ي (رض) مي گويد: صحابه عرض كردند: اي رسول خدا! چگونه براي تو درود بفرستيم؟ رسول الله (ص) فرمود: «بگوييد: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَأَزْوَاجِهِ وَذُرِّيَّتِهِ كَمَا صَلَّيْتَ عَلَي آلِ إِبْرَاهِيمَ، وَبَارِكْ عَلَي مُحَمَّدٍ وَأَزْوَاجِهِ وَذُرِّيَّتِهِ كَمَا بَارَكْتَ عَلَي آلِ إِبْرَاهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».
يعني خدايا! بر محمد و همسران و فرزندانش، درود بفرست همانگونه كه بر آل      ابراهيم عليه السلام درود فرستادي. و به محمد و همسران و فرزندانش، بركت عنايت كن همانطور كه به آل ابراهيم، بركت عنايت فرمودي. همانا تو ستوده و بزرگواري.
1402ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) يُعَوِّذُ الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَيَقُولُ: «إِنَّ أَبَاكُمَا كَانَ يُعَوِّذُ بِهَا إِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ: أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ وَهَامَّةٍ، وَمِنْ كُلِّ عَيْنٍ لامَّةٍ».       (بخارى: 3371)
ترجمه: ابن عباس رضي اللَّه عنهما  مي گويد: نبي اكرم (ص)  براي حفظ حسن و حسين چنين دعا مي كرد: «أَعُوذُ بِكَلِمَاتِ اللَّهِ التَّامَّةِ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ وَهَامَّةٍ، وَمِنْ كُلِّ عَيْنٍ لامَّةٍ» و      مي فرمود: «پدر شما (ابراهيم عليه السلام) براي حفظ اسماعيل و اسحاق، همين دعا را مي خواند».
ترجمة دعا: از هر شيطان، حشرة گزنده و چشم شور به سخنان كامل خدا، پناه مي برم.
‏‎‏‏‎‎
باب (4): اين گفتة خداوند متعال كه مي‌فرمايد:  از مهمانان ابراهيم براي آنان بگو
1403ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ الله (ص) قَالَ: «نَحْنُ أَحَقُّ بِالشَّكِّ مِنْ إِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ: (رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَى قَالَ أَوْ لَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئنَّ قَلْبِي) وَيَرْحَمُ اللَّهُ لُوطًا لَقَدْ كَانَ يَأْوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ، وَلَوْ لَبِثْتُ فِي السِّجْنِ طُولَ مَا لَبِثَ يُوسُفُ لاجَبْتُ الدَّاعِيَ». (بخارى:3372)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي‌‌گويد: رسول الله (ص)  فرمود: «ما از ابراهيم عليه السلام به شك كردن و طرح اين سؤال سزاورتريم كه گفت: پرودگارا! به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده مي كني؟ خداوند فرمود: مگر (به اين چيز) ايمان نداري؟ ابراهيم گفت: بلي، ولي ‌مي‌خواهم قلبم، مطمئن گردد».
همچنين رسول خدا (ص)  فرمود: «خداوند لوط را رحمت كند كه به تكيه گاه محكمي (الله) پناه مي برد. و اگر من به اندازة يوسف عليه السلام در زندان مي ماندم، دعوت را اجابت           مي كردم». (يعني اگر از من خواسته مي شد تا از زندان بيرون شوم، بلافاصله خارج مي شدم ولي يوسف اين كار را نكرد و قاصد را نزد عزيز برگرداند).

آداب وضو

باب (1): نماز بدون وضو، صحيح نيست
110ـ عَنْ أَبَي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «لا تُقْبَلُ صَلاةُ مَنْ أَحْدَثَ حَتَّى يَتَوَضَّأَ». قَالَ رَجُلٌ مِنْ حَضْرَمَوْتَ: مَا الْحَدَثُ يَا أَبَا هُرَيْرَةَ؟ قَالَ: فُسَاءٌ أَوْ ضُرَاطٌ. (بخارى:135) 
ترجمه: از ابوهريره (رض) روايت است كه رسول‏ الله (ص) فرمود: «هركس كه  وضويش  بشكند تا زماني كه دوباره وضو نگيرد، هيچ نمازي از وي پذيرفته نمي‏شود». يكي از اهالي حضرموت پرسيد: اي ابوهريره!  شكستن وضو يعني چه؟ گفت: بادي كه از شكم بيرون آيد خواه با صدا باشد و خواه بي صدا.

