 ادعا می‌کنند که قرآن ناقص است، پس بنابراین نمی‌توان به آن اعتماد کرد چون ما نمی‌دانیم که چه مطالبی از قرآن کم گردیده است، و وقتی از آن کم شد حتماً به آن چیزهائی اضافه شده است. 
و همه شیعه‌ها ادعا می‌کنند که اصحاب پیامبر که با توجه به آنچه در کتاب‌ها آمده تعدادشان ده هزار نفر بوده است، بعد از وفات پیامبر به جز چهار نفر همه مرتد شده‌اند و به پیامبر ص خیانت کرده‌اند. 
و این گونه شیعه حکم کرده‌اند که این دین از همان لحظه اول ناکام بوده و شکست خورده است: 
- قرآن در تأثیر گذاری ناکام بوده و موفق نشده است. 
- پیامبر نیز در تربیت موفق نشده و شکست خورده است. 
این بود معنای آنچه که در آغاز بحث به او گفتم. سپس میان من و او گفتگویی شد که بقیة تفاصیل آن را به خاطر ندارم. 
اما استاد ابو مهدی در اثنای گفتگو و بحث بسیار مؤدب بود و وقتی اسامی اصحاب برده می‌شد می‌گفت: رضی الله عنهم و هر وقت با او دیدار داشتم او به من این گونه نشان می‌داد. 
سپس در مورد تصحیح احادیث گفتگویی شد و این سوال را مطرح کرد که آیا وقتی علمای اهل سنت حدیثی را صحیح قرار دهند آن حدیث پذیرفته می‌شود؟ 
گفتم: علمای حدیث اهل سنت برای پذیرفتن و نپذیرفتن حدیث ضوابطی وضع کرده‌اند، که هر گاه همه این ضوابط در حدیث رعایت شده باشد آن حدیث مورد قبول است و اگر در این ضوابط اشکالی باشد با توجه به آن در مورد حدیث حکم می‌شود. 
و اگر فردی از علما با این ضوابط مخالفت کند و حدیثی را صحیح قرار دهد طبق ضوابط حکم می‌شود، بنابراین می‌بینیم که عالمی حدیثی را صحیح قرار می‌دهد و عالمی دیگر با او مخالفت می‌کند و گوشزد می‌نماید که شرایط صحت این حدیث مشکل دارند. و گاهی عالمی یک راوی را ثقه و مورد اعتماد قرار می‌دهد اما عالمی دیگر به نقصی در شرایط ثقه قرار دادن او پی می‌برد و با آن عالمی که او را ثقه قرار داده مخالفت می‌کند. بنابراین، اهل سنت دارای منهج و شیوه‌ای هستند که این منهج به نفع یا علیه آنها حکم می‌کند (1). 
و در حاشیه این بحث و گفتگو در مورد اموری دیگر نیز گفتگو و بحث شد.... و سپس دیدار ما به پایان رسید، و بعد از آن دکتر قزوینی قبل از ترک مکه مکرمه نامه‌ای دو صفحه‌ای برای من فرستاد که در این نامه در مورد بعضی از احادیث و مسایلی دیگر پرسیده بود. 
من پاسخ‌های مختصری به او دادم که در این پاسخ‌ها بیشتر به امور عقلی تکیه کرده بودم زیرا اقوال و گفته‌های اهل سنت برای آنها قانع‌کننده نیست. 
بعد از گذشت یک سال و سه ماه تقریباً، او فاکسی برایم فرستاد که در آن گفته بود که او تقریباً پانصد ساعت پاسخ‌های مرا مورد بررسی قرار داده و به کتاب‌های اهل سنت و شیعه مراجعه کرده است و بعد از آن در رد نامه من بحثی در پنجاه و دو صفحه نوشته است. 
در نیمه ماه ربیع الثانی 1425 ه‍ این پژوهش و بحث به دست من رسید، وقتی آن را مطالعه نمودم دیدم که پژوهشی شگفت‌آور و عجیب است. شیوه این پژوهش عجیب بود و به طرز عجیبی نتیجه‌گیری‌هایی شده بود دلایل نیز عجیب و مفاهیم آن پیچیده و عجیب و غریب بودند. از این رو لازم دیدم که این پژوهش را بررسی و مورد نقد قرار دهم و از عجایب و اشتباهات آن پرده بر دارم. بنابراین پاره‌ای از وقتم را به این امر اختصاص داده و این بحث را که دو ماه طول کشید نوشتم، بیشتر این مطالب را در مکه به رشته تحریر در آوردم و سپس در بیرون از مکه آن را تکمیل نمودم. 
