 می‌ورزد، و این واضح‌ترین دلیل برای باطل بودن این مذهب است.
ابن مطهر حلی می‌گوید: (می‌گویم: کسی که با علی جنگیده است کافر است؛ چون پیامبر (ص) فرموده است: (ای علی! هر کس با تو بجنگد با من جنگیده است) و در کافر بودن کسی که با پیامبر (ص) می‌جنگد شکی نیست. و اما در مورد کسانی که در قضیه امامت با او مخالفت کرده‌اند اقوال علمای ما مختلف است. بعضی از علما آنها را کافر دانسته‌اند، چون آنها یکی از ضروریات دین را انکار کرده‌اند، و آن نص روشنی بود که بر امامت علی دلالت می‌کرد و به تواتر نقل شده بود، و گروهی دیگر از علما آنها را فاسق قرار داده‌اند، و این نظریه قوی‌تر است...)(5) . 
شما این گفته را که امامت (از ضروریات دین است و نص آشکار است) با آنچه که خمینی می‌گوید مقایسه کنید، خمینی می‌گوید: (اگر پیامبر (ص) مسئله امامت را همان گونه که خداوند به او فرمان داده بود به مردم می‌رسانید...) وقتی شما این دو قول را مقایسه کنید تناقض عجیبی را مشاهده می‌کنید! 
سوم: خداوند متعال می‌فرماید:(إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا)(الاحزاب: 33).
«قطعاً خداوند می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند، و شما را کاملاً پاک سازد».
تاملاتی در مورد این آیه:
اول: اینکه، این آیه بخشی از آیه ایست که به دنبال آیاتی می‌آید که در مورد زنان پیامبر هستند، این آیات از اینجا شروع می‌شوند: ﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ﴾ (الأحزاب: .28). و همچنان خداوند زنان پیامبر را مورد خطاب قرار می‌دهد تا اینکه می‌فرماید:(وَقَرْنَ فِي بُيُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکُمْ تَطْهِيرًا(33) وَاذْکُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِکُنَّ(34))(الاحزاب: 33-34). «و در خانه‌های خود بمانید، و همچون جاهلیت پیشین در میان مردم ظاهر نشوید و خودنمائی نکنید، و نماز را بر پا دارید و زکات را بپردازید، و از خدا و پیغمبرش اطاعت نمائید، خداوند قطعاً می‌‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند، و شما را کاملاً پاک سازد، و  آیات خدا و سخنان حکمت‌انگیز را که در منازل شما خوانده می‌شود یاد کنید».
چگونه بخشی از آیه‌ای که همسران پیامبر (ص) را مخاطب قرار می‌دهد - و آیه در ضمن آیاتی قرار دارد که همسران پیامبر (ص) را مخاطب قرار می‌دهد- جدا کرده می‌شود و ادعا می‌شود که در این بخش زنان مورد خطاب نیستند؟!
هیچ لغت‌شناسی این ادعا را نکرده است. 
دوم: آیا آنچه خداوند بیان نموده که پلیدی را از آنها دور می‌سازد و آنان را کاملاً پاک می‌گرداند مقدر بوده و انجام شده است یا خداوند آن را از آنها خواسته است؟
این امر ما را به این سو می‌برد که معنی اراده را در کتاب خدا بدانیم. 
آیا همه آنچه که خداوند گفته آن را خواسته است یا آن را می‌خواهد قطعاً به وقوع پیوسته است؟ 
وقتی در مورد کلمه اراده در کتاب خدا تأمل کنیم می‌بینیم که کلمه اراده در قرآن به دو معنی آمده است:
معنی اول: تشریع و قانون‌گذاری و امر و دوست داشتن چیزی که اراده به آن تعلق گرفته است، یعنی خداوند از بنده می‌خواهد که آن کار را انجام دهد، از آن جمله گفتة الهی که می‌فرماید:(مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْکُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَکِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَکُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ)(المائده: 6).
