كتاب (دلائل الامامة) حديثي در تفسير اين آيه ﴿أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ﴾. روايت مي كند و مي گـويد: «أولي الأمر: أئمة از فرزندان علي وفاطمه تا قيام قيامت) مي باشند[7].
3 – اثبات امامت علي (ع) ونفي مهدويت آنحضرت
وآن بوسيله اثبات فرمايشات حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه وسلم) كه روي علي (ع) منطبق مي باشد كه دال بر امامت ونفي مهدويت وغيبت او است. چون فرقه (سبئيه) عقيده بر مهدويت وغيبت علي دارند ومرگـش را بصورت ظاهر بوده، اين عقيده از سوي شيعيان اثني عشريه بشدت رد مي شود. چون شيعيان قائل به مرگ ظاهري حضرت علي هستند، واين تفسيرات باطني را قبول ندارند[8].
4 – اثبات امامت در فرزندان علي
5 – نفي امامت ومهدويت محمد بن الحنفيه
وهمچنين نفي امامت ومهدويت وغيبت از فرزندش (ابو هاشم عبد الله بن محمد بن الحنفيه) كه شيعيان كيسانيه قائل به امامت ومهدويت وغيبت او شدند، واثبات امامت براي (علي بن الحسين)[9].
6 – نفي امامت در فرزندان امام حسن (ع)
چون بعضي از فرزندان او مانند (محمد بن عبد الله ذي النفس الزكية) كه ادعاي امامت ومهدويت براي او شده، وحصر امامت در فرزندان امام حسين بدليل قوله تعالي ﴿وَأُوْلُواْ الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ﴾[10].
7 – جايز نبودن امامت در اخوين بجز امامت (الحسن والحسين)
وآن معناي اين آيه: ﴿وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ﴾ مي باشد، ومقصود از (كلمه): امامت، ومقصود از ضمير متصل به (عقبه): حسين بن علي است، ومعني آن: عدم جواز امامت در برادر يا پسر برادر يا پسر عمو، وضرورت انتقال امامت از پدر به فرزند مي باشد[11].
اين قانون «وراثت عمودي امامت» بخاطر اين گـذاشته شده تا امامت زيد بن علي وفرزندانش كه ادعاي امامت ومهدويت براي وي شده نفي شود، وحصر امامت در امام محمد الباقر وفرزندش جعفر الصادق مي باشد.
8 – اثبات امامت صادق ونفي مهدويتش
آن براي تمييز شدن از شيعيان (ناووسيه) كه منكر وفاتش وقائل به غيبت ومهدويتش شدند[12].
9 – اثبات امامت الكاظم ونفي مهدويتش
آن براي تمييز شدن از شيعيان (اسماعيليه) كه قائل به امامت اسماعيل فرزند امام صادق، وادامه آن در فرزندانش ومخالفت با گـروه (فطحيه) كه قائل به امامت عبد الله الافطح مي باشند، مخصوصا آن گـروهيكه به وجود فرزندي مستور ونامش (محمد بن عبد الله الافطح) مي باشد كه مدعي مهدويت وغيبتش شدند.
علي بن بابويه قمي روايات متعددي در تثبيت امامت كاظم نقل كرده كه دال بر وصيت امام صادق به فرزندش كاظم مي باشند. ابن بابويه امامت عبد الله الافطح وامامت اسماعيل بن جعفر الصادق را باطل مي شمارد – مي دانيم كه اسماعيل بن جعفر الصادق در حيات پدرش وفات يافت-. همه اين تلاشها براي منحصر ساختن امامت در حضرت كاظم ورد امامت اسماعيل كه پيروانشان مدعيند كه امامت در نسلش ادامه يافته وآخرين امام از اسماعيليان مهدي موعود مي باشد كه آنها منتظر ظهورش هستند[13].
شيخ صدوق مجموعه اي از روايات از امام علي بن موسي رضا نقل مي كند كه مرگ پدرش امام كاظم ونفي مهدويتش را تأييد مي كند، كه گـروه شيعيان (واقفيه) به آن معتقد هستند. آن گـروه مرگ امام كاظم را مردود دانسته ومعتقدند كه حضرتش از زندان (هارون رشيد) فرار كرده، واز چشمها پنهان شده، ودر آينده ظهور خواهد كرد[14].
10 – اثبات بقيه امامان كه عبارتند از الرضا والجواد والهادي والعسكري، تابه امام دوازدهم (محمد بن حسن عسكري) برسد.
