ت جنگ در گرفت(2). 
کجا در این حادثه طرفین ریختن خون یکدیگر را حلال و جایز دانسته‌اند؟! 
آیا ظاهر امر این نیست که هر یک فکر می‌کرد که حق با اوست؟ و آیا ظاهر امر این نیست که بخاطر یک قضیه با هم جنگیدند نه به خاطر کشتن فرد مشخصی؟! 
پنجم: بسیاری از آنچه در روایات تاریخی آمده صحیح نیست، و کسی که می‌خواهد دامن دین او آلوده نشود نباید به این روایات گوش دهد چون دروغ‌های زیادی در آن آمده است. 
و با این چکیده و خلاصه‌ای که ارائه شد روشن می‌شود که ادعای شما دقیق نیست. والله المستعان! 
ششم: تلاش برای اینکه عدالت اصحاب با چنین ادعاهایی مخدوش شود، آثار بدی دارد که سبب می‌شود تا اعتماد به این نسل از بین برود و نیز اعتماد به دینی که برای ما نقل کرده‌اند از دست برود؛ بلکه تلاش برای مخدوش کردن عدالت صحابه انتقاد از پیامبر (ص) است که آن حضرت (ص) نسلی را بعد از خود به جا گذاشت که علیه دین شوریدند و امور حرام را مباح و جایز دانستند. والله المستعان! 
----------------------------------------------------------------
1) البداية (70/230-245)، تاریخ طبری، حوادث سال 36 هـ .
2) البداية (7/253-276). 70- شما از ابن عقیل نقل کرده‌اید که او گفته است: (ما – اهل سنت – به شیعه به خاطر اینکه می‌گویند: ائمه معصوم هستند اعتراض می‌کنیم .... تا اینکه می‌گوید: آیا بعد از این برای ما زیباست که ادعا کنیم صد و بیست هزار نفر همه بادیه نشینان و شهرنشینان آنان هم معصوم هستند). 
گفتم: که ابن عقیل فرد ناشناخته‌ایست و بسیاری از ادعاهای او دروغند. از جمله دروغ‌هایش یکی این است که او ادعا می‌کند که اهل سنت می‌گویند: اصحاب معصومند یا از گناه مصون می‌باشند، این دروغ است و در هیچ کتابی از کتاب‌های اهل سنت چنین چیزی نیامده است. و این سخن ابن عقیل تأکیدی است بر این که او سنی نیست چون اگر سنی ‌بود مذهب اهل سنت را می شناخت. و علاوه بر این، تأکیدی است بر قلت امانتداری او در نقل و نسبت دادن، چون در هیچ یک از کتاب‌های اهل سنت گفته نشده که اصحاب معصومند. اهل سنت می‌گویند: اصل در مورد اصحاب خیر و نیکی است؛ چون آنها با میل خود و داوطلبانه اسلام را پذیرفتند، مگر آن که خلاف این از آنها ثابت شود؛ پس اصل این است که به خاطر شرافت صحبت پیامبر (ص) آنها بر خیر و نیکی هستند. 
سپس او آنچه را شما پیش‌تر گفتید با همین لحن تکرار کرده است و می‌گوید: (و آنچه به تواتر ثابت شده که آنها مرتکب اموری می‌شده‌اند که عدالت را مخدوش می‌کند و با آن منافات دارد، اموری از قبیل: تجاوز، قتل ناحق، نوشیدن شراب و غیره، و آنها بر این امور اصرار می ورزیدند. ....). 
پیش‌تر ما از شما خواستیم که تعداد و نام‌های کسانی که به چنین کارهایی آلوده شده‌اند را ذکر کنید، و این ادعا را که آنها بر این کارها اصرار می‌کرده‌اند ثابت کنید....؟! 
سستی در دیانت و بیماری قلب، دو علت بزرگ برای گفتن سخن دروغ و جرأت دادن به خود در این زمینه، هستند. 71- شما گفته‌اید: (و با وجود همة اینها می‌بینیم که بعضی از آنان، کسانی را که از اصحاب انتقاد می‌کنند به زندیق بودن و خارج شدن از دین و الحاد و کفر متهم می‌کنند، چنان که سرخسی می‌گوید: «هر کس به آنها (اصحاب) طعنه بزند ملحد است و از اسلام بیرون رفته است، و علاج او اگر توبه نکند شمشیر است». [أصول السرخسی 2/134]. و روایت خطیب بغدادی را آورده‌اید که از ابی زرعه نقل می‌کند که گفت: (هر گاه کسی را دیدی که به اصحاب رسول خدا (ص) طعنه می‌زند بدان که او زندیق است، چون از نظر ما پیامبر (ص) بر حق است و قرآن حق است، و این قرآن و سنت را اصحاب پیامبر(ص) برای ما نقل کرده‌اند، و آنها می‌خواهند حیثیت و اعتبار شاهدان ما را مخدوش کنند تا از این راه، کتاب و سنت را باطل بگردانند، و در حقیقت حیثیت و اعتبار خودشان مخدوش است و آنها زندیق‌اند). [الكفاية (67)]. 
