ر ص است که فرمود : (لو يعطي الناس بدعواهم، إدعي ناس دماء رجال و أموالهم، ولکن اليمين علي المدعي عليه)[2] «اگر هرآنچه مردم ادعا کنند، به آنها داده شود افرادي ادعاي خون و اموال مردم را خواهند نمود، ليکن سوگند بر مدعي عليه است».
از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است که پيامبر ص فرمود : (البينة علي المدعي، واليمين علي المدعي عليه)[3] «بينه بر مدعي و سوگند بر مدعي عليه است».
.........................
[1]) فقه السنة (327/3).
[2]) متفق عليه : م (1711/1336/3)، خ (4551/213/8)، بخاري در ضمن يک داستان اين حديث را روايت کرده است، جه (2321/778/2).
[3]) صحيح : (ص. ج 2896)، ت (1356/399/2).گناه کسي که ادعاي چيزي کند که از او نيست

از ابوذر روايت است : از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : 
(من ادعي ما ليس له فليس منا، و ليتبوأ مقعده من النار)[1] «هرکس ادعاي چيزي را کند که به او تعلق ندارد از ما نيست و بايد جايگاهش را در جهنم آماده کند».

گناه کسي که با سوگند دروغ مي‌خواهد مالي را بدست آورد 
از عبدالله بن مسعود روايت است که پيامبر ص فرمود : (من حلف علي يمين و هو فيها فاجر يقتطع بها مال امري مسلم، لقي الله و هو عليه غضبان)[2] «هرکس سوگندي دروغين بخورد تا با آن مال مسلماني را تصاحب کند، در روز قيامت در حالي خدا را ملاقات مي‌کند که بر او خشمگين است».
از ابوامامه حارثي روايت است : از پيامبر ص شنيدم که مي‌فرمود : (لايقتطع رجل حق امري مسلم بيمينه، إلا حرم الله عليه الجنة و أوجب له النار) «هرکس با سوگندش حق انسان مسلماني را بگيرد حتماً خداوند بهشت رابر او حرام و آتش جهنم را بر او واجب مي‌کند» مردي پرسيد اي رسول خدا! هرچند چيز کم‌ارزشي باشد؟ پيامبر فرمود : (و إن کان سواکا من أراک)[3] «اگرچه سواکي از درخت اراک هم باشد».
...........................
[1]) صحيح : (ص. جه 1877)، م (61/79/1)، جه (2319/777/2).
[2]) متفق عليه : خ (6677، 76/558/11)، م (1138/122/1)، د (3227/67/8)، ت (4082/292/4)، جه (2323/778/2).
[3]) صحيح : [ص. جه 882]، جه (2324/779/2) و بنحوه : م (137/122/1)، نس (246/8).<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:418.txt">پيشگفتار</a><a class="text" href="w:text:419.txt">اقرار</a><a class="text" href="w:text:420.txt">شهادت</a><a class="text" href="w:text:421.txt">سوگند</a></body></html>راههاي اثبات ادعا عبارتند از : اقرار، شهادت و سوگند.[1]
.........................
[1]) فقه السنه (328/3).اقرار

اقرار يعني اعتراف به حق، و حکم به آن در صورتيکه اقرار کننده مکلف و مختار باشد واجب است.[1]
پيامبر ص ماعز وزن غامديه و جهنيه را با اقرار خودشان رجم کرد.
و فرمود : (واغد يا أنيس إلي امرأة هذا فإن اعترفت فارجمها)[2] «اي انيس فردا نزد زن آن مرد برو، اگر (به زنا) اقرار کرد او را رجم کن».
.............................
[1]) منارالسبيل (505/2).
[2]) مراجعه شود به حد زنا.مستحب است نماز صبح در اول وقت خوانده شود (تغليس – تاريکي اول فجر)

از عايشه(رض) روايت است : (کن نساء المؤمنات يشهدن مع رسول الله ص صلاة الفجر متلفعات بمروطهن، ثم ينقلبن إلي بيوتهن حين يقضين الصلاة، لايعرفهن أحد من الغلس)[1] «زنان مؤمن با پيامبر ص در نماز صبح حاضر مي‌شدند در حاليکه خود را با لباسهايي (از خز يا پشم) مي‌پوشيدند؛ و پس از آن که نمازشان را ادا مي‌کردند به خانه‌هايشان باز مي‌گشتند در حاليکه هيچ کس به خاطر تاريکي آنها را نمي‌شناخت».
..........................
[1]) متفق عليه : خ (578/54/2)، م (645/445/1) ، د (419/91/2)، نس (271/1)، ت (153/103/1)، جه (669/220/1).شهادت

