م‌، با علمايي‌ كه‌ درباره‌ عقايد صحبت‌ مي‌كنند، بنشينيم‌ و حرف‌ آنها را گوش‌ كنيم‌، اجازه‌ ندهيم‌ ذره‌اي‌ خلل‌ در عقيده‌ ما وارد شود. عقيده‌ خيلي‌ مهم‌ است‌ به‌ منزله‌ سر انسان‌ است‌، به‌ منزله جمجمه انسان‌ است‌، هزار دست‌ و پا و چشم‌ زيبا باشد، اگر سر را بريدي‌ چه‌ فايده‌ دارد؟ انساني‌ كه‌ عقيده‌اش‌ خراب‌ شود، هيچ‌ عملي‌ جاي‌ عقيده‌ را پر نمي‌كند.دام‌ دوم‌؛ بدعت‌

سروران‌ گرامي‌! اگر بنابر لطف‌ الله و بنابر تقدير ازلي‌ و بنابر عنايات‌ خاص‌ الله از اين‌ دام‌ بزرگ‌ شيطان‌، انسان‌، نجات‌ يافت‌، دقت‌ بفرماييد، دام‌ دوّم‌ چيست‌؟ خود را بررسي‌ كنيم‌، فرزندانمان‌ را بررسي‌ كنيم‌، جامعه‌ را بررسي‌ كنيم‌ كه‌ شيطان‌ وارد نشده‌؟ اين‌ دشمني‌ كه‌ خداوند هشدار داده‌، اين‌ دشمني‌ كه‌ آنروز تهديد كرد آدم‌ (ع) را، در مقابل‌ خدا ايستاد. از ما چقدر سهميه‌ گرفته‌، چقدر دارد مي‌گيرد.
چقدر نصيب‌ برده‌ كمي‌ فكر كنيد كه‌ ما از كه‌ بريده‌ايم‌ و به‌ چه‌ كسي‌ پيوسته‌ايم‌ و از چه‌ كسي‌ داريم‌ مي‌بريم‌ و به‌ چه‌ كسي‌ داريم‌ مي‌پيونديم‌، فكر بايد كرد. دوّمين‌ دام‌، دام‌ بدعت‌ است‌. بدعت‌ يك‌ گناه‌ لذيذي‌ است‌، شيرين‌ و مورد تأييد رسم‌ و رواج‌ انسانها. و به‌ انگيزه‌ ثواب‌ و به‌ نام‌ عبادت‌ شيطان‌ وادار مي‌كند به‌ بدعت‌.
جدّاً اعمال‌ خود را بررسي‌ كنيم‌، گاهي‌ در خيرات‌ و حسنات‌، گاهي‌ در عبادات‌، گاهي‌ در دعاها ما دچار بدعت‌ شده‌ايم‌ و مي‌شويم‌. الله تعالي‌ ما را از بدعت‌ها محفوظ‌ بدارد. در اين‌ باره‌ علماء بايد بررسي‌ كنند، جايي‌ بدعتي‌ است‌ بايد به‌ مردم‌ توضيح‌ دهند، مردم‌ هم‌ بپرسند، بالاخره‌ بايد همه‌ بدانند كه‌ بدعت‌ يعني‌ عبادت‌ ساختگي‌ مطابق‌ رسم‌ و رواج‌ كه‌ آدم‌ به‌ انگيزه‌ ثواب‌ انجام‌ مي‌دهد، نه‌ در قرآن‌ تأييد شده‌، نه‌ در سنت‌ رسول‌ الله (ص) و نه‌ در عهد خلفاء راشدين‌. حالا چه‌ در موقع‌ شادي‌ باشد، چه‌ در موقع‌ غم‌ باشد، چه‌ به‌ نام‌ عبادت‌ انجام‌ شود، يا به‌ نام‌ ديگري‌ انجام‌ بگيرد.
