ي بعد از سجود، بپا داشتن نافلة مغرب‌است كه پس از نماز مغرب برگزار مي‌شود و مقصود از تسبيح گفتن بعد از پشت كردن ستارگان، بپا داشتن نافلة سپيده دم‌است چنانكه علي عليه السلام تفسير نموده و ابن عباس نيز از رسول خدا (ص) روايت كرده است.

الهوامش
(80) به كتاب «الاعتصام بحبل الله المتين» اثر قاسم بن محمد (از ائمة زيديه)، ج2، ص 90 نگاه كنيد.
(81) سورة ق، آية 40.
(82) سورة طور، آية 49.خداي تعالي دادن زكات را با اداي نماز در بسياري از آيات قرآن همراه نموده‌است و ميان آندو را در شرع چنان پيوندي بر قرار كرده كه هيچيك بدون ديگري پذيرفته نخواهد شد همانگونه كه از امير مؤمنان علي عليه السلام روايت شده كه هنگام وفات خود به فرزندش حسن عليه السلام فرمود: «تو را به دادن زكات در جايگاه خود، سفارش مي‌كنم زيرا كه نماز از كسي كه زكات ندهد، پذيرفته نمي شود»(83).
بنا بر اين، شخص مسلمان (چون مالش به حد نصاب رسد) بايد تا به رضايت خاطر زكات آنرا بپردازد همانگونه كه لازمست نماز خود را از سر اخلاص براي خدا بخواند چنانكه خداي عز و جل در كتاش فرمود: ﴿وَمَا أُمِرُوا إِلا لِيَعْبُدُوا الله مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاء وَيُقِيمُوا الصَّلاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ﴾ (البينة:5).
يعني: «و آنها فرمان نيافتند جز آنكه خدا را بندگي كنند و دين (خويش) را براي او خالص گردانند و نماز بگزارند و زكات دهند و دين استوار همين است».
وشريف رضي در «نهج البلاغه» از امير مؤمنان علي عليه السلام آورده‌است كه فرمود:
«همانا پرداخت زكات بهمراه برگزاري نماز ماية نزديك شدن مسلمان به خدا‌است پس آنكس كه زكات را با رضايت خاطر ببخشد، اينكار كفارة گناهان او قرار داده مي‌شود و بازدارنده و نگاهدارندة وي از آتش است». 
نويسنده گويد: همراهي نماز و زكات در قرآن و سنت پيامبر - (ص) - امري آشكار است. احمد بن عيسي، از حسين بن علوان، از ابو خالد واسطي(84)، از زيد بن علي، از پدران گراميش، از علي عليهم السلام روايت نموده كه رسول خدا (ص)  فرمود: 
« نماز جز به دادن زكات تمام نمي شود و صدقه از (دستاورد) خائن پذيرفته نمي‌گردد»(85).
مناوي (از اهل سنت) نيز در كتاب «كنوز الحقائق»(86) از پيامبر خدا (ص) آورده‌است كه فرمود: « نماز كسي كه زكات نمي پردازد پذيرفته نيست».
زكات داراي شاخه هاي بسيار‌است كه آنها را در كتب حديث و فقه بايد جستجو كرد. 

الهوامش
(83) أمالي أحمد بن عيسي، ج1، ص263. 
(84) ابو خالد واسطي از ياران نزديك زيد بن علي (ع) شمرده مي‌شود و گرد آورندة مجموعة فقهي و حديثي وي بوده است.
(85) أمالي احمد بن عيسي، ج1، ص 264.
(86) نام كامل اين كتاب: «كنوز الحقائق في حديث خير الخلائق» است و مؤلف آن عبد الرؤوف مناوي نام دارد.عَلِيٌّ مَعَ القُرْآنِ والقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَفْتَرِقَا...
الرسول الأكرم (صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ) 
علـى با قرآن است و قرآن با علـى ‌است هـرگز  از يكديگر جدا نخواهد شد...

