ر اين آيه را مي‌دانيم، اين آيه در شأن ما نازل شد : ما پيامبر ص را همراهي کرديم و با او در بسياري از غزوات شرکت کرديم و او را ياري داديم، وقتي اسلام گسترش پيدا کرد و آشکار شد ما جماعت انصار از روي مهرباني گردهم آمديم، گفتيم : خداوند به وسيله نصرت پيامبرش و ياري او ما را عزت بخشيد تا اينکه اسلام گسترش پيدا کرد و مسلمانان زياد شدند و پيامبر را بر اهل و اموال و اولاد ترجيح داديم، اکنون جنگ تمام شده است و به ميان اهل و اولادمان برمي‌گرديم و در ميان آنان مي‌مانيم، خداوند اين آيه را در شأن ما نازل فرمود :
)وَأنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللهِ وَ لاَتُلقُوا بِأيدِيکُم إلَي التّهلُکَةِ( (بقره : 195)
«و در راه خدا انفاق کنيد و خود را با دست خويش به هلاکت نيافکنيد».

اين حديث را ابوداود و ترمذي و نسائي و عبد بن حميد در تفسيرش و ابن ابي حاتم و ابن جرير و ابن مردويه و حافظ ابويعلي موصلي در مسند خود و ابن حبان در صحيح خود و حاکم در مستدرک همگي از حديث يزيد بن ابي حبيب روايت کرده‌اند، و ترمذي گفته است : اين حديث حسن، صحيح و غريب است، و حاکم گفته است : اين حديث موافق شرط شيخين است، ولي آنرا تخريج نکرده‌اند.[1]

از ابن عمر(رض) روايت است که پيامبر ص فرمود : (إذا تبايعتم بالعينة و أخذتم أذناب البقر و رضيتم بالزرع و ترکتم الجهاد سلط الله عليکم ذلا لاينزعه حتي ترجعوا إلي دينکم).[2] 
«هرگاه به صورت عينه معامله کرديد، و دم گاوها را گرفتيد (به کشاورزي پرداختيد) و به کشت و زرع مشغول شديد و جهاد را ترک کرديد، خداوند ذلتي را بر شما چيره مي‌کند که تا به دينتان بازنگرديد آنرا از شما برنمي‌دارد».
............................
[1]) صحيح : [ص. د 2187]، تفسير ابن کثير (228/1)، د (2495/188/7)، ت (4053/280/3)، کم (275/2).
[2]) صحيح : [ص. ج 423]. حکم جهاد

خداوند متعال مي‌فرمايد :
)کُتِبَ عَلَيْکُمْ الْقِتَالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسي أنْ تَکْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ عَسَي أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَهُوَ شَرُّ لَکُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاَتَعْلَمُونَ((بقره : 216)
«جهاد بر شما فرض شده در حاليکه آن برايتان ناخوشايند است، ليکن چه بسا چيزي را دوست نمي‌داريد و آن چيز براي شما نيک باشد و چه بسا چيزي را دوست داشته باشيد وآن چيز براي شما بد باشد، و خدا مي‌داند و شما نمي‌دانيد».

جهاد فرض کفايه است، به دليل فرموده خداوند متعال :
)لاَيَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنْ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُوْلِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنُفسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَي الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَ کُلاً وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَي((نساء : 95)
«مسلماناني که (به جهاد نمي‌روند و در منازل) مي‌نشينند با مسلماناني برابر نيستند که با مال و جان خود در راه خداوند جهاد مي‌کنند، خداوند مرتبه والايي را نصيب مجاهدان کرده است که بالاتر از درجه خانه‌نشينان است مگر اينکه چنين خانه‌نشينان داراي عذري باشند، و خداوند به هر يک (از دو گروه مجاهد و خانه‌نشينان معذور) وعدة نيکو داده است».

«بنابراين خداوند متعال خبر داده که برتري از آن مجاهدان است، ووعدة نيکو هم براي آنان و براي خانه‌نشينان است، پس اگر خانه‌نشينان واجبي را ترک کرده بودند براي آنان عاقبت بدي بود نه وعدة نيکو».[1]

بايد دانست که بسيار جهاد کردن مستحب است به دليل آيات و روايات وارد شده در اين باره، و حداقل يک بار در سال واجب است؛ چون پيامبرr از وقتي که دستور جهاد به او داده شد هر سال آنرا انجام مي‌داد، و اقتداء به پيامبر ص واجب است و چون جهاد فرضي است که تکرار مي‌شود لذا حداقل در سال يکبار واجب است؛ مانند روزه و زکات، و اگر بيشتر از يک بار در سال نياز شود، تکرارآن واجب مي‌گردد، چون واجبي کفايي است و تعداد دفعا آن به ميزان نياز بستگي دارد. والله اعلم. اه‍.