باب (5): اين گفتة خداوند متعال كه مي‌فرمايد: و در كتاب (قرآن) از اسماعيل ياد كن. آن كسي كه در وعده‌هايش، صادق بود
1404ـ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الاكْوَعِ (رض) قَالَ: مَرَّ النَّبِيُّ (ص) عَلَى نَفَرٍ مِنْ أَسْلَمَ يَنْتَضِلُونَ، فَقَالَ رَسُولُ الله (ص): «ارْمُوا بَنِي إِسْمَاعِيلَ، فَإِنَّ أَبَاكُمْ كَانَ رَامِيًا، ارْمُوا وَأَنَا مَعَ بَنِي فُلانٍ». قَالَ: فَأَمْسَكَ أَحَدُ الْفَرِيقَيْنِ بِأَيْدِيهِمْ. فَقَالَ    رَسُولُ الله (ص): «مَا لَكُمْ لا تَرْمُونَ»؟ فَقَالُوا: يَا رَسُولُ الله، نَرْمِي وَأَنْتَ مَعَهُمْ؟ قَالَ: «ارْمُوا وَأَنَا مَعَكُمْ كُلِّكُمْ‌«. (بخاري:3373)
ترجمه: سلمه‏ بن اكوع (رض) مي‏گويد: نبي اكرم (ص)  از كنار چند تن از قبيلة اسلم گذشت كه تير اندازي مي كردند. رسول خدا (ص)  فرمود:: «اي فرزندان اسماعيل! تير اندازي كنيد زيرا پدر شما (اسماعيل) تير انداز بود. تير اندازي كنيد و من نيز با فرزندان فلاني هستم». راوي مي گويد: با شنيدن اين سخن، يكي از آن دو گروه، از تير اندازي خوداري كرد. رسول خدا (ص)   فرمود: «چرا تير اندازي نمي كنيد»؟ گفتند: اي رسول خدا! چگونه تير اندازي كنيم در حالي كه شما با آنان هستيد؟ پيامبر اكرم (ص) فرمود: «تير اندازي كنيد و من با همة شما هستم».

باب (6): اين گفتة خداوند متعال كه مي‌فرمايد: و به سوي قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستاديم
1405ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا: أَنَّ رَسُولَ الله (ص) لَمَّا نَزَلَ الْحِجْرَ فِي غَزْوَةِ تَبُوكَ أَمَرَهُمْ أَنْ لا يَشْرَبُوا مِنْ بِئرِهَا وَلا يَسْتَقُوا مِنْهَا، فَقَالُوا: قَدْ عَجَنَّا مِنْهَا وَاسْتَقَيْنَا، فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَطْرَحُوا ذَلِكَ الْعَجِينَ وَيُهَرِيقُوا ذَلِكَ الْمَاءَ. (بخارى:3378)
ترجمه: ابن عمر رضي اللَّه عنهما مي گويد: هنگامي كه رسول خدا (ص)  در غزوة تبوك در محل حِجر (منازل ثمود) توقف كرد، دستور داد تا نه از آب آن چاه بنوشند و نه از آن بردارند. صحابه گفتند: ما از آب چاه، آرد، خمير كرده ايم و آب برداشته ايم! رسول خدا (ص)  دستور داد تا آن خمير را بيندازند و آن آب را بريزند. 

باب (7): اين گفتة خداوند متعال كه مي‌فرمايد: آيا هنگامي كه وفات      يعقوب فرا رسيد، شما حاضر بوديد آنگاه كه به فرزندانش گفت: ...آيه
1406ـ وَعَنْهُ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «الْكَرِيمُ ابْنُ الْكَرِيمِ ابْنِ الْكَرِيمِ ابْنِ الْكَرِيمِ يُوسُفُ بْنُ يَعْقُوبَ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَلَيْهِمْ السَّلام».
(بخارى:3382)
ترجمه: همچنين ابن ‏عمر رضي الله عنهما روايت مي كند كه نبي اكرم (ص) فرمود: «بزرگوار فرزند بزرگوار فرزند بزرگوار، يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم است». 

باب (8): داستان خضر با موسي عليهما السلام
1407ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِنَّمَا سُمِّيَ الْخَضِرُ أَنَّهُ جَلَسَ عَلَى فَرْوَةٍ بَيْضَاءَ فَإِذَا هِيَ تَهْتَزُّ مِنْ خَلْفِهِ خَضْرَاءَ». (بخاري:3402)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص)  فرمود: «وجه تسمية خضر بدين جهت است كه او بر هر قطعه زمين خشكي كه مي نشست، اطرافش، سبزه مي روييد». (قابل يادآوري است كه كلمة خضر بمعني سبزه مي باشد). 

باب (9)
1408ـ عَنْ جَابِرِ بْنَ عَبْدِاللَّهِ (رض) قَالَ: كُنَّا مَعَ رسول الله (ص) نَجْنِي الْكَبَاثَ وَإِنَّ رسول الله (ص) قَالَ: «عَلَيْكُمْ بِالاسْوَدِ مِنْهُ فَإِنَّهُ أَطْيَبُهُ». قَالُ