س در پایان اقوال گفته‌اید: (در پایان ما این اقوال را تصدیق نمی‌کنیم). می‌گویم: چون مقصودتان را ثابت نمی‌کند. 
پاسخ از چند جهت: 
اول: اینکه، آیه در ستودن صحابه‌ای که شما آنها را کافر یا فاسق قرار داده‌اید بی نهایت واضح و روشن است، خواه گفته شود که در آیه فقط یک قشر یعنی سابقین اولین مهاجرین و انصار ستوده شده‌اند، و یا گفته شود که آیه در مورد آنها و کسانی است که بعد از آنان آمده‌اند. 
و اهل سنت در تعیین طبقه و قشر اختلاف کرده‌اند، نه در نفی ستایش همه اصحاب، آنطور که عقیدة شیعة امامیه است که می‌گویند: اصحاب قابل ستایش نیستند به جز چهار نفر و اختلاف اساسی ما با شما همین است. 
دوم: اینکه، هیچ یک از این اقوال قول شیعه امامیه نیست، بلکه همه بر خلاف آنها هستند. 
و همه مفسرینی که اقوالشان پیرامون آیه مذکور بیان شده است هیچ کسی از آنان در عدالت دیگر اصحاب طعنه نزده است. 
-----------------------------------------------------------------------------
1) أسد الغابة (4/47). 
2) الإصابة 2/158. 
3) سیره ابن هشام (2/89). 
4) بخاری – کتاب (المغازی – باب تسمیة من سُمی من أهل بدر). 
5) مجمع الزوائد (/93). 
6) الاستیعاب (3/100). 
7) التفسیر (14/52). 
8) الجامع لأحکام القرآن (10/65). 
9) اينها همه آياتی پیاپی از سوره اعراف می باشد. (از آیه 43 تا آیه 48).96- سپس گفته‌اید: (قطع نظر از اینکه شماری از مفسرین و مورخین گفته‌اند که منظور از سابقین علی بن ابی طالب است، و او اولین کسی بود که مسلمان شد، چنان که ثعلبی و قرطبی و خطیب و ابو نعیم و غیره گفته‌اند، و حاکم نیشابوری می‌گوید: در میان اهل تاریخ سراغ ندارم که در مورد اینکه علی اولین کسی بود که مسلمان شد اختلافی داشته باشند). [تفسیر ثعلبی - خ – تفسیر قرطبی (18/236) المستدرک (3/183)]. 
و ابن تیمیه در رسالة (رأس الحسین) به صراحت می‌گوید: (سپس علی و حمزه و جعفر و عبیده بن حارث از سابقین اولین هستند، پس آنها از طبقه دوم از سایر قبایل افضل و برتر هستند). [رأس الحسین (ص 23)]. 
می گویم: در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
اول: اینکه، شما به این مفسرین نسبت داده‌اید که گفته‌اند: منظور از سابقین علی بن ابی طالب است... درست نیست، و فکر نمی‌کنم به عمد مرتکب این اشتباه شده باشید. ثعلبی می‌گوید: علما در مورد این که سابقین اولین از صحابه چه کسانی هستند اختلاف کرده‌اند؟ 
ابو موسی اشعری و سعید بن مسیب و قتاده و ابن سیرین گفته‌اند که آنها کسانی اند که رو به هر دو قبله نماز خوانده‌اند. و عطاء بن ابی رباح می‌گوید: آنها کسانی هستند که در بدر حضور داشته‌اند. 
و شعبی می گوید: آنها کسانی اند که در بیعت الرضوان حضور داشته‌اند. 
سپس می‌گوید: (و همچنین در مورد اولین کسی که به پیامبر ایمان آورد اختلاف کرده‌اند ... برخی گفته‌اند: اولین کسی که مسلمان شد علی بن ابی طالب بود...). 
پس کجا در تفسیر ثعلبی آیه به علی بن ابی طالب تفسیر شده است؟! 
