 نگاه کند».

از مغير بن شعبه روايت است : نزد پيامبر  ص رفتم و با او درباره زني که قصد خواستگاريش داشتم صحبت کردم، پيامبر ص فرمود : (إذهب فانظر إليها، فإنه أجدر أن يؤدم بينکما)[2] «برو او را نگاه کن چون اين امر رابطه بين شما را پايدارتر مي‌کند».
........................
[1]) صحيح : [ص. جه 1510]، جه (1864/599/1].
[2]) صحيح : (ص. ت 868)، نس (69/6)، اين لفظ نسائي است، ت (1093/275/2) در روايت ترمذي بجاي عبارت «فإنه أجدر» عبارت «فإنه أحري» ذکر شده است.1- ذکر خداي عزوجل، به دليل حديث مهاجر بن قنفد : (أنه سلم علي النبي ص و هو يتوضافلم يرد عليه حتي توضأ، فرد عليه و قال : إنه لم يمنعني أن أرد عليک إلا أني کرهت أن إذکر الله إلا علي طهارة)[1] «گويد : در حالي که پيامبر ص وضو مي‌گرفت بر او سلام کردم، پيامبر ص جواب نداد تا اينکه وضويش تمام شد، سپس جواب سلامم را داد و فرمود : به اين دليل جواب سلامت را ندادم که دوست نداشتم بدون وضو ذکر خدا را بر زبان آورم».

2- قبل از خواب : به دليل حديث براء بن عازب که گفت : پيامبر ص فرمود : (إذا أتيت مضجعک فتوضا وضوک للصلاة، ثم اضطج علي شقک الأيمن ثم قل : اللهم أسلمت نفسي إليک و وجهت وجهي إليک، وفوضت أمري إليک، و ألجأت ظهري إليک، رغبة و رهبة إليک، لأملجأ ولا منجي منک إلا إليک، اللهم آمنت بکتابک الذي أنزلت، و نبيک الذي أرسلت، فإن مت من ليلتک فأنت علي الفطرة واجعلهن آخر ما تتکلم به)[2]. «وقتي به بستر خواب رفتي مانند وضوي نماز وضو بگير سپس بر پهلوي راست بخواب و بگو : (اللهم أسلمت نفسي إليک، و وجهت وجهي إليک، وفوضت أمري إليک، و ألجأت ظهري إليک، رغبة و رهبة إليک، لاملجأ و لامنجي منک إلا إليک، اللهم أمنت بکتابک الذي أنزلت، ونبيک الذي أرسلت) – خداوندا جانم را تسليم تو و رويم را به سوي تو و امرم را محول به تو کردم، پشتم را در پناه تو قرار دادم اميدو بيمم از تواست، هيچ پناهگاه و محل نجاتي از تو به غير خودت نيست، خداوندا به کتابت که نازل کردي و به پيامبرت (پيامبري) که فرستادي ايمان آوردم – چنانچه در آن شب بميري بر فطرت مرده‌اي و اين‌ها را آخرين سخنانت قرار بده».

3- جنب هرگاه قصد خوردن، يا آشاميدن،و يا جماع مجدد داشته باشد:
از عايشه(رض) روايت است که : (کان النبي ص إذا کان جنبا فأراد أن يأکل أو ينام توضأ وضوه للصلاة)[3] «پيامبر ص وقتي که جنب بود و مي‌خواست بخورد يا بخوابد مانند وضوي نمازش، وضو مي‌گرفت».

از عمار بن ياسر رض روايت است که گفت : (أن النبي ص رخص للجنب إذا أراد أن يأکل أو يشرب أو ينام أن يتوضأ وضوه للصلاة)[4] «پيامبر ص به جنب اجازه داد در صورت تمايل به خوردن، آشاميدن و خوابيدن، وضويي همچون وضوء نماز بگيرد».

از ابوسعيد رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا أتي أحدکم أهله ثم أراد أن يعود فليتوضأ)[5] «هرگاه يکي از شما با همسرش نزديکي کرد، سپس خواست دوباره نزديکي کند، وضو بگيرد».

4- قبل از غسل واجب يا مستحب :
از عايشه(رض) روايت است : (کان رسول الله ص إذا أغتسل من الجنابة يبدأ فيغسل يديه ثم يفرغ بيمينه علي شمال فيغسل فرجه، ثم يتوضا وضوءه للصلاة).[6]

«هرگاه پيامبر ص غسل جنابت مي‌کرد ابتدا دستهايش را مي‌شست، سپس با دست راست بر طرف چپش آب مي‌ريخت و شرمگاهش را مي‌شست سپس وضويي همچون وضوي نماز مي‌گرفت».

5- وضو از آنچه آتش به آن رسيده باشد :
به دليل حديث ابوهريره رض که گفت از پيامبر ص شنيدم که فرمود : (توضأوا مما مست النار)[7] «بعد ازخوردن چيزي که آتش به آن رسيده وضو بگيريد».