حضور شخص براي شهادت در مورد حقوق انسانها فرض کفايه است، به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَلَا يَأبَ الشُّهَدَاءُ إذَا مَا دُعُوا ((بقره : 282)
«و چون شاهدان را براي شهادت خوانند، بايد از اين کار خودداري نورزند».
اما اداي شهادت فرض عين است، به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَلاَتَکتُمُوا الشَّهَادَةَ وَ مَن يَکتُمهَا فَإنَّهُ آثِمٌ قَلبُهُ ((بقره : 283)
«و شهادت را پنهان نکنيد و هر کس آنرا پنهان دارد قلبش گناه کار است».
بر شاهد واجب است که حق را بگويد هرچند به زيانش باشد، به دليل فرموده خداوند متعال : 
) يَا أيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لَلَّهِ وَلَوْ عَلَي أَنْفُسِکُمْ أَوْ الْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ إِنْ يَکُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلَي بِهِمَا فَلاَتَتَّبِعُوا الْهَوَي أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيراً ((نساء : 135)
«اي کساني که ايمان آورده‌ايد دادگري پيشه سازيد و در اقامه عدل و داد بکوشيد و به خاطر خدا شهادت دهيد هرچند که شهادتتان به زيان خودتان يا پدرو ماد روخويشاوندان باشد، اگر کسي که به زيان او شهادت داده مي‌شود دارا يا ندار باشد (شما را از اداي شهادت حق منصرف نکند) چراکه (رضاي) خداوند از (رضاي) هر دوي آنها بهتر است، پس از هوا و هوس پيروي نکنيد که منحرف مي‌گرديد، و اگر زبان ازاداي شهادت حق بپيچانيد يا از آن روي بگردانيد،خداوند از آنچه مي‌کنيد آگاه است».

شهادت بدون آگاهي حرام است، به دليل فرموده خداوند متعال : 
) إلاَّ مَن شَهِدَ بِالحَقِّ وَ هُم يَعلَمُونَ ((زخرف : 86)
«مگر کساني که آگاهانه بر حق شهادت و گواهي داده باشند».

شهادت دروغ از بزرگترين گناهان کبيره است : به دليل حديث ابوبکره از پيامبر ص که فرمود : (ألا أنبئکم بأکبر الکبائر؟) «آيا شما را از بزرگترين گناهان کبيره با خبر نکنم؟» گفتيم بله اي رسول خدا! فرمود : (الإشراک بالله و عقوق الوالدين) «شريک قرار دادن براي خدا ونافرماني والدين» و در حالي که تکيه داده بود نشست و فرمود : (ألا و قول الزور، و شهادة الزور) «آگاه باشيد که سخن دروغ و شهادت به ناحق از بزرگترين گناهان کبيره هستند» پيامبرr پيوسته اين جمله را تکرار مي‌کرد، تا اينکه گفتيم اي کاش ديگر اين جمله را تکرار نکند».[1]

شهادت چه کساني پذيرفته مي‌شود؟
شهادت تنها از مسلمان بالغ، عاقل و عادل پذيرفته مي‌شود.

بنابراين شهادت کافر قبول نمي‌شود هرچند بر کافري ديگر شهادت دهد، به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَأشهِدُوا ذَوَي عَدلٍ مِنکُم ((طلاق : 2)
«و دو نفر عادل از خودتان را به شهادت گيريد».
و مي‌فرمايد : 
) مِمَّن تَرضَونَ مِنَ الشُّهَدَاءِ ((بقره : 282)
«از ميان کساني شاهد بگيريد که مورد رضايت و اطمينان شما هستند».
«درحاليکه شخص کافر، عادل نيست، و مود رضايت نيست، و از ما هم نيست».[2]
شهادت کودک مورد قبول نيست، به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَاستَشهِدُوا شَهِيدَينِ مِن رِجَالِکُمِ ((بقره : 282)
«او دو نفر از مردان خود را به شهادت گيريد».
و کودک جزو مردان نيست.
شهادت شخص کم عقل، ديوانه و امثال آنها پذيرفته نمي‌شود؛ چون سخن آنان در حق خودشان قبول نمي‌شود، پس در حق ديگران بطريق اولي قابل قبول نيست.
شهادت فاسق قابل قبول نيست به دليل فرموده خداوند متعال : 
) وَأشهِدُوا ذَوَي عَدلٍ مِنکُم ((طلاق : 2)
«و دو نفر عادل از خودتان را به شهادت گيريد».
و به دليل فرموده پيامبر ص : (لاتجوز شهادة خائن و لاخائنة، ولازان و لا زان