که حضرت رسول الله وعید و عواقب نافرمانی خدای تعالی را برمی‌شمرد، به لرزه درمی‌آمد. ترس از روزی که جز آفریدگار مالک الملک هیچ فرد دیگری را امر و نهی نیست مگر به فرمان او، ترس از چنان روزی و مجسم‌ساختن حال بندگان در آن روز طوری بود که گفتی همان روز واقع شده و مردم در برابر آفریدگار در روز شمار قرار دارند، چشم‌ها اشک ریزان می‌شد؛ زیرا نعمت‌های بی‌شمار و ناسپاسی بسیار آدمی را از غفلت و بیهوشی به هوش می‌آورد.
پوشیده نیست که اینگونه فرمایش‌های دلچسب و مستدل و واقعی بود که از عرب‌های جزیرة العرب، مردان بلندنام اسلام را به دنیا معرفی فرمود. «ابونجیح» یکی از یاران پیغمبر می‌گوید که روزی مانند همیشه در موقع لزوم حضرت رسول الله ص به موعظه و ارشاد برخاست، ولی اثر فرموده‌هایشان و به لرزه‌آمدن دل‌ها و اشک‌ریزی چشم‌ها و بیان وعید و خبردادن از آنچه بعد از ایشان به وجود می‌آمد، می‌رسانید که این موعظه برای خداحافظی است. ابونجیح می‌گوید: عرض کردم یا رسول الله! در چنین موعظه‌ای که وداع و خداحافظی از آن دانسته می‌شود، ما را سفارشی بفرما تا بدانیم در مواقع سخت و هنگام بروز اختلاف چه راهی را در پیش گیریم؟.
حضرت فرمود: شما را سفارش می‌دهم به تقوی و ترس از خدا و پرهیزگاری، پیغمبر اکرم به همین کلمه تقوی مایه نیک‌بختی دنیا و آخرت را جمع فرمود، زیرا پرهیزگاری و ترس از خدای تعالی پایه سعادت‌هاست، نگهداری خود در دنیا به وسیله تقوی میسر است، و نیز نگهداری خود در آخرت به وسیله تقوی و خداترسی فراهم است، و کسی که تقوی و ترس از خدای تعالی را پیشه ساخت دنیا و عقبی و مابعد آنها را برده است.
(السَّمْعِ وَالطَّاعَةِ) و شنیدن فرمان فرمانروایان و فرمانبری‌شان، تا وقتی که فرمان‌شان خلاف فرمان خدا نباشد.
بدیهی است که راحتی آدمی در دنیا در فرمانبری فرمانروایان است، و اگر کار از این قرار باشد که فرمان فرمانروایان شنیده نشود، از هم پاشیدگی و لگام گسیختگی و چیره‌شدن اشرار و ضایع‌شدن دین پیش می‌آید، این است که رسول الله ص فرمود: شما را سفارش می‌دهم به ترس از خدا و فرمانبری اولی الامر و اگرچه فرمانروای شما برده‌ای باشد.
البته این کلمه برای بیان مسأله و تأکید برآن است که اگر به تقدیر برده‌ای امیر شود، از فرمان او سر مپیچید، و این کلمه مانند این حدیث است: (من بني لله مسجدا ولو كمفحص قطاة) هرکس مسجدی در راه خدا بسازد اگرچه در کوچکی به قدر محلی باشد که «قطاه» یعنی مرغ سنگ‌خوار در آن تخم می‌گذارد، معلوم است که مسجد به قدر محلی که فقط جای تخم‌گذاشتن یک پرنده کوچک باشد، صورت نمی‌گیرد، و اینگونه کلمات را برای تأکید به کار می‌برند.
در مثل است: (حاكم غشوم خير من فتنة تدوم) حاکمی که ستمگر باشد، بهتر است از این که حاکم نباشد و فتنه دوام بیابد، و درمان این اختلاف و راه نجات در آن روزگار را هم بیان فرمود که شما را به گرفتن راه من و گرفتن راه خلفاء راشدین بعد از من تشویق می‌کنم و این سفارش را به بن دندان بگیرید، یعنی سفارش بر تقوی و خداشناسی مایه نیک‌بختی‌هاست، و شنیدن فرمان خلفاء راشدین و حکام دادگر بعد از ایشان وسیله آسایش است، و در روزهای اختلاف در راه پیغمبر و سنت مطهره ایشان پایه سعادت دنیا و آخرت است.
در حدیث است: (تركتكم علي المحجة البيضاء ليلها كنهارها) شما را بر راهی روشن رها کردم که شب آن مانند روز آن روشن و پرفروغ است، این راه را بگیرید که با گرفتن آن هیچگاه به گمراهی نخواهید افتاد، و بد از آن فرمود که سنت و راه خلفاء راشدین را پیش بگیرید، زیرا آن اعتقاد و کردار و رفتاری که من دارم آنها نیز دارند و همان سنت کامله است.
در حدیث دیگری فرمود: (إن أمتي ستفترق علي بضع وسبعين فرقة، كلها في النار إلا فرقة واحدة، وهي ما أنا عليه وأصحابي) امت من به هفتاد و چند فرقه منقسم می‌شوند که همه در دوزخ خواهند بود مگر یک فرقه، وقتی از ایشان پرسیده شد آن یک فرقه کدام است؟ فرمود: آن یک فرقه همانا فرقه‌ای است که راه 