<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:2.xml">گفتگویی آرام با دكتر محمد حسينى قزوينى شيعه اثناعشري</a></body></html>حديث حوض:
بعد از این مقدمه می‌پردازیم به روایتی که در حدیث سابق آمده است: این حدیث را گروهی از صحابه روایت کرده‌اند که از آن جمله عبدالله بن عباس و ابوهریره و انس و اسماء بنت ابی بکر را می‌توان نام برد که همه این روایات در صحیح بخاری آمده است.
و این حدیث با الفاظ مختلفی روایت شده است: 
- در روایت عبدالله بن عباس ك این طور آمده: «مردانی از امت من آورده می‌شوند ...».
 - و در روایت ابوهریره این طور آمده: «مردانی از حوض من دور کرده می شوند».
در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
اول: اینکه، خود اصحاب این روایات را روایت کرده‌اند و این نشانة امانتداری و راستی و صداقت در ایمان شان است، و اگر آنها خودشان مرتد می‌شدند این حدیث را روایت نمی‌کردند. 
دوم: اینکه، اگر گفته شود که این حدیث شامل همه اصحاب می‌شود. این گفته با آیات سابق و احادیث صحیحی که در فضیلت اصحاب به طور کلی و در فضیلت آحاد صحابه آمده است رد می‌شود. 
و اگر کسی بگوید می‌توان برخی از اصحاب را مصداق این حدیث قرار داد، چنین ادعایی نیاز به دلیلی قطعی دارد که دلیلی برای این ادعا وجود ندارد. 
و یا اینکه بگوییم: منظور این حدیث افرادی از امت هستند که پیامبر آنها را یاران و اصحاب خود نامیده است، چون در دین او و در بهشت همراه و یار او می‌باشند و وقتی اینها به حوض پیامبر می‌آیند و علامت مسلمین که (آثار وضو است) بر آنها پیداست و از حوض دور کرده می‌شوند، پیامبر می‌گوید: اصحاب من ... و در بعضی از روایات آمده که نمی‌گوید اصحاب من، و بلکه می‌گوید: (بیایید) و در بعضی روایت‌ها آمده که می‌گوید: (أصیحابی) یعنی یاران کوچک من. و ظاهر جمله بر این اشاره دارد که منظور همین است، و این چیزی است که ما گمان داریم.100- شما گفته‌اید:(وَالَّذِينَ آوَواْ وَّنَصَرُواْ)(انفال: 72).
«و کسانی که پناه داده‌اند و یاری کرده‌اند»
(منظور انصار هستند که مهاجرین را پناه و جای دادند، و این مختص کسانی است که یاری کرده و جای داده‌اند و جای دادن انصار در سال چهارم وقتی که پیامبر بنی نظیر را از سرزمین یثرب بیرون راند به پایان رسید؛ زیرا پیامبر(ص) زمین‌های بنی نظیر را درآن سال بین مهاجرین تقسیم کرد، بنابراین از جای دادن انصار بی‌نیاز شدند. 
(وَالَّذِينَ آمَنُواْ مِن بَعْدُ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ مَعَکُمْ )(انفال / 75)
و آنانکه ایمان آورده اند، و بعد از شما هجرت کردند، و همراه با شما در راه خدا جهاد کردند.
منظور کسانی هستند که بعد از سابقین اولین ایمان آورده و هجرت کرده و جهاد نمودند، و این قسمت از آیه به آنچه در آیه اول آمده یعنی: ﴿وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ﴾  (توبه / 100) «و کسانی که به نیکی روش آنان را در پیش گرفتند و راه ایشان را به خوبی پیمودند». اشاره می‌کند، و با توجه به اینکه بعد از فتح مکه هجرت تمام گردید، پس آیه کسانی را که در فتح مکه مسلمان شده‌اند و فرزندان آنها و اعراب بادیه‌نشین و کسانی را که بعد از فتح مکه مسلمان شده‌اند نمی‌ستاید. و مفهوم آن با ﴿وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ﴾ هماهنگ می‌گردد، پس این سه آیه ثابت می‌کنند که اصحاب همانند تابعین هستند و در میان آنها افرادی عادل وافرادی غیر عادل می‌باشند، نه همه آنها عادل‌اند و نه همه آنان فاسق‌اند.... تا اینکه گفته‌اید: 
در اینجا خداوند مهاجرین و انصار را ستوده و تأکید کرده که مؤمن هستند، ولی فقط پیشگامان مهاجرین و انصار و کسانی را که به نیکویی از آنها پیروی کرده‌اند را ستوده است. و اگر دلیلی بر عدم پیروی وجود داشته باشد، یا ما در این شک کنیم که فرد به خوبی از آنها پیروی نکرده است، پس آیه در موردی که شک هست نمی‌تواند دلیلی برای عدالت باشد، پس اگر شرط موضوع (یعنی احسان) مورد تردید باشد به داخل شدن فرد در دایرة کسانی که ستوده شده‌اند حکم نمی‌شود؛ چون موضوع حکم ثابت نیست، چنان که در علم اصول بیان شده است، بله. اگر پیروی همراه با نیکویی باشد آیه آن را شامل می‌شود). 