«خداوند نمی‌خواهد شما را به تنگ آورد و به مشقت اندازد و بلکه می‌خواهد شما را پاکیزه دارد و نعمت خود را بر شما تمام نماید شاید که شکر به جای آورید».
و می‌فرماید:(يُرِيدُ اللّهُ بِکُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِکُمُ الْعُسْرَ)(البقره: 185) 
«خداوند آسایش شما را می‌خواهد و خواهان زحمت شما نیست».
قتاده می‌گوید: (پس برای خودتان بخواهید آنچه را که خدا برای شما خواسته است).
خداوند متعال می‌فرماید:(وَاللّهُ يُرِيدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْکُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُواْ مَيْلاً عَظِيمًا)(نساء: 27).
«خداوند می‌خواهد توبه شما را بپذیرد و آنان که به دنبال شهوت‌ها و امیال هستند می‌خواهند تا حدود زیادی منحرف شوید».
پس این خواستن، بمعنى محبت و امر است، یعنی خداوند این را برای شما دوست دارد، و شما آن را و یا اسباب آن را انجام دهید. 
و از همین نوع است فرمودة خداوند متعال:( يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ)(الأحزاب: 33). «خداوند قطعاً می‌‌خواهد پلیدی را از شما دور کند».
یعنی: خداوند این تشریع و قانون را برای شما آورده است که بر آن عمل کنید؛ تا پلیدی را از شما دور کند و شما را کاملاً پاک سازد.
معنی دوم: آنچه اراده به آن تعلق گرفته است قطعاً محقق است، و این اراده فقط به کار پروردگار متعلق است.
خداوند متعال می‌فرماید:(إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ کُنْ فَيَکُونُ)(یس: 82). «هرگاه خدا چیزی را بخواهد که بشود، کار او تنها این است که خطاب بدان بگوید: بشو! و آن هم می‌شود».
و می‌فرماید:(فَمَن يُرِدِ اللّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ)(الأنعام:125).
«آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند سینه‌اش را گشاده برای (پذیرش) اسلام می‌سازد».
و می‌فرماید:(إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ)(الحج: 14).
«خداوند هر چه بخواهد می‌کند».
پس در اینجا اراده کار خداست، و هر چه خدا بخواهد قطعاً تحقق می‌یابد. 
شاطبی - رحمه الله- می‌گوید: (... اراده در شریعت به دو معنی آمده است:
یکی: اراده قدری که متعلق به هر خواسته‌ایست، پس هر آنچه خدا خواسته که بشود می‌شود و آنچه را خواسته که نشود نمی‌شود. 
و دوم اراده امری است که متعلق به طلب و خواستن انجام کارهاست، و انجام ندادن کارهایی که خداوند از آن نهی کرده است، معنی این اراده و خواستن این است که خداوند دوست دارد که کاری که بدان فرمان داده انجام شود، و بدان راضی است...)، سپس آیاتی را ذکر کرده که بر هر دو اراده دلالت می‌کنند...
سپس می‌گوید: (به علت ندانستن فرق دو اراده بعضی در این مسئله به اشتباه رفته‌اند)(6) . 
تامل سوم:
اگر شیعه ادعا کنند که (یرید: می‌خواهد) در آیة تطهیر تحقق یافته است، ما از آنها می‌پرسیم: آیا گفتة الهی که (یرید: می‌خواهد) در این آیه آنچه او خواسته تحقق یافته است یا در هر آیه‌ای که این کلمه آمده مراد آن تحقق یافته است؟!
اگر بگویند: فقط در همین آیه، از آنها می‌پرسیم دلیل آنچه می‌گویید: چیست؟ پس دلیلی وجود ندارد که این کلمه فقط در اینجا بر این مفهوم دلالت کند و در جایی دیگر دلالت نکند.
سپس می‌گوییم: خداوند متعال خطاب به صحابه گفته است:(يُرِيدُ اللّهُ لِيُبَيِّنَ لَکُمْ وَيَهْدِيَکُمْ سُن