پاسخ از چند جهت: 
اول: اینکه، چرا شیعیان به اصحاب طعنه می‌زنند، و عدالت آنها را قبول نمی‌کنند؟ منظور آنها از این کار چیست؟ 
آیا منظورشان این نیست که اعتماد به روایات اصحاب را از بین ببرند و در ایمان و اخلاص آنها، مردم را دچار شک و تردید نمایند؟! 
ما از مواضع شیعه جز این مقاصد چیزی دیگر را نمی‌فهمیم. 
دوم: اینکه، نتیجة انتقاد از اصحاب و مشکوک کردن در عدالت آنها چیست؟ 
نتیجه‌اش امور ذیل است: 
1- اینکه اصحاب بر شریعت امین و مورد اعتماد نیستند؛ چون آنها -نعوذ بالله- قاتل، شرابخوار، زناکار، دزد و خائن به دینشان هستند – چنان که شما و کسانی که سخن آنها را نقل کردید ادعا می‌کنید – و این به ابطال شریعت می‌انجامد. 
اگر دشمنان شریعت بخواهند دین را باطل کنند راه بهتری از این راه شیعی نخواهند یافت. 
2- این دین درست نیست؛ چون نتوانسته اولین نسل را به صورت ایمانی و سالم تربیت کند، و به محض اینکه پیامبر (ص) وفات یافته است آنها علیه دین خود شوریده‌اند و هر کار حرام را مرتکب شده‌اند. 
3- پیامبر (ص) - نعوذ بالله- در طی حدود بیست و سه سال، یک نسل جنایت کار را پرورش می‌داده است، و نمی‌دانست که آنها مجرم و فریبکار هستند، آنها از روی نفاق و مکر با او بودند، و وقتی ایشان (ص) وفات یافت نوایا و مقاصد پنهان آن افراد ظاهر گردید.  
4- خداوند حقیقت این نسل را می‌دانست که آنها نسلی شرور هستند ولی پیامبر(ص) را آگاه نکرد تا بجای آنان همراهان و یارانی دیگر برگزیند، و این یعنی اینکه -نعوذ بالله- خداوند باطل را تأیید نمود و مردم را فریب داد، چون مردم اینها را می‌دیدند که با پیامبر (ص) همراه هستند و اطراف او جمع شده‌اند و پیامبر (ص) با آنها زندگی می‌کرد و از آنها مشورت می‌خواست و دخترانش را به ازدواج آنها در می‌آورد و خودش با دختران آنها ازدواج می‌کرد و آنها را می‌ستود و فضایل آنان را بیان می‌کرد. و این یعنی تهمت زدن به خداوند عزوجل، به خاطر اینکه حقیقت و ماهیت این افراد را برای پیامبر (ص) آشکار نکرد و امت را با خبر ننمود تا فریب آنها را نخورند. 
بلکه خداوند به صورت کلی و به صورت خاص خیلی آنها را ستوده است وبا توجه به ادعای شما پس خداوند مردم را فریب داده است. 
آری، نتیجة انتقاد و طعنه شیعه امامیه به اصحاب (رض) همین است. 
5- از ادعاهای شیعه امامیه چنین بر می‌آید که خداوند برای شناختن خوبان از بدان به مقدار کافی توضیح نداده است، و این سبب شده تا قضیه مورد اختلاف باشد، و افراد شرور خوب قرار داده شوند و خوبان متهم گردند، چون خداوند قضیه را روشن و واضح نکرده است.
و این یعنی اینکه نمی توان به آنچه اصحاب روایت کرده اند اعتماد کرد؛ چون ما در مورد آنها شک داریم و می‌ترسیم که به ما دروغ بگویند. و یا اینکه نمی‌دانیم که مؤمن واقعی کدام است که روایت او را قبول کنیم و کدام منافق است. تا روایت او را رد کنیم؛ پس قضیه مشتبه و در هم آمیخته است و قرآن مشخص نکرده است، و سنت را هم خود اینها نقل کرده‌اند. 
و این گونه ما اعتماد خود را به قرآن و سنت از دست می‌دهیم چون ناقلان آن مشکوک هستند. 
سوم: اینکه اگر ما بخو