و از اینکه این بحث خوب ترتیب داده نشده پوزش می‌طلبم، چون که از قبل برای چنین کاری برنامه‌ریزی و آمادگی نشده بود. و بلکه رد و پاسخی بود بر پژوهشی که شامل مسایل گوناگون و متنوعی بود و گاهی ضرورت بحث اقتضا می‌کند که مطالبی تکرار شود، و اضافه بر این، دوست داشتم در کمترین فرصت به همراه عمره گذاران قبل از ماه رمضان در همان سال پاسخ را به استاد ابو مهدی بفرستم. 
سخنان استاد ابو مهدی را به صورت پراکنده در بیش از صد و شصت پاراگراف ذکر کرده‌ام که به هر پاراگرافی پاسخ داده شده است. و نامه‌هایی که در طی بحث بین من و او رد و بدل شده است را آورده‌ام تا در آمدی بر بحث باشد. 
همه این تلاش‌ها برای آن شده است تا این پژوهش، او و هر شیعه‌ای را بیدار کند و آنها را متوجه نماید که عقایدشان خطرناک و قواعد و اصولشان سست و ضعیف است، و هر چه زودتر قبل از رخت بر بستن از دنیا خودشان را دریابند، و این کتاب را «گفتگویی آرام با دکتر قزوینی شیعه اثناعشری» نامیدم.
از باريتعالى خواهانيم كه حقيقت را به ما بنماياند و توفيق آن دهد كه در راه حقيقت قدم نهيم، و زشت و باطل را بر ملا ساخته، و ما را ياري دهد تا از آن دوري كنيم. 
صلوات و سلام و درود بر پیام آور توحید و بر خاندان و یاران و پیروان بر حق او تا روز جزاء.
بقلم: استاد دکتر احمد بن سعد حمدان غامدی 
مکه مکرمه
-----------------------------------
1) به ياري خدا در قسمت بحث منهج اهل سنت و جماعت بيشتر به اين موضوع خواهيم پرداخت.43- شما در (ص 8) گفته‌اید: (آیا این اجتهاد فقط مختص بعضی از اصحاب است یا اینکه همة آنها را شامل می‌شود و کسانی که بعد از آنها می‌آیند نیز با تأسی از آنها می‌توانند چنین اجتهادی بکنند زیرا پیامبر (ص) فرموده است: (اصحاب من چون ستارگان هستند به هر کدام اقتدا کنید هدایت می‌شوید)؟ 
در پاسخ می‌گویم: 
اول: اینکه، آنچه شما گفته‌اید طعنه و تمسخر است نه پرسش، و این نتیجة روایاتی است که چنین مفاهیمی را در مورد اولین نسل و پایة امت اسلامی شکل داده است. 
دوم: اینکه اشتباه کردن از صفات بشر است، و قرآن کریم و سنت نبوی به این صفت اشاره کرده‌اند. 
و قبلاً بیان شد که خداوند متعال به ما می‌آموزد که از او بخواهیم که ما را به خاطر خطا و اشتباه مان مواخذه نکند: ( رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا )(بقره: 286) و پیامبر (ص) خبر داد که خداوند می‌فرماید: (چنین کردم)(1) . خداوند به ما آموخته است که هر وقت مرتکب اشتباه شدیم دست دعا به سوی او دراز کنیم و معذرت بخواهیم و او عذرخواهی ما را می‌پذیرد. آیا شیعه می‌خواهد صفت خطا کردن انسان را از بین ببرد؟! چه کسی گفته است اگر کسی اشتباه کرد باید از او در اشتباهش پیروی شود؟! 
سوم: بر خلاف عادت، مرجع حدیث «أصحابی کالنجوم» را بیان نکرده اید. و از آن جا که شما محدث هستید!! فکر نمی‌کنم از دروغ بودن این حدیث بی‌اطلاع باشید. 
این حدیث را ابن عبدالبر(2)  و ابن حزم(3)  از طریق سلام بن سلیم – یا ابن سلیمان – روایت کرده‌اند، ابن حزم می‌گوید: (این روایت ساقط و بی‌ارزش است .... و سلام بن سلیمان احادیث دروغینی را روایت می‌کند، و بدون تردید این حدیث هم از همان احادیث دروغین اوست)، و ابن خراش در مورد سلام می‌گوید: (دروغگوست). آیا درست است که شما به چنین حدیثی استناد کنید بدون آن که منبع خود را بگویید و حال آن که شما محدث هستید؟! 
--------------------------------------------------------------------
1) مسلم (289). 
2) جامع بیان العلم (2/91). 
3) الاحکام (6/83). 44- شما گفته‌اید: (سوم: آیات قرآنی که 