إنَّ الكتَابَ لمَعِي، مَا فَارَقْتُهُ مُنْذُ صَحِبْتُهُ...                       الإمام على (ع)
كتاب خدا با من‌است، از لـحظه‌اى كه با آن همراه شدم، از آن جدا نگشته‌ام....
 
إنَّ عَلَى كُلِّ حقٍّ حقيقةً وَ عَلَى كُلِّ صَوَابٍ نوراً فما وافق كتابَ اللهِ فَخُذُوا به، و ما خالفَ كتابَ اللهِ فَدَعُوه.
الإمام أمير المؤمنين علي (ع)
(تفسير العياشي، ج1، ص8) 

بر هر سخنِ دُرُسْتى، حقيقت و نورى (پرتو افكنده) است پس هر چه را كه با كتاب خدا (ميزان گفتارِ دُرُسْت) سازگار افتاد بگيريد و هر چه را با كتاب خدا ناسازگار آمد، واگذاريد.
امير مؤمنان على عليه السلام خداوند تبارك و تعالي مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ * أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ * شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ الله بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ الله عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾ (البقرة: 183-185). 
يعني: «اي كساني كه ايمان آورده ايد، روزه بر شما مقرر گشت چنانكه بر كساني كه پيش از شما بودند مقرر شد، باشد كه پروا كنيد * روزهاي معيني را (روزه بداريد) پس هر كس از شما كه بيمار يا بر سفر بود چندي از روزهاي ديگر را (روزه گيرد) و كساني كه به سختي طاقت آنرا دارند در عوض (روزه گرفتن) بايد بينوايي را خوراك دهند. و هر كس بدلخواه خودش بيشتر نيكي كند براي او بهتر‌است و اگر بدانيد، روزه گرفتن براي شما نيكوتر است *
(آن روزهاي معين همان) ماه رمضان‌است كه قرآن در آن فرو فرستاده شده در حالي كه رهنمون مردم و (در بر دارندة) دلائل روشن هدايت و جداسازي (حق از باطل) است. پس هر كس از شما كه اين ماه را دريابد بايد روزه بگيرد وآنكس كه بيمار يا بر سفر بود چندي از روزهاي ديگر را (روزه گيرد) –خداوند براي شما آساني مي‌خواهد و سختي را نمي خواهد- تا شمارة (روزه‌هايتان) را تكميل كنيد و خدا را بخاطر آنكه هدايتتان كرده بزرگ شماريد و باشد كه سپاس گزاريد» *
چقدر اين آيات براي كسي با تأمل در آنها بنگرد روشن است! با وجود اين، ما به پاسخ برخي از پرسشها در پيرامون همين آيات نيازمنديم مانند اينكه بدانيم: آنان كه به سختي طاقت روزه گرفتن را دارند، چه افرادي هستند؟ و بدانيم كه آيا جايز‌است قضاي روزه ها را پشت سر هم نگرفت (و پراكنده بجاي آورد)؟ و آيا كسي كه در ميان ماه رمضان اسلام آورد وظيفة او نسبت به روزه چيست؟ ما با استدلال بدانچه از امير مؤمنان علي عليه السلام روايت شده به پرسشهاي مزبور پاسخ مي‌دهيم و مي‌گوييم:
در جواب از پرسش اول بايد دانست كه ابو جعفر طبري در تفسيرش از امير مؤمنان علي عليه السلام آورده كه در بارة ﴿وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِين﴾ فرمود: « اين حكم در مورد پيرمرد فرتوت آمده‌است كه توان روزه گرفتن را ندارد، چنين شخصي مي‌تواند روزه نگيرد و بجاي هر روز، بينوايي را خوراك دهد».
و همچنين در مسند امام زيد بن علي از پدرانش از امير مؤمنان علي عليه السلام روايت شده كه چون خداي بزرگ فريضة ماه رمضان را فرو فرستاد... پيرمردي فرتوت كه بر دو مرد در اطراف خود تكيه كرده بود آمد و گفت: اي رسول خدا، اين ماه رمضان‌است كه فرا رسيده و فريضة روزه مقرر شده ولي من ت