می گویم: در اینجا چند چیز قابل تأمل است: 
اول: اینکه، شما گفته‌اید: (منظور از انصار کسانی اند که پناه داده‌اند...) آیا صدها نفر از انصار که نام‌هایشان در کتاب‌های حدیث و شرح حال راویان آمده است؛ آیا شما قبول دارید که اینها مؤمن هستند و فاسق نیستند و در ایمان آنها نقصی نیست، و عادل هستند و شهادت و روایات آنها همچون برادران مهاجرشان مورد قبول است، یا اینکه از دیدگاه شما گواهی که خداوند عزوجل در مورد اینها داده است باید مقید باشد به اینکه (کسانی که تغییر ندادند) و سپس می‌گویید (که آنها خیانت کردند و امام را یاری نکردند) پس باید خداوند عزوجل به صورت مقید به مؤمن بودن آنها گواهی می‌داد! أستغفر الله. 
دوم: در توضیح آیه گفته‌اید: (منظور کسانی هستند که ایمان آورده و هجرت کرد و جهاد نموده‌اند بعد از سابقین اولین) آیا شما اقرار می‌کنید که افرادی ایمان آورده و هجرت نموده و جهاد کرده‌اند و بر ایمانشان ثابت قدم مانده‌اند، و وعده الهی اطلاق با قید مقید شود که آنها کسانی هستند که تغییر نداده و تبدیل نکرده‌اند؟! 
همه نصوص شرعی که در ستایش گروه‌های مؤمنان آمده‌اند، گمان نمی کنم در مذهب شما بدون تأویل و قید باشند، چون عقیدة وصیت ستایش هیچ کسی را جز چهار نفر نمی‌پذیرد .... بنابراین شما ادعا کرده‌اید که باید با آیات دیگری مقید شوند، گویا خداوند عزوجل نمی‌داند تا شیعه به او تذکر دهند! أستغفر الله.
سوم: شما گفته‌اید: (پس آیه کسانی را که در فتح مکه مسلمان شده‌اند و فرزندانشان و اعراب بادیه‌نشین و کسانی که بعد از فتح مکه مسلمان شده‌اند را نمی‌ستاید). 
می‌گویم: کسانی که قبل از فتح مکه مسلمان شده‌اند آیا آیه آنها را شامل می‌شود و شما اعتراف می‌کنید که آنها عادل هستند؟! 
اختلاف با شما در مورد کسانی نیست که از فتح مکه مسلمان شده‌اند و اختلاف در مورد فرزندان آنها نیست، بلکه اختلاف ما با شما در مورد بزرگان همچون ابوبکر و عمر و عثمان، و دیگر عشرة مبشره و برگزیدگانی که با آنها بوده‌اند است، و اما کسانی که بعد از آنها آمده‌اند مشکل آنها آسان‌تر از اینهاست؟ 
و اگر فکر کنیم هیچ آیه‌ای که در آن اصحاب ستوده شده‌اند از دیدگاه شیعه مقبول نیست، و بلکه همه تأویل می‌شود و مشروط هستند. 
وقتی گواهی قرآن در حقیقت پذیرفته نمی‌شود – گر چه شیعه با عبارات پیچیده و کلمات دو پهلو تظاهر به پذیرفتن آن می‌کنند – و همچنین سنت، مورد آن مردود است، و حتی اگر صحیح باشد مفید یقین نیست؛ مگر آن که وصیت دروغین را ثابت نمایند، پس از کجا حقیقت شناخته می‌شود؟ 
از خداوند سپاسگزاریم که ما را به راه و روش درست راهنمایی کرد و قلبهای ما را پاک و سالم قرار داد.
این عقیده اصل و قاعده قرار گرفته است، هرچه با آن موافق باشد می پذیر