ین دین مشارکت نموده بود، و در بدر، احد و بیعت رضوان حضور داشت، و در احادیث آمده که خداوند از کسانی که در این دو واقعه حضور داشته‌اند در گذر کرده است، حاطب دست به کار بزرگتری از نوشیدن شراب زد اما پیامبر(ص) او را به خاطر صداقت و حضورش در بدر معذور قرار داد. 
آیا شما به پیامبر (ص) به خاطر رفتاری که با حاطب نمود اعتراض می‌کنید و حاطب را از این تکریم بیرون می‌نمایید؟! 
خداوند قدامه را بیامرزد و از او راضی باد، سوگند به خدا که او عادل است و مرتکب اشتباه شد و توبه کرد، آدم (ع) هم به خطا رفت و سپس توبه کرد و خداوند توبه‌اش را پذیرفت. 
ششم: اینها واقعیاتی هستند مربوط به افراد اصحاب که بر هر فردی که مرتکب آن شده حد جاری گردیده است، و حد و مجازات چیزی است که خداوند به سبب آن گناهان را می‌بخشد، و جایز نیست کسی را که بر گناهی که مورد حد واقع شده است طعنه زده و یا تحقیر کنید. 
سپس نمونه‌های دیگری که مرتکب گناه شده‌اند کجا هستند؟! 
آیا غیر از قدامه دیگر اصحاب از نظر شما عادل هستند؟! و یا اینکه سایر یاران رسول اکرم (ص) نیز مرتکب گناهان کبیره و فواحش شده اند؟!
هفتم: تعاملی که شیعه با صحابه می‌نمایند تعاملی غیر منصفانه است، شیعه فقط اشتباهات اصحاب را می‌بینند، در صورتی که این اشتباهات مربوط به افرادی می‌باشند، و شیعه به این نسل مؤمن مجاهدی که خداوند بوسیلة آن دین را یاری کرد و شریعت را حفظ نمود و جهان را فتح کرد نگاه نمی‌کنند و فقط به یک صحابی که شراب نوشیده یا صحابی که زنا کرده است یا صحابی که مرتکب قتل شده ... نگاه می‌کنند. ارزشیابی افراد به این صورت ظلم است، و اگر ما با این معیار ارزیابی شویم در دنیا و آخرت هلاک خواهیم شد. 
هشتم: هر خیر و خوبی که در زمین وجود دارد هر صحابی که در دفاع از آن مشارکت نموده یا آن را نقل کرده است به اندازه آن به او پاداش می‌رسد؛ چون او سبب نشر و گسترش یافتن آن بوده است، و به دنبال خیری که آنها کرده‌اند چقدر خوبی و نیکی پدید می‌آید، پس اگر آن یک بدی در یک کفه ترازو گذاشته شود و دیگر کارهای بزرگ در کفة دیگر آن گذاشته شوند، این یک بدی چه می‌تواند باشد؟ 
شما یک میلیارد نیکی را در یک کفه ترازو بگذارید و یک بدی را در کفة دیگر آن بگذارید و نگاه کنید که کدام یک سنگین‌تر است. 
94- قول مرا آورده‌اید که گفته‌ام: (سپس خداوند عزوجل کسانی را ستوده است که از مهاجرین و انصار به خوبی پیروی کرده‌اند، و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کرده‌اند اهل سنت هستند). سپس گفته‌اید: (گفته الهی: ﴿وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ﴾ فعل ماضی است، و می‌گوید که در زمان نزول آیه عمل به خوبی پیروی کردن از آنها تحقق یافته است، پس باید کسانی که به نیکی از مهاجرین و انصار پیروی کرده‌اند از صحابه باشند، پس چگونه شما می‌گویید که مصداق آن اهل سنت هستند تا روز قیامت، و شیعه را بیرون می‌کنید در صورتی که هر دو گروه از مدلول آیه بیرون هستند! و اگر نه باید می‌گفت: «والذین یتبعونهم بإحسان» یعنی با صیغه مضارع می‌گفت...). 
پاسخ: 
اول: اینکه، همه مفسرین گفته‌اند که ﴿وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم﴾ امت را تا قیامت شامل می‌شود، خواه بگوییم که شامل کسانی دیگر غیر از مهاجرین می‌شود و مسلمان شده‌اند، و یا اینکه بگوییم: مصداق آن نسل تابعین و پیروانشان می‌باشد. 