شيطان‌ در دام‌ دوّم‌ به‌ نام‌ بدعت‌، يك‌ گناه‌ شيرين‌ مي‌آورد جلو مردم‌. اين‌ مخالفت‌ سنت‌ رسول‌ الله (ص) است‌ و خيلي‌ سرخوش‌ مي‌شود كه‌ با رسول‌ الله وارد جنگ‌ شده‌ است‌. بدعتي‌ خيلي‌ خطرناك‌ است‌. دام‌ سوم‌؛ گناه‌ كبيره‌

دام‌ سوّم‌ شيطان‌، گناه‌ كبيره‌ است‌ كه‌ از الله فاصله‌ مي‌دهد انسانها را، مخلوق‌ را از خالق‌ جدا مي‌كند، بين‌ عابد و معبود فاصله‌ مي‌اندازد.
هر گناه‌ زنگي‌ است‌ بر مرآت‌ دل‌دل‌ شود زين‌ زنگها خوار و خجل‌
لذا شيطان‌ مي‌كوشد انسان‌ را به‌ گناه‌ كبيره‌ مبتلا كند؛ مثل‌ قتل‌، سحر، غيبت‌.
و گناهان‌ را چكار مي‌كند؟ ﴿وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ﴾ [نمل / 24] يعني: اعمال شان را زيبا نشان‌ مي‌دهد، لذيذ نشان‌ مي‌دهد. لذّت‌ هم‌ ندارد ولي‌ او لذيذ مي‌كند، زينت‌ ندارد، زينت‌ مي‌دهد. خواهري‌ كه‌ حجاب‌ را از سرش‌ بر مي‌دارد بخاطر اينست‌ كه‌ زيبا شود. زيبايي‌اش‌ را به‌ نمايش‌ بگذارد، ولي‌ نمي‌داند كه‌ شيطان‌ دارد ما را در دام‌ گرفتار مي‌كند، اين‌ برادر عزيز، جواني‌ كه‌ سر صبح‌ بلند مي‌شود، تيغ‌ را در دست‌ مي‌گيرد، وارد باغ‌ رسول‌ الله (ص) مي‌شود، ريش‌ را مي‌تراشد، در واقع‌ دارد چكار مي‌كند، مي‌گويد من‌ خود را دارم‌ زيبا مي‌كنم‌. زيبا مي‌شوم‌، جلو دوستانم‌، فكر نمي‌كند كه‌ شيطان‌ چقدر از اين‌ كارش‌ راضي‌ و خوشحال‌ مي‌شود. 
جوانان‌ عزيز! بپاييد خود را، از كه‌ داريد مي‌بُريد و به‌ كه‌ داريد مي‌پيونديد. دشمن‌ نگون‌ بخت‌ ازلي‌، آبايي‌، اجدادي‌ را داريد خوش‌ مي‌كنيد.دام‌ چهارم‌؛ گناهان‌ صغيره‌

در دام‌ چهارم‌ انسان‌ را در گناهان‌ صغيره‌ مبتلا مي‌كند. مي‌گويد: اين‌ كوچك‌ است‌، ما از مفتي‌ صاحب‌ پرسيده‌ايم‌، از علماء پرسيده‌ايم‌، اين‌ زياد گناه‌ نيست‌. خوب‌ يك‌ لباس‌ زيبايي‌ داري‌، لكه‌اي‌ بخورد چطور است‌، اگر تكه‌ پاره‌هاي‌ كوچك‌ آتش‌ بخورد مي‌گويي‌ كوچك‌ است‌، عيبي‌ ندارد، آتش‌ بزرگ‌ از چه‌ درست‌ مي‌شود؟ گناه‌ صغيره‌ مانند اين‌ است‌ كه‌ چوب‌هاي‌ كوچكي‌ از آتش‌ بگيري‌ جمع‌ كني‌، يك‌ آتش‌ بزرگي‌ (آتشكده‌اي‌) درست‌ مي‌شود. به‌ همين‌ خاطر رسول‌الله  فرمودند: «إيّاكم‌ ومحقرات‌ الذنوب‌» برحذر باشيد از گناهان‌ كوچك‌. گناه‌ را كم‌ ندانيد. شيطان‌ از اينجا ضربه‌اش‌ را مي‌زند، مي‌گويد كوچك‌ است‌ ما كه‌ گناهان‌ بزرگ‌ نمي‌كنيم‌ ديگران‌ كه‌ شتر را با بارها مي‌خورند، من‌ كه‌ يك‌ چيز كمي‌ خوردم‌، من‌ كه‌ يك‌ غيبتي‌ كردم‌. يكي‌ را مي‌گوييم‌ سيگار نكش‌. مي‌گويد بابا شما مي‌گوييد سيگار نكش‌، قليان‌ نكش‌، مردم‌ دارند چرس‌ و ترياك‌ مي‌كشند. آخر اين‌ همان‌ سيگار است‌ كه‌ به‌ پله‌ ترياك‌ مي‌رود، بعد هم‌ آنطرف‌تر.
