(من ترک ثلاث جمع تهاونا بها طبع الله علي قلبه)[3] «کسي که سه جمعه را از روي بي‌توجهي، ترک کند خداوند بر قلبش مهر مي‌زند».

از اسامه بن زيد روايت است که پيامبر ص فرمود : (من ترک ثلاث جمعات من غير عذر کتب من المنافقين)[4] «کسي که سه جمعه را بدون عذر ترک کند، از منافقين به حساب مي‌آيد».
.............................
[1]) صحيح : [ص. ج 5480]، م (865/591/2)، نس (88/3)، ودعهم : يعني ترک کردن نماز جمعه و ختم بمعني مهر زدن و پوشاندن است.
[2]) صحيح : [ص. ج 5142]، م (652/452/1).
[3]) حسن صحيح : [ص 9230]، د (1039/377/3). ت (498/5/2)، نس (88/3)، جه (1125/357/1).
[4]) صحيح : [ص. ج 6144]، طب (422/170/1).از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (خمس من الفطرة : الإستحداد[1] و الختان، و قص الشارب، ونتف الإبط و تقليم الأظفار)[2] «پنج چيز از فطرت است؛ تراشيدن موهاي زير ناف، ختنه کردن، کوتاه کردن سبيل، کندن موي زير بغل و کوتاه کردن ناخنها».

از زکريا بن ابي زائده از مصعب بن شيبه از طللق بن حبيب از ابن زبير از عائشه روايت است که گفت : پيامبر ص فرمود : (عشر من الفطرة : قص الشارب، وإعفاء اللحيه، والسواک و استنشاق الماء و قص الأظفار و غسل البراجم[3]، و نتف الإبط، و حلق العانة، و انتقاص الماء – يعني الإستنجاء – قال زکريا : قال مصعب : و نسيت العاشرة إلا أن تکون المضمضة)[4] «ده چيز از فطرت است؛ کوتاه کردن سبيل، گذاشتن ريش، سواک، آب در بيني کردن، کوتاه کردن ناخنها، شستن بندهاي انگشتان، کندن موي زير بغل، تراشيدن موي زير ناف، استنجاء با آب، زکريا گويد : مصعب گفت : دهمي را فراموش کردم گمان مي‌کنم مضمضه باشد».

ختنه کردن: 
ختنه براي مرد و زن(*) واجب است چون از شعائراسلام است و پيامبر ص به مردي که اسلام آورده بود فرمود : (ألق عنک شعر الکفر و اختتن)[5] «موي کفر را از خودت بردار و خودت را ختنه کن».

ختنه کردن از شريعت ابراهيم است :  از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (اختتن إبراهيم خليل الرحمن بعد ما أتت عليه ثمانون سنة)[6] «ابراهيم خليل الرحمن بعد از آنکه هشتاد سال از عمرش گذشته بود، ختنه کرد» و خداوند به پيامبرش محمد ص فرمود : 

) ثُمَّ أوْحَيْنَاْ إلَيْکَ أنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إبْرَاْهِيْمَ حَنِيْفاً ((نحل : 123)

«سپس به تو (اي رسول خدا) وحي کرديم که از دين حنيف ابراهيم پيروي کن».

مستحب است که ختنه در روز هفتم ولادت باشد : 

به دليل حديث جابر که گفت : (أن رسول الله ص عق عن الحسن و الحسين و ختنهما لسبعة أيام)[7] «پيامبر ص در روز هفتم ولادت حسن و حسين عقيقه داد (وليمه‌اي که به مناسبت تولد فرزند داده مي‌شود) و آنها را ختنه کرد».

ابن عباس گويد : (سبعة من السنة في الصبي يوم السابع : يسمي و يختن)[8]. «در روز هفتم تولد نوزاد، هفت چيز سنت است : اينکه نامگذاري و ختنه شود ...».

اگرچه در سندهاي اين دو حديث ضعف هست اما يکي از آنها ديگري را تقويت مي‌کند؛ چون مخرج آنها مختلف و در آنها راوي متهم وجود ندارد.[9]

 گذاشتن ريش:
گذاشتن ريش واجب و تراشيدن آن حرام است؛ چون تغيير خلقت خداي به حساب مي‌آيد، و از عمل شيطان است که گفته است: 

) وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللهِ ((نساء : 119)

«و به آنان دستور مي‌دهم تا خلقت خدايي را تغيير و دگرگون کنند».

تراشيدن ريش مشابهت به زنان است و پيامبر ص مرداني را که خود را شبيه به زنان مي‌کنند لعنت کرده است : (لعن رسول الله ص المتشبهين من الرجال بالنساء).[10]

پيامبر ص به گذاشتن ريش امر فرموده است و امر چنانکه معلوم است بر وجوب دلالت مي‌کند :
از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (جزوا الشوارب و أرخوا اللحي، خالفوا المجوس)[11]. «سبيلهايتان را کوتاه کرده و ريشهايتان را بگذاريد و (با اين کار) با مجوس مخالفت کنيد».