دوم: اینکه شما گفته‌اید: (باید کسانی که به خوبی از آنها پیروی کرده‌اند از اصحاب باشند) وگرنه باید خداوند می‌گفت: «والذین یتبعونهم بإحسان» این نشانگر آن است که جناب عالی در شناخت زبان عربی قاصر هستید، و نباید با چنین جرأتی پا به حریم قرآن می‌گذاشتید که در بند چهارم توضیح داده خواهد شد. 
سوم: اینکه، همه مفسرین که در زبان عرب افراد برجسته‌ای به شمار می‌روند هیچ یک از آنها از صحابه گرفته تا آخرین مفسر از علمای امت چنین سخنی نگفته است، آیا آنها چیزی را ندانسته‌اند که شما دانسته‌اید؟! همه قاموس‌ها و فرهنگ نامه‌هایی که از زبان عربی پاسداری می‌کنند و همچنین کتاب‌هایی که در قواعد آن نوشته شده است حاصل تلاش و زحمات اهل سنت است و اهل تشیع گدایان درهای تالیفات آنان می‌باشند. 
و اگر چنین شود که شیعیان در گوشه‌ای از زمین جای بگیرند و جدا شوند و اهل سنت به گوشه‌ای دیگر برود و هر یک آنچه از دین را که حفظ نموده با خود ببرد قطعاً شیعه از شناخت دین عاجز و ناتوان خواهند بود. 
قرآن را اهل سنت جمع‌آوری کرده‌اند.
و کلمات زبان عربی را نیز آنها جمع آوری کرده، قوانین نگارش و دستور زبان آن را نیز وضع نموده اند. 
چهارم: برای اینکه بگوییم که شما اشتباه فهمیده‌اید که فکر می‌کنید ماضی به معنی مضارع نمی‌آید، برای شما یک مثال از قرآن می‌آوریم: 
خداوند متعال می‌فرماید:(أَتَى أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ )(نحل: 1).
«فرمان خدا فرا می‌رسد آن را به شتاب مخواهید».
طبری می‌گوید: (فرمان خدا فرا رسیده و ای مردم به شما نزدیک شده است)(7) . 
و قرطبی می‌گوید: (أَتَى﴾ به معنی یأتی است)(8) . 
و ابن کثیر می‌گوید: (خداوند متعال از نزدیک بودن قیامت با صیغه ماضی خبر می‌دهد که دال بر تحقق آن است)!! 
و به همین صورت، بقیة تفاسیر نیز توضیح داده‌اند. 
و این آیه در قرآن اشباه و نظایری دارد که برخی عبارتند از: 
خداوند متعال می‌فرماید: (وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ)(اعراف: 43).
«هر گونه کینه‌ای را از دل‌هایشان می‌زدائیم».
یعنی: در روز قیامت هرگونه کینه را از دلهایشان دور می‌کنیم.
و می‌فرماید:(وَقَالُواْ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا)(اعراف: 43).
«یعنی در روز قیامت می‌گویند: خدا را سپاسگذاریم که ما را بدین (نعمت و جاودانی) رهنمود فرمود».
و می‌فرماید:(وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ )(اعراف: 50).
«یعنی در روز قیامت اهل دوزخ اهل بهشت را صدا می‌زنند».
و می‌فرماید:(وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً )(اعراف: 48). «و آنان که بر اعراف جایگزین اند مردانی را که از سیمایشان آنان را می‌شناسند صدا می زنند»(9).
و موارد زیاد دیگر هم هست.
و با این، روشن می‌شود که فرمودة الهی که: ﴿وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم ﴾ فعلی است که مطلقاً بر مضارع دلالت می‌نماید، و همه کسانی را که بعد از سابقین تا روز قیامت می‌آیند شامل می‌شود، و این ادعا که آنها آمده و رفته‌اند از لغت ثابت نمی‌شود. 
95- سخن مرا آورده‌اید که گفته‌ام: (آیه در نهایت وضوح و روشنی قرار دارد) سپس گفته‌اید: (این تعبیر از جناب عالی بسیار عجیب و غریب است، چگونه شما می‌گویید: آیه بی نهایت واضح و روشن است، و حال آن که مفسرین در تعیین منظور آیه به شدت اختلاف کرده‌اند، و این اختلافات را بیان خواهیم کرد تا روشن شود که قضاوت شما در مورد اینکه آیه در نهایت وضوح و روشنی قرار دارد تا چه اندازه درست است). سپس قول ابن جوزی را آورده‌اید که گفته است در این آیه شش قول بیان شده است [زاد المسیر (3/333)] س