سرچشمه‌ شايد گرفتن‌ به‌ ميل = ‌چو پر شد نشايد گذشتن‌ به‌ فيل‌
شما سرچشمه‌ را با يك‌ سوزن‌ مي‌توانيد بگيريد، وقتي‌ پر شد با فيل‌ هم‌ نمي‌توانيد بگذريد و عبور كنيد از رودخانه‌. پس‌ اوّل‌ بايد مواظب‌ بود كه‌ گناه‌ صغيره‌ در خانه‌ نيايد، وارد بدن‌ نشود، وارد خانواده‌ نشود، پيش‌ دختر، مادر، خانواده‌، عزيزان‌ و پيش‌ خودمان‌ نيايد. صغيره‌، صغيره‌ جمع‌ شد، كبيره‌ مي‌شود.
دام‌ پنجم‌؛ مشغول‌ كردن‌ به‌ مباحات‌

دام‌ پنجم‌ فكر مي‌كنيد چه‌ باشد، دقت‌ بفرمائيد كه‌ شيطان‌ هنوز مأيوس‌ نشده‌ است‌. دام‌ پنجم‌: انسانها و بندگان‌ را در كارهاي‌ جايز و مباح‌ مبتلا مي‌كند. در شريعت‌ جايز است‌، ولي‌ آنقدر مشغولش‌ مي‌كند در مباح‌ و جايز كه‌ عبادت‌ بزرگ‌ از دستش‌ فوت‌ شود، كارهاي‌ بزرگ‌ از دستش‌ فوت‌ شود. كار خودش‌ جايز است‌ و مشكلي‌ ندارد. اينجا انسان‌ در شك‌ مي‌افتد و گول‌ مي‌خورد، مي‌رود فتوي‌ مي‌گيرد، مفتي‌ مي‌گويد: بله‌ اين‌ جايز است‌، مي‌آيد فتوي‌ را به‌ سينه‌ مي‌زند مي‌گويد، جايز است‌، چه‌ كسي‌ گفته‌ ناجايز است‌. ولي‌ اين‌ جايز كم‌كم‌ منجر مي‌شود به‌ ناجايز، به‌ حرام‌.
انسان‌ بزرگي‌، شيطان‌ را در صورت‌ ظاهري‌ ديد، گفت‌: تو تا حال‌ از من‌ هم‌ سهمي‌ گرفته‌اي‌؟ گفت‌: بله،‌ يكبار. گفت‌: كجا بود؟ شيطان‌ گفت‌: يك‌ روزي‌ تو گرسنه‌ بودي‌، غذايي‌ برايت‌ آوردند. من‌ خيلي‌ آن‌ غذا را لذيذ جلوه‌ دادم‌. تو خوردي‌. گفتي‌ حلال‌ است‌. جسمت‌ سنگين‌ شد نماز تهجدت‌ فوت‌ شد. من‌ آنجا كارم‌ را كردم‌. تو نفهميدي‌ كه‌ من‌ آمدم‌ و دارم‌ القاء مي‌كنم‌ كه‌ بخور، بخور. 
مي‌گويد: خانه‌ بساز، بساز. چه‌ كسي‌ گفته‌ خانه‌ 