 يسقي ماءه ولد غيره)[8] «کسي که به خدا و روز آخرت ايمان دارد آبش را به فرزند کسي ديگر ندهد».

از ابوسعيد آمده که پيامبر ص درباره زنان اسير اوطاس فرمود : (لاتوطا حامل حتي تضع، ولاغير حمل حتي تحيض حيضة)[9] «با زن حامله قبل از وضع حمل و با ديگر زنان قبل از يک بار قاعده شدن، نبايد نزديکي صورت گيرد».

از ابن عمر(رض) روايت است که گفت : (إذا وهبت الوليدة التي توطأ، أو بيعت، أو عتقت، فليتبرأ رحمها بحيضة، ولاتستبرأ العذراء)[10] «اگر کنيزي که قابل آميزش است به کسي اهدا، يا فروخته شد و يا آزاد گرديد مالکش بايد منتظر بماند تا رحمش با يک حيض پاک شود ولي کنيز باکره نيازي به پاک شدن رحم ندارد».
.........................
[1]) متفق عليه : خ (5320/470/9)، م (1485/1122/2).
[2]) صحيح : [ص. جه 1646]، جه (2026/653/1).
[3]) صحيح لغيره : [ص. د 252]، د (278/463/1).
[4]) متفق عليه : خ (5341/491/9)، م (938 – 67/1128/2) و نحوه، د (2285/411/6)، نس (203/6)، جه (2087/674/1).
[5]) صحيح : [ص. د 2020]، د (2287/413/6)، نس (203/6) در روايت نسائي «الحلي» ذکر نشده است.
[6]) صحيح : [مختصر م 888]، م (1480- 44/1118/2).
[7]) صحيح : [الإرواء 1234]، م (1483/1121/2)، نس (209/2)، د (2280/398/6)، بنحوه، جه (2034/656/1).
[8]) حسن : [ص. د 1890]، ت (1140/229/2)، د (2144/195/6) نسائي اين مطلب را در يک حديث طولاني روايت کرده است.
[9]) صحيح : [ص. د 1889]، د (2143/194/6).
[10]) صحيح : [الإرواء 2139]، خ (423/4) بخاري اين حديث را بصورت معلق روايت کرده است.حضانت

تعريف حضانت: عبارت است از انجام دادن آنچه که به مصلحت کودک است و نگهداري او از آنچه به او ضرر مي‌رساند.[1]
اگر مردي از همسرش جدا شد و از او کودکي داشت، زن در صورتي که ازدواج نکند به نگهداري بچه تا هفت سالگي سزاوارتر از مرد است ولي وقتي که به هفت سالگي رسيد بين پدرو مادر هر کدام را انتخاب کرد به او داده مي‌شود.

از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است که زني گفت : اي رسول خدا! شکمم ظرف حمل اين پسر بود، و پستانهايم برايش شيردان و آغوشم مأواي او بود، پدرش مرا طلاق داده و مي‌خواهد او را از من بگيرد. پيامبرr فرمود : (أنت أحق به مالم تنکحي)[2] «تا زماني که ازدواج نکني تو سزاوارتر به پسرت هستي».

از ابوهريره روايت است که : (أن امرأة جائت إلي النبي ص فقالت : يا رسول الله، إن زوجي يريد أن يذهب بابني و قد سقاني من بئر أبي عتبة، و قد نفعني. فقال رسول الله ص : هذا أبوک، و هذه أمک، فخذ بيد أيهما شئت. فأخذ بيد أمه، فانطلقت به)[3] «زني نزد پيامبر ص آمد و گفت : اي رسول خدا! شوهرم مي‌خواهد پسرم را از من بگيرد در حالي که پسرم از چاه ابي عتبه برايم آب آورده و به من کمک کرده است. پيامبر ص به پسر فرمود : اين پدرت است و اين هم مادرت، دست هر کدام از آنها را که مي‌خواهي بگير، پس دست مادرش را گرفت، پس مادرش او را با خود برد».
.........................
[1]) منار السبيل (310/2).
[2]) حسن : [الإرواء 2187]، د (2259/371/6).
[3]) صحيح : [ص. د 1992]ف نس (185/6)، د (2260/371/6)، ابوداود ضمن يک داستان اين جريان را روايت کرده است، ت (1368/405/2) مختصراً علي ذکر التغيير.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:253.txt">تعريف بيوع (معاملات)</a><a class="text" href="w:text:254.txt">مشروعيت بيع </a><a class="text" href="w:text:255.txt">تشويق به کسب و کار </a><a class="text" href="w:text:256.txt">ثروت براي متقي</a><a class="text" href="w:text:257.txt">تشويق به ميانه‌روي در کسب رزق</a><a class="text" href="w:text:258.txt">تشويق به راستي و آسانگيري</a><a class="text" href="w:text:259.txt">تشويق به زود بيدار شدن</a><a class="text" href="w:text:260.txt">دعاي ورود به بازار</a><a class="text" href="w:text:261.txt">معاملاتي که شارع  منع كرده</a><a class="text" href="w:text:262.txt">خريد و فروش ناجايز</a><a class="text" href="w:text:263.txt">حق اختيار داشتن</a><a class="folder" href="w:html:264.xml">ربا</a><a class="text" href="w:text:269.txt">مزارعه</a><a class="text" href="w:text:270.txt">مساقات</a><a class="text" href="w:text:271.txt">إحياء موات</a><a class="folder" href="w:html:272.xml">اجاره</a><a class="text" href="w:text:278.txt">شراکت</a><a class="text" href="w:text:279.txt">مضاربه</a><a class="text" href="w:text:280.txt">سلم</a><a class="text" href="w:text:281.txt">قرض</a><a class="text" href="w:text:282.txt">رهن</a><a class="text" href="w:text:283.txt">حواله</a><a class="text" href="w:text:284.txt">وديعه</a><a class="text" href="w:text:285.txt">عاريه </a><a class="text" href="w:text:286.txt">لقطه</a><a class="text" href="w:text:287.txt">لقيط</a><a class="text" href="w:text:288.txt">هبه</a><a class="text" href="w:text:289.txt">عمري و رقبي</a><a class="text" href="w:text:290.txt">غصب</a><a class="text" href="w:text:291.txt">شفعه</a><a class="text" href="w:text:292.txt">وکالت</a></body></html>تعريف بيوع (معاملات):