«اما لازم است ما و همة مردم بدانيم که در اسلام قبل از آغاز جنگ بايد اعلام شود تا مردم مختار باشند که در بين قبول اسلام يا دادن جزيه يا جنگ يکي را انتخاب کنند، واگر پيماني در ميان باشد شروع جنگ بايد بعد از اعلام نقض عهد و پيمان باشد، - اگر مسلمانان بيم داشته باشند که کفار با وجود عهدي که با آنان بسته شده پيمان‌شکني مي‌کنند – و احکام نهائي اسلام تنها عهد و پيمان را با اهل ذمه‌اي جايز مي‌داند که زندگي مسالمت‌‌آميز در زير سايه اسلام و اداي جزيه را قبول کرده‌اند در غير اينصورت آنرا جايز نمي‌داند، مگر اينکه مسلمانان دچار ضعف شوند، که در اينصورت وضعيت آنان تغيير پيدا مي‌کند و حکم آنان همان حکم مرحله‌اي خواهد بود که مسلمانان در حالت ضعف شبيه به حالت آنان از آن پيروي کرده‌اند (يعني مي‌توانند با ديگر کفار عهد و پيمان ببندند)».[2]
.........................
[1]) تفسير طبري (345/2).
[2]) الظلال.آداب جهاد

از بريده رض روايت است که پيامبر ص وقتي اميري را به عنوان فرمانده لشکر يا گروهي تعيين مي‌کرد در تنهايي او را به تقواي خدا و خوش‌رفتاري با مسلمانان هم‌رزمش توصيه مي‌کرد و سپس مي‌فرمود :
(أغزوا باسم الله، في سبيل الله، قاتلوا من کفر بالله، أغزوا ولاتغلوا ولاتغدروا، و لاتمثلوا، ولا تقتلوا وليدا، فإذا لقيت عدوک من المشرکين فادعهم إلي ثلاث خلال فإن أجابوک فاقبل منهم و کف عنهم، أدعهم إلي الإسلام فإن أجابوک فاقبل منهم و کف عنهم، ثم ادعهم إلي التحول من دارهم إلي دارالمهاجرين، و أخبرهم أنهم إن فعلوا ذلک فلهم ما للمهاجرين، و عليهم ما عليهم، فإن أبوا أن يتحولوا منها فأخبرهم أنهم يکونون کأعراب المسلمين، يجري عليهم حکم الله تعالي، الذي يجري علي المؤمنين، ولايکون لهم من الغنيمة و الفي شي، إلا أن يجاهدوا مع المسلمين، و إن هم أبوا فسلهم الجزية، فإن هم أجابوک فاقبل منهم و کف عنهم، فإن أبوا فاستعن بالله عليهم و قاتلهم)[1] «با نام خدا و در راه خدا بجنگيد، و با هر کس که به خدا کفر مي‌ورزد، قتال و جنگ کنيد و از خيانت در گرفتن غنايم و پيمان‌شکني و مثله کردن کشته‌شدگان و کشتن کودکان خودداري نمائيد، پس هرگاه با دشمنان مشرک روبرو شدي، آنان را به يکي از سه خصلت دعوت کن، اگر جواب مثبت دادند، از آنان بپذير و با آنان جنگ نکن. آنان را به اسلام دعوت کن اگر قبول کردند از آنان بپذير و با آنان جنگ نکن، سپس آنان را دعوت کن تا ديار کفر را ترک کرده و به ديار مهاجرين بيايند و به آنان بگو اگر اين کار را بکنند، حقوقي که براي مهاجرين هست براي آنان نيز خواهد بود، و آنچه به ضرر مهاجرين هستبه ضرر آنان نيز خواهد بود، سپس اگر از آمدن به ديار مهاجرين سرباز زدند به آنان بگو که مانند باديه‌نشين‌هاي مسلمان هستند، حکم خداوند متعال که بر مؤمنين جاري مي‌گردد، بر آنان نيز جاري مي‌شود، و در اين صورت سهمي از غنيمت وفي (مالي که بدون جنگ و جهاد بدست مسلمانان بيافتد) به آنها تعلق نمي‌گيرد، مگر