در اينجا صيغه امر بر استحباب حمل شده است، به دليل حديث عمرو بن أميه ضمري : (رأيت النبي ص يحتز من کتف شاة، فأکل منها، فدعي إلي الصلاة، فقام و طرح السکين و صلي ولم يتوضأ)[8] «پيامبر ص را ديدم که از کتف گوسفندي کنده و مي‌خورد، در همين حال به نماز فرا خوانده شد، بلند شده، چاقو را انداخت و نماز خواند بدون اينکه (بخاطر خوردن گوشت) وضو بگيرد».

6- وضو براي هر نماز : 
به دليل حديث بريده رض : (کان النبي ص يتوضأ عند کل صلاة، فلما کان يوم الفتح توضا و مسح علي خفيه و صلي الصلوات بوضوء واحد، فقال له عمر : يا رسول الله إنک فعلت شيئا لم تکن تفعله، فقال : عمدا فعلته يا عمر)[9] «پيامبر ص براي هر نمازي وضو مي‌گرفت، در روز فتح مکه وضو گرفت و خفهايش را مسح کرد و نمازها(ي پنجگانه) را با يک وضو خواند. عمر به او گفت : اي رسول خدا، کاري انجام دادي که قبلاً انجام نمي‌دادي. پيامبر ص فرمود : اي عمر عمداً اين کار را کردم».

7- بعد از هر بي‌وضويي : 
به دليل حديث بريده رض : (أصبح رسول الله ص يوما فدعا بلالا فقال: يا بلال بم سبقتني إلي الجنة، إني دخلت البارحة الجنه فسمعت خشخشتک أمامي؟ فقال بلال : يا رسول الله، ماأذنت قط إلا صليت رکعتين، ولاأصابني حدث قط إلا توضأت عنده فقال رسول الله ص : لهذا)[10] «به هنگام صبح پيامبر ص بلال را صدا زد و فرمود اي بلال با چه کاري در بهشت بر من پيشي گرفتي، ديشب به بهشت رفتم و صداي خش خش نعلهايت را پيشاپيش خودم شنيدم، بلال گفت : اي رسول خدا هيچگاه اذان نگفتم مگر اينکه دو رکعت نماز خواندم و هيچگاه بي‌وضو نشدم مگر اينکه پس از آن وضو گرفتم، پيامبر ص فرمود : (پيشي گرفتن تو از من در بهشت به اين دليل بود».

8- وضو از استفراغ :
به دليل حديث معدان بن أبي طلحه از ابودرداء : (أن رسول الله ص قاء فأفطر فتوضأ، فلقيت ثوبان في مسجد دمشق فذکرت ذلک له، فقال، صدق، أنا صببت له وضوءه)[11] «پيامبر ص استفراغ کرد، پس (به خاطر آن) افطار نمود و وضو گرفت، (پس از آن) ثوبان را در مسجد دمشق ملاقات کرده، جريان را برايش تعريف کردم، ثوبان گفت : ابودرداء راست مي‌گويد من آب وضو را برايش ريختم».

9- از حمل جنازه :
به دليل فرموده پيامبر ص: (من غسل ميتا فليغتسل، و من حمله فليتوضا)[12] «هر کس جنازه‌اي را شست غسل کند و هر کس آن را حمل کرد وضو بگيرد».
........................
[1]) صحيح : [ص. جه 280]، د (17/34/1)، جه (350/126/1)، نس 37/1)، در روايت نسائي بصورت مرفوع نيامده است.
[2]) متفق عليه : خ (6311/109/11)، م (2710/2081/4).
[3]) صحيح : [مختصر م 162]، م (305 – 22 – 248/1)، نس (138/1)، د (221/374/1).
[4]) صحيح : د (22/375/1).
[5]) صحيح : [ص. ج 263]، م (308/249/1)، (217/371/1)، ت (141/94/1)، نس (142/1)، جه (587/193/1).
[6]) صحيح : [مختصر م 155]، م (316/253/1).
[7]) صحيح : [مختصر م 147]، م (352/272/1)، نس (105/1).
[8]) صحيح : [مختصر م 148]،م (355 – 93 – 274/1) اين لفظ مسلم است، خ (208/311/1).
[9]) صحيح : [مختصر م 142]، م (277/232/1)، د (171/292/1)، ت (61/42/1)، نس (86/1).
[10]) صحيح : [ص. ج 7894]، ت (3772/282/5).
[11]) اسناد آن صحيح است : [تمام المنة ص 111]، ت (87/58/1)، د (2364/8/7)، در روايت ابوداود «فتوضأ» وجود ندارد.
[12]) صحيح : [الجنائز 53]، أ (486/145/2)، حب (751/191)، هق (300/1)، ت (998/231/2)، بمعناه «ظاهر امر وجوب را مي‌رساند اما ما قائل به وجوب نيستيم به دليل حديث ابن عباس که پيامبر ص فرمود : (ليس عليکم في غسل ميتکم غسل إذا غسلتموه، فإن ميتکم ليس بنجس، فحسبکم أن تغسلوا أيديکم). «بر شما واجب نيست بعد از شستن جنازه، غسل کنيد چون جنازه‌تان نجس نيست کافي است دستهايتان را بشوييد». رواه کم (36پ86 / 1)، هق (398 /3)، أه‍. اين مطلب 