بيوع جمع بيع است و چون بيع انواع مختلفي دارد به صورت جمع آمده است.
بيع (فروش) : انتقال مالکيت به کسي ديگر در برابر پول است وشراء (خريد) قبول آن است و هر کدام از بيع وشراء به جاي يکديگر بکار برده مي‌شوند.مشروعيت بيع

خداوند متعال مي‌فرمايد : 
) وَأحَلَّ اللهُ البَيعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا ((بقره : 275)
«و خداوند خريدو فروش را حلال و ربا را حرام کرده است».

و مي‌فرمايد : 
( يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَتَأکُلُوا أموَالَکُم بَينَکُم بِالبَاطِلِ إلاَّ أن تَکُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِنکُم) (نساء : 29)
«اي کساني که ايمان آورده‌ايد اموال همديگر را به ناحق نخوريد؛ مگر اينکه دادوستدي باشد که از رضايت سرچشمه بگيرد».

از حکيم بن حزام روايت است که پيامبر ص فرمود : (البيعان بالخيار مالم يتفرقا)[1] «خريدار و فروشنده تا وقتي که از هم جدا نشده‌اند، حق خيار (پشيماني) دارند».

امت بر جايز بودن خريد و فروش اجماع دارند و حکمت نيز آنرا ايجاب مي‌کند؛ چون انسان غالباً نيازمند چيزهايي است که در دست ديگران قرار دارد و ممکن است که آنها را در اختيارش نگذارند، لذا خريد و فروش، وسيله‌اي است براي رسيدن به هدف بدون سختي و مشقت».[2]
........................
[1]) متفق عليه : خ (2110/328/9)، م (1532/1164/3)، د (3442/330/9)، ت (1264/359/2)، نس (224/7).
[2]) فتح الباري (287/4).تشويق به کسب و کار 

از مقدام رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (ما أکل أحد طعاما قط خيرا من أن يأکل من عمل يده، و إن نبي الله داود عليه السلام کان يأکل من عمل يده)[1] «هرگز کسي غذائي بهتر ازحاصل دسترنج خودش نخورده است و پيامبر خدا داودu از دسترنج خودش مي‌خورد».
از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (لأن يحتطب أحدکم حزمة علي ظهره، خير من أن يسأل أحدا فيعطيه أو يمنعه)[2] «اينکه يکي از شما بار هيزمي را بر پشت خود حمل کند، بهتر از آن است که از کسي چيزي بخواهد که او هم بدهد يا ندهد».
........................ 
[1]) صحيح : [ص. ج 5546]، خ (2027/303/4).
[2]) صحيح : [ص. ج 7069]، خ (2074/303/4)، ت (675/94/2)، نس (96/5).ثروت براي متقي، ايرادي ندارد

از معاذ بن عبدالله بن خبيب از پدرش از عمويش روايت است که گفت : پيامبر ص فرمود : (لابأس بالغني لمن اتقي، والصحة لمن اتقي خير من الغني، و طيب النفس من النعيم)[1] «براي متقي ثروتمند بودن اشکالي ندارد و سلامتي براي متقي بهتر از ثروتمندي است و آرامش خاطر از نعمات الهي است».
.........................
[1]) صحيح : [ص. جه 1741]، جه (2141/724/2).تشويق به ميانه‌روي در کسب رزق

ازجابر بن عبدالله روايت است که پيامبر ص فرمود : (أيها الناس اتقوا الله و أجملوا في الطلب فإن نفسا لن تموت حتي تستوفي رزقها،و إن أبطأ عنها، فاتقوا