از ابن عمر(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : 
(خالفوا المشرکين، وفروا اللحي، وأحفوا الشوارب)[12]. «با مشرکين مخالفت کنيد، ريشهايتان را گذاشته و سبيلهايتان را کوتاه کنيد».

 سواک زدن:
سواک[13]زدن در هر حالت مستحب است ليکن در موارد زير بيشتر به آن تأکيد شده است : 

1- هنگام وضو:
از ابوهريرهt روايت است که پيامبر ص فرمود : 

(لولا أن أشق علي أمتي لأمرتهم بالسواک مع الوضوء)[14] «اگر بر امتم احساس دشواري نمي‌کردم، آنان را هنگام وضو به سواک زدن امر مي‌کردم».

2- هنگام نماز : 
از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : 

(لولا أن أشق علي أمتي لأمرتهم بالسواک عند کل صلاة)[15] «اگر بر امتم احساس دشواري نمي‌کردم، آنان را هنگام هر نمازي، به سواک زدن امر مي‌کردم».

3- هنگام قرائت قرآن :
از علي رض روايت است که : پيامبر ص ما را به سواک زدن امر کرد و فرمود : (إن العبد إذا قام يصلي أتاه ملک فقام خلفه يستمع القرآن ويدنو، فلايزال يستمع و يدنو حتي يضع فاه علي فيه، فلا يقرأ آية إلا کانت في جوف الملک)[16] «وقتي که انسان براي نماز قيام مي‌کند، فرشته‌اي نزد او آمده، پشت سر او مي‌ايستد و به قرآن گوش فرا مي‌دهد و به او همچنان نزديک مي‌شود تا دهنش را روي دهن او (نمازگزار) قرار مي‌دهد. هيچ آيه‌اي را نمي‌خواند مگر اينکه آن آيه در درون ملک قرار مي‌گيرد».

4- هنگام ورود به خانه : 
از مقدام بن شريح از پدرش روايت است : از عايشه سؤال کرده و گفتم : (بأي شيء کان يبدأ النبي ص إذا دخل بيته؟ قالت : بالسواک)[17] «پيامبر ص وقتي وارد خانه مي‌شد، شروع به چه چيزي مي‌کرد؟ گفت به سواک زدن».

5- شب، هنگام بيدار شدن (براي تهجد)
از حذيفه رض روايت است : (کن رسول الله ص إذا قام ليتهجد يشوص فاه بالسواک)[18] «پيامبر ص وقتي که براي تهجد بلند مي‌شد دهان (و دندانهايش) را سواک مي‌زد».

کراهت کندن موي سفيد: 
از عمروبن شعيب از پدرش از جدش روايت است که پيامبر ص فرمود : (لاتنفوا الشيب، ما من مسلم يشيب شيبةفي الإسلام إلا کانت له نورا يوم القيامة)[19] «موي سفيد را نکنيد. چون هر مويي که مسلمان در اسلام سفيد مي‌کند، در روز قيامت براي او نوري خواهد شد».

تغيير موي سفيد به وسيلهء حناء و کتم (نوعي رنگ گياهي) و مانند اينها و حرام بودن رنگ سياه:
از ابوذر رض روايت است که پيامبر ص فرمود : 
(إن أحسن ماغيرتم به الشيب الحناء و الکتم)[20] «بهترين چيزي که با آن موي سفيد را تغيير مي‌دهيد حناء و کتم است».

از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : 

(إن اليهود و النصاري لايصبغون فخالفوهم)[21] «يهود و نصاري موهايشان رنگ نمي‌کنند، پس شما با آنها مخالفت کنيد (موهايتان را رنگ کنيد)».

از جابر رض روايت است که گفت : (أتي بأبي قحافة يوم فتح مکة و رأسه و لحيته کالثغامة بياضا، فقال رسول الله ص: غيروا هذا بشيء واجتنبوا السواد)[22] «روز فتح مکه ابوقحافه را نزد پيامبر ص آوردند در حالي که سر و ريشش مانند ثغامه (گياهي با شکوفه‌هاي سفيد) سفيد بود. پيامبرr فرمود : اين موي سفيد را با چيزي تغيير دهيد و از رنگ سياه بپرهيزيد».

از ابن عباس(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : 

(يکون قوم يخضبون في آخرالزمان بالسواد کحواصل الحمام لايريحون رائحة الجنة)[23] «قومي در آخر زمان پيدا مي‌شون