11 – نفي امامت ومهدويت محمد بن علي الهادي كه عده اي از شيعيان اماميه آن زمان قائل به آن بودند و (محمديه) ناميده مي شوند، اين گـروه مانند اسماعيليان، وفات محمد بن علي الهادي كه در حيات پدرش وفات يافتند را ردّ مي كنند، وقائل بوصيت حضرت هادي به فرزندش محمد هستند.
شيخ طوسي در كتاب (الغيبه) بر مرگ محمد بن علي الهادي تكيه كرده تا ابطال عقيده آنها را ثابت كند. طوسي مي گـويد: «مرگ محمد بن علي الهادي درست بود وانكار مرگـش انكار ضروريات مي باشد»[15].
12 – اثبات امامت حسن عسكري ونفي مهدويتش كه اين كار بسيار مهم بود، چون مقدمه اي براي اثبات غيبت ومهدويت فرزندش (محمد بن الحسن) محسوب مي شود.
شيخ طوسي در كتاب (الغيبة) روي اين مسئله بحث مفصلي دارد وچندين روايت در اين زمينه از امام هادي نقل كردند كه ثابت مي كنند درست بودن امامت ووصيت براي حسن عسكري، وحدوث (بداء) از طرف خداوند در امامت محمد بن علي الهادي وانتقال امامت به برادرش حسن عسكري شد[16].
طوسي براي اثبات امامت حسن عسكري به سلسله اي از (معجزات) تكيه كرد كه آنها را از ابو هاشم جعفري نقل مي كند. موضوع اين معجزات پيرامون علم امام به (غيب) مي باشد[17].
صدوق وفات امام حسن عسكري را پذيرفته اما احاديثي كه در باره مهدويت وغيبتش واحاديثِ مدعي قيامش پس از مرگ او را، لاجرم تأويل كرد، تا راه بر روي عده اي كه قائل به غيبت ومهدويت حسن عسكري، ببندد[18].
13 – نفي امامت جعفر بن علي الهادي
اين تقرير باين شكل صورت گـرفت، كه وي را از اهليت براي مقام امامت ساقط كنند و او را بعنوان فاسق فاجر كذاب وشارب الخمر معرفي كنند[19].
شيخ طوسي در معرض بحث با شيعه هاي اماميه (فطحيه) كه قائل به امامت جعفر بن علي بعد از مرگ برادرش حسن عسكري شدند، بر مبدأ وراثت عمودي امامت واستمرار آن در اعقاب تا روز قيامت، وعدم جواز انتقال امامت به برادر يا عمو زاده، تكيه كرد[20].
14 – ضرورت استمرار امامت تا روز قيامت
اين مبدأ با يد باثبات مي رسيد تا بتوانيم قائل به امامت (ابن الحسن) شويم، اين مسئله براي رد فرقه اي كه قائل به انقطاع امامت بعد از مرگ حسن عسكري مطرح شد.
علي بن بابويه قمي استدلال اين فرقه را رد كرده وجوابش را مبني بر حديثي كه از رسول أكرم (صلى الله عليه وسلم) نقل مي شده كه مي گـويد: «استمرار امامت در اهل البيت تا روز قيامت است» كرد. چون امامت مختص به زمان معيني نمي باشد[21].
شيخ مفيد از دليل عقلي براي اثبات امامت (صاحب الزمان مهدي منتظر) استفاده كرد وبر عدم جواز خالي بودن زمين از حجت خدا (امام معصوم) تكيه كرد[22].
طوسي حديثي از ابي عبد الله نقل مي كند: (اگـر ساعتي زمين از حجت خدا خالي بماند از بين خواهد رفت)[23].
كراجكي تمسك بر ضرورت استمرار امامت اهل البيت وعدم جواز خالي بودن زمين از امام كردند واينكه بعد از وفات حسن عسكري غير از امام مهدي كسي را لا يق اين مقام نمي بيند[24].
15 – نفي مرگ مهدي قائم
اين آخرين گـام براي اثبات وجود (امام مهدي) مي باشد، وهمه احاديثي كه دال بر مرگ قائم وزنده شدنش بعد از مرگ كه در آن روزها شايع ومتداول، لاجرم تأويل شدند، همه احاديثي كه دال بر مهدويت حسن عسكري بود، روي فرزندش (ابن الحسن) تطبيق شد، مضمون آن احاديث پيرامون اين مسائل دور ميزد: (امامت حسن عسكري، مرگ وي، زنده ماندن وغيبت ومهدويت وظهورش). شيخ طوسي در كتاب (الغيبه) احاديث را ضعيف نشمرده، اما آنها را تأويل كرده وخواهان تأمل در آنها وتمسك 