ن مسيب و ابوبکر بن عبدالرحمن بن حارث بن هشام بن مغيره مخزومي نماز مغرب و عشا را در شب باراني هرگاه مي‌خواستند جمع مي‌کردند و کسي ايراد نمي‌گرفت».[4]

از موسي بن عقبه روايت است که : عمر بن عبدالعزيز هنگام باران، نماز مغرب و عشاء را با هم جمع مي‌کرد و سعيد بن مسيب و عروه بن زبير و ابوبکر بن عبدالرحمن و بزرگان آن زمان با آنان نماز مي‌خواندند و ايرادي بر اين کار نمي‌گرفتند».[5]

از ابن عباس روايت است : (صلي رسول الله ص الظهر و العصر جميعا، والمغرب و العشاء جميعا في غير خوف و لاسفر)[6] «پيامبر ص در غير خوف و سفر، نماز ظهر را با عصر و مغرب را با عشا جمع کرد» و در حديثي ديگر از او روايت است که : (جمع رسول الله ص بين الظهر و العصر، و المغرب و العشاء بالمدينة في غير خوف و لامطر)[7] «پيامبر ص در غير خوف و باران بين ظهر و عصر و مغرب و عشا در مدينه جمع کرد».(*)

اين روايت ابن عباس بيانگر اينست که جمع نماز به خاطر باران در زمان پيامبر ص امر معروفي بوده است وگرنه در ذکر نفي باران به عنوان سبب توجيه کننده براي جواز جمع فايده‌اي نبود.[8]

3- هنگام ضرورت:
از ابن عباس روايت است : (صلي رسول الله ص الظهر و العصر جميعا بالمدينة في غير خوف ولاسفر) «پيامبر ص در مدينه در غير زمان خوف و سفر نماز ظهر و عصر را با هم جمع کرد» ابوزبير گفت : از سعيد پرسيدم چرا اين کار را کرد؟ گفت : همانطور که تو از من سؤال کردي، از ابن عباس سؤال کردم گفت : (أراد أن لايحرج أحداً من أمته)[9] «خواست کسي از امتش را به سختي نياندازد».

همچنين از او (ابن عباس) روايت است که : (جمع رسول الله ص بين الظهر و العصر و المغرب و العشاء بالمدينة في غير خوف و لامطر قيل لابن عباس، ما أراد إلي ذلک؟ قال : أراد أن لايحرج أمته)[10] «پيامبر ص در مدينه در غير ترس و باران نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را باهم جمع کرد. به ابن عباس گفته شد : چرا اين کار را کرد؟ گفت : خواست امتش را سختي نيافتد».

امام نووي رحمه الله در شرح مسلم (219/5) گويد:
«جماعتي از علما بر اين عقيده هستند که جمع در حضر هنگام ضرورت براي کسي که آنرا به عادت تبديل نکند، جايز است. و اين قول ابن سيرين و اشهب از اصحاب مالک است، همچنين اين رأي را خطابي از قفال و شاشي کبير از اصحاب شافعي از ابواسحاق مروزي از جماعتي از اصحاب حديث نقل کرده‌اند و ابن منذر هم آنرا ترجيح داده است. ظاهر قول ابن عباس هم که گفته است : (أراد أن لايحرج أمته) و جواز آنرا به بيماري و غيره نسبت نداد، اين نظريه را تأييد مي‌کند. والله أعلم»
..........................
[1]) متفق عليه : خ (1112/583/2)، م (704/489/1)، د (1206/58/4)، نس (284/1).
[2]) صحيح : [ص. د 1067]، أ (1236/120/5)، د (1196/75/4)، ت (551/33/2).
[3]) صحيح : [ص. د 1065]ف د (1194/72/4)، نس (284/1)، مسلم و ابن ماجه تنها قسمت أول حديث را روايت کرده‌اند : م (706/490/1)، جه (1070/340/1).
[4]) صحيح : [الإرواء 40/3]، ما (328/102).
[5]) صحيح : [الإرواء 40/3]، هق (168 و 169/3).
[6]) صحيح : [ص. ج 1068].
[7]) صحيح : [ص. ج 1070]، م (705/489/1)، نس (290/1)، د (1198/7/4)، ابوداود در آخر اين حديث چيزي را اضافه روايت کرده است.
*) و اين جمع که ابن عباس ذکر کرده در حالت ضرورت بوده همانطور که در سبب سوم مي‌‌آيد «مترجم».
[8]) آلباني اين مطلب را در کتاب «الإرواء» (40/3) گفته است.
[9]) صحيح : [ص. ج 1068].
[10]) صحيح : [ص. ج 1070]، م (705/489/1)، نس (290/1)، د (1198/7/4)، ابوداود در آخر اين حديث چيزي را اضافه روايت کرده است.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:107.txt">نماز جمعه بر چه كساني واجب است؟</a><a class="text" href="w:text:108.txt">تشويق بر خواندن نماز جمعه</a><a class="text" href="w:text:109.txt">برحذر داشتن از سستى در نماز جمعه</a><a class="text" href="w:text:110.txt">وقت نماز جمعه</a><a class="text" href="w:text:111.txt">خطبه</a><a class="text" href="w:text:112.txt">جمعه با چه درك مي شود؟</a><a class="text" href="w:text:113.txt">خواندن نماز قبل از نماز جمعه وبعد از آن</a><a class="text" href="w:text:114.txt">آداب روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:115.txt">دعاهاى مستحب روز جمعه</a><a class="text" href="w:text:116.txt">خواندن نماز جمعه در مسجد جامع</a><a class="text" href="w:text:117.txt">اجتماع  عيد و جمعه در يك روز</a></body></html>نماز جمعه بر هر فرد مسلماني فرض است. مگر پنج گروه زير:
1-    برده‌اي که در مالکيت سيدش است.
2-    زن.
3-    کودک.
4-    بيمار.
5-    مسافر.
خداوند متعال مي‌فرمايد:
)يَا أيُّها الَّذِينَ آمَنُوا إذَا نُودِيَ لِلصَّلاَةِ مِن يَومِ الجُمُعَةِ فَاسعَوا إلَي ذِکرِ اللهِ وَ ذَرُوا البَيعَ ذَلِکُم خَيرٌ لَکُم إن کُنتُم تَعلَمُون(  (جمعه : 9)
«اي مؤمنان هنگاميکه روز جمعه براي نماز ندا داده شد به سوي ذکر و عبادت خدا بشتابيد و خريد و فروش را رها سازيد اين براي شما بهتر و سودمندتر است اگر بدانيد».