اما قرطبی بعد از ذکر آیه می‌گوید: (در این هفت مسئله است) در سه مسأله معنی آیه را گفته و در آن علی بن ابی طالب را ذکر نکرده است، و طبق رأی دیگر مفسرین فقط انصار و مهاجرین را نام برده است، سپس می‌گوید: چهارم: (اما اینکه کدام یک از آنها اولین مسلمان است، مجاهد از شعبی روایت می‌کند که گفت: از ابن عباس پرسیدم که چه کسی اول از همه اسلام آورد؟ او گفت: ابوبکر، آیا از حسان نشنیده‌ای). سپس اشعاری را آورده که بر پیشی گرفتن ابوبکر از دیگران در قبول اسلام دلالت می‌نمایند. سپس اقوال گروهی از علما را ذکر می‌نماید که همه بر این تأکید می‌کنند که ابوبکر اول از همه مسلمان شد، سپس می‌گوید: (نظر ابراهیم نخعی هم همین است. و گفته‌ شده که اولین مسلمان علی است)(1) . سپس اقوالی دیگری در مورد اولین مسلمان بیان کرده است. 
پس کجا قرطبی آیه را به علی تفسیر کرده است؟! 
او ابوبکر را از دیگران مقدم کرده است، و گفته: او اولین مسلمان است، آیا درست است که ما بگوییم: آیه فقط به ابوبکر تفسیر می‌شود؟! ما این شیوه را درست نمی‌دانیم، و آیه فراگیرتر و کلی‌تر از این است. 
و سخنان خطیب و ابو نعیم در مورد اولین مسلمان، و آنها اقوال علما را در این مورد بیان داشته‌اند؛ پس آیا ادعای شما که علما آیه را به علی تفسیر کرده‌اند صحیح است؟! 
دوم: این ذهنیت و تفکر شیعی که آیات مدح و ستایش (اصحاب) در قرآن به یک شخص تفسیر شوند ذهنیت و تفکر عجیبی است! 
آیات مدح و ستایش که صدها و هزارها از مهاجرین و انصار را می‌ستایند، پنهان داشته می‌شوند، تا مخاطب فقط علی (رض) باشد، و علی به تنهایی ﴿وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ﴾ است، سبحان الله؟!! 
اما عجیب نیست، زیرا هر کس کتاب‌های حدیث و روایت شیعه امامیه را بررسی کند می‌بیند که این کتاب‌ها می‌گویند که کل قرآن دربارة ائمه و پیروانشان نازل شده است، و در جاهای دیگری نمونه‌هایی در این مورد ارائه دادم. 
اشکال ندارد که در اینجا نمونه‌ای دیگر در این خصوص از صحیح‌ترین کتاب امامیه نقل کنیم. کلینی در حدیثی طولانی از ابو عبدالله روایت می‌کند: (هر آیه‌ای که به بهشت راهنمایی می‌کند و از اهل آن به نیکی یاد می‌کند در مورد ما و شیعیان ما نازل شده است، و هر آیه‌ای که از افرادی به بدی یاد می‌کند و به جهنم پیش می‌برد در مورد دشمنان ما نازل شده است...)(2) . سبحان الله! 
و ابن بطریق حلی از ابن عباس روایت می‌کند که گفت: (در مورد هیچ کسی در قرآن به اندازة آنچه در مورد علی نازل شده، نازل نشده است)(3) . 
و همچنین میرزا حدیثی طولانی از ابن عباس روایت می‌کند که در آن آمده است: (جبرئیل بر پیامبر (ص) نازل شد و جام بلورین قرمزی به همراه داشت و به پیامبر(ص) گفت: السلام علیک، خداوند تو را سلام می‌کند، و به تو فرمان می‌دهد که با این درود به علی و دو فرزندش سلام کنی). سپس ادعا می‌کند که جام بلورین را پیامبر به دست گرفت و سپس آن را به دست علی (رض) داد و سپس او آن را به حسن، و بعد او آن را به حسین داد، و این جام آیاتی را می‌خواند)(4) . 
و یکی از امامیه کتابی تألیف کرده و آن را «الدر الثمین فی خمسمائة آية نزلت في مولانا أمير المؤمنين (ع) باتفاق أكثر المفسرين» نام نهاده است(5)(وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاء اللّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ)(مائده: 18).
«یهودیان و مسیحیان گفتند ما فرزندان و دوستان خدا هستیم».
---------------------------------------------------------------------
1) تفسیر قرطبی (8/235). 
2) الکافی (8/36). 
3) العمدة، ابن بطریق (ص 15). 
4) صحيفة الأبرار. 
5) باتحقیق علی عاشور در بیروت به چاپ رسیده است. 97- شما آیه ای را ذکر کرده‌اید که من در پاسخ به شما آن را آورده‌ بودم، و آن این آیه است:(مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ 