موضعتان را در برابر این سخن خطرناک بدانم، و این سخن خمینی را در اثنای بحث بر حسب نیاز ذکر کرده‌ام.
در اینجا چیزی دیگر از سخنان او را اضافه می‌کنم که از سخنان او چنین بر می‌آید که خداوند تقیه می‌کند!! 
خمینی می‌گوید: 
(ما پس از آنکه روشن کردیم که امامت یکی از اصول مسلمة اسلام است، و در قرآن تا آن اندازه که باید بیان شود، شده است، و بیشتر از آنهم صلاح اسلام و مسلمانان نبوده...
ما در اوايل اين گفتار ثابت کرديم که پيغمبر از اینکه امام را با اسم و رسم در قرآن ذکر کند ميترسيد که مبادا پس از خودش قرآن را دست بزنند يا اختلاف بين مسلمانها شديد شود و يکسره کار اسلام تمام شود، و اينجا گواهي از قرآن مياوريم که در اظهار امامت با اسم و رسم محافظه کاري ميکرده و از منافقان ترس داشته، گواه از قرآن خدا:(يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ)(المائدة / 67)(1).
اين آيه به اعتراف اهل سنت و نقل آنها بطرق معتبره از ابي سعيد و ابي رافع و ابي هريره و اتفاق شيعه روز غدير خم در بارة تبليغ امامت علي بن ابي طالب نازل شده)(2).  
خمینی تأکید می‌کند:
1- امامت یکی از اصول دین اسلام است.
2- قرآن تا حدودی به آن اشاره کرده است.
پس چگونه امامت یکی از اصول دین است، و ایمان جز با ایمان داشتن به اصل تحقق نمی‌یابد، و با وجود این، فقط به آن اشاره می‌شود؟!
3- چگونه از اصول دین است، اما بیان آنها به صلاح مسلمین نیست؟!
4- چگونه پیامبر ص از پرداختن به قضیه امامت در قرآن خودداری کرد؟!
آیا قرآن سخن پیامبر ص است؟!
سپس خمینی می‌گوید که قرآن از ترس منافقین به صراحت امامت را بیان نکرد!! یعنی خداوند تقیه کرد و آن را نگفت!
این جمله‌های کوتاهی بودند که شما می‌بینید در آن به خداوند عزوجل و به پیامبرش ص توهین و بی ادبی شده است. و کسی که امام گفته می‌شود: بعید است که چنین سخنانی بگوید، و وقتی حالت امام این است حالت پیروان او چگونه است؟!
و بخشی دیگر از سخنان او را اضافه می‌کنیم او می‌گوید: (روشن و واضح است که اگر رسول خدا امر امامت را آن چنان که خدا دستور داده بود اجرا و اعلام می کرد و در این راه سعی و تلاش می نمود، این همه اختلافات در کشورهای اسلامی و جنگها و خونریزی ها اتفاق نمی افتاد، و این همه اختلافات در دین خدا از اصول گرفته تا فروع به وجود نمی آمد) . (3)
خمینی در این سخنانش:
1- پیامبر ص را متهم (به عدم تبلیغ رسالت و عدم سعی و تلاش برای نشر دین) می‌کند. 
2- و کلام سابق خود را نقض می‌کند که در آنجا گفت: (بیشتر از این اشاره به صلاح اسلام و مسلمین نبود) و در اینجا می‌گوید: (اگر پیامبر می‌رسانید...) 
این است نتیجة باورها و عقاید فاسد
بار خدایا! تو را به خاطر نعمت هدایت سپاس می‌گوییم.
------------------------------------------
1) «ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده آن را به مردم برسان و اگر چنین نکنی پس رسالت او را نرسانده‌ای و خداوند تو را از مردم حفاظت می‌کند».
2) کشف الاسرار (ص 129- 130). 
3) کشف الاسرار ص 155اینها پاسخ‌های سریع و ملاحظات گوناگونی به نوشته‌ای بود که شما برایم فرستاده بودید، و اینها توضیحاتی بودند بر پاسخ‌هایی که در دوران دیدارمان که تقریباً یک و نیم سال پیش در سال (1423 هـ) صورت گرفت برایتان فرستادم. امیدوارم برای نویسنده و خوانندگان مفید واقع گردند.
شاید در مواردی عبارات تندی به کار رفته است که بدون قصد بوده است.
«والله الهادی إلی سواء السبیل».
وصلی الله علی نبینا محمد 
وعلی آله وصحبه أجمعین.
پایان این نوشته ها در تاریخ: 18/6/1425 هـ الباحة – الظفیر
دوستـدار خیـــر   و  نیـکـی  بــرای  شمــــــا:
پروفسور احمد بن سعد حمدان الغـــــامدی
استــــاد دانشگـــــــــــاه ام القری
آموزش عالی - دانشکدة عقیده
 مکة مکرمه.نخست: منابع اهل سنت:
1- الإحکام فی أصول الأحکام، ابن حزم، ط: دار الجیل.
2- الأحکام السلطانیة، أبو الحسن علی بن محمد الماوردی، تحقیق: خالد عبداللطیف السبع – ط: دار الکتاب العربی.
3- أسباب اختلاف المحدثین – د. خلدون الأحدب – ط: دار کنوز العلم (1422هـ).
4- أصول مذهب الشیعة الإمامیة – د. ناصر بن عبدالله القفازی- ط: (1414هـ).
5- الاتجاهات الوطنیة فی الأدب المعاصر – د. محمد محمد حسین – ط. دار الرشاد (1389هـ).
6- إرشاد الفحول، الإمام الشوکانی، تحقیق: أبی مصعب – ط: دار الکتاب العربی.
7- الاصابة، ابن حجر، تحقیق: طه محمد الزینی – ط: مکتبة الکلیات الازهریة.
8- إعلام الموقعین، ابن القیم، تحقیق: محمد محیی الدین – ط: مکتبة السعادة.
9- إکمال تهذیب الکمال، علاءالدین مغلطای، تحقیق: أبی عبدالرحمن عادل بن محمد – ط: الفاروق الحدیثة (1422هـ).
10- الباعث الحثیث، ابن کثیر، تحقیق: أحمد شاکر – ط: دار الفیحاء (1417هـ).
11- بدائع التفسیر، ابن القیم، جمع: یسری السید – ط: دار ابن الجوزی (1414هـ).
12- بدائع الفوائد، ابن القیم – ط: مکتبة القاهرة.
13- البدایة والنهایة، ابن کثیر – ط: مکتبة المعارف والنصر.
14- تاریغ بغداد، البغدادی – ط: الکتاب العربی.
15- تاریخ دمشق، ابن عساکر.
16- تاریخ المدینة المنورة، ابن شبة – ط: دار الأصفهانی بجدة (1399هـ).
17- تبدید الظلام، إبراهيم بن سلیمان الجبهان – ط: بدون.
18- التحریر والتنویر، ابن عاشور – ط: موسسة التاریخ.
19- تحفة الأحوذی، للمبارکفوری – ط: دار الکتب العلمیة.
20- تدریب الراوی، السیوطی – ط: دار الکتاب العربی (1409هـ).
21- التشیع بین مفهوم الأئمة والمفهوم الفارسی، محمد البغدادی – ط: دار عمان (1409هـ).
22- تفسیر ابن أبي حاتم، ابن أبي حاتم، تحقیق: أسعد محمد الطیب – ط: الباز.
23- تفسیر أبی السعود، أبوالسعود، تحقیق: عبدالقادر عطا – ط: مکتبة الریاض الحدیثة.
24- تفسیر البیضاوی، البیضاوی.
25- تفسیر الثعالبی، الثعالبی.
26- تفسیر القاسمی، محمد جمال الدین القاسمی، تحقیق: محمد فؤاد عبدالباقی – ط: دار الفکر (1398هـ).
27- تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، تحقیق: مجموعة مع د. السید محمد السید – ط: دار الحدیث (1422هـ).
28- تفسیر القرطبی، القرطبی – ط: دار الکتب العلمية.
29- تفسیر المنار، محمد رشید رضا – ط: مکتبة القاهرة.
30-  تفسیر النسفی، النسفی.
31- الثقات، ابن حبان – ط: دار الکتب العلمية (1419هـ).
32- التمهید، ابن عبدالبر، ترتیب: الشیخ المغراوی – ط: اولی.
33- تنزیه الشریعة، أبوالحسن علی بن محمد الکنانی – ط: دار الکتب العلمية (1399هـ).
34- تهذیب التهذیب، ابن حجر- ط: دار صادر.
35- تهذیب الکمال، جمال الدین المزی، تحقیق: د. بشار عواد – ط: موسسة الرسالة (1413هـ).
36- الجرح والتعدیل، ابن أبي حاتم، دارالفکر – ط: (!372هـ).
37- جهود أبی الثناء الألوسی فی الرد علی الرافضة، تالیف وتحقیق: عبدالله بوشعیب البخاری، رسالة علمیة بالجماعة الإسلامية.
38- الدر المنثور، السیوطی، تحقیق: د عبدالله الترکی – ط: مرکز هجر للبحوث (1424هـ).
39- زاد المسیر فی علم التفسیر، ابن الجوزی – ط: المکتب الإسلامی (1407هـ).
40- زاد