از طارق بن شهاب روايت است که پيامبر ص فرمود : (الجمعة حق واجب علي کل مسلم في جماعة إلا أربعة، عبد مملوک أو امرأة أو صبي أو مريض)[1] «خواندن نماز جمعه همراه با جماعت بر هر فرد مسلماني واجب است، مگر بر چهار گروه؛ برده‌اي که در مالکيت سيدش است، زن، کودک، و بيمار».

از ابن عمر روايت است که پيامبر ص فرمود : (ليس علي المسافر جمعة)(*) «جمعه بر مسافر واجب نيست».
............................
[1]) صحيح : [ص. د 942]، [ص. ج 3111]، د (1045/394/3)، قط (2/3/2)، هق (172/3)، کم (288/1).
*) قط (4/4/2).تشويق بر خواندن نماز جمعه
 
از ابوهريره رض روايت است که پيامبر ص فرمود : (من اغتسل ثم أتي الجمعة فصلي ما قدر له، ثم أنصت حتي يفرغ من خطبته، ثم يصلي معه غفرله ما بينه و بين الجمعة الأخري و فضل ثلاثة أيام)[1] «هرکس در روز جمعه غسل کند و به نماز جمعه برود و آنچه براي او مقدر شده نماز بخواند؛ سپس تا فراغت (امام) از خطبه سکوت کند، سپس با او نماز بخواند، گناهان (صغيره) بين اين جمعه و جمعه ديگرش و سه روز اضافه بر آن بخشوده مي‌شود».

همچنين از ابوهريره روايت است که پيامبر ص فرمود : (الصلوات الخمس، و الجمعة إلي الجمعة، و رمضان إلي رمضان مکفرات ما بينهن إذا اجتنبت الکبائر)[2] «نمازهاي پنج‌گانه و جمعه تا جمعه و رمضان تا رمضان، گناهان بين خود را از بين مي‌برند به شرطي که از گناهان کبيره دوري شود».
.........................
[1]) صحيح : [ص. ج 6062]، م (857/587/2).
[2]) صحيح : [ص. ج 3875]، م (233/16/209/1)، ت (314/138/1) در روايت ترمذي عبارت (و رمضان إلي رمضان) وجود ندارد.برحذر داشتن از سستى در نماز جمعه

از ابن عمر و ابوهريره روايت است که آنان از رسول الله ص شنيدند که روي منبرش مي‌فرمود : (لينتهين أقوام عن ودعهم الجمعات أو ليختمن الله علي قلوبهم ثم ليکونن من الغافلين)[1] «افرادي که جمعه را ترک مي‌کنند بايد از اين عملشان دست بکشند وگرنه خداوند بر قلبهاي آنها مهر (غفلت) مي‌زند، سپس در زمره غافلان قرار مي‌گيرند».

از عبدالله روايت است که پيامبر ص به گروهي که نماز جمعه را ترک مي‌کردند فرمود : (لقد هممت أن آمر رجلا يصلي بالناس، ثم أحرق علي رجال يتخلفون عن الجمعة بيوتهم)[2] «تصميم داشتم که شخصي را مأمور کنم تا براي مردم نماز بخواند سپس بروم و خانه‌هاي مرداني را که به نماز جمعه نمي‌آيند بر سرشان آتش بزنم».

از ابوجعد ضمري روايت است که پيامبر ص فرمود : 