نَ الْمَشْرِقِ أَوِ الْمَغْرِبِ لِتَفَاضُلِ مَا بَيْنَهُمْ». قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ تِلْكَ مَنَازِلُ الْأَنْبِيَاءِ لا يَبْلُغُهَا غَيْرُهُمْ؟ قَالَ: «بَلَى وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ رِجَالٌ آمَنُوا بِاللَّهِ وَصَدَّقُوا الْمُرْسَلِينَ». (بخارى:3256)
ترجمه: ابوسعيد خدري (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص)  فرمود: «همانا بهشتيان، صاحبان غرفه هايي را كه بالاتر از آنان، قرار دارند، مانند ستارة درخشان ودوري مي بينند كه در گوشه اي از شرق يا غرب آسمان، به چشم مي خورد. و اين، بخاطر تفاضلي است كه ميان آنان، وجود دارد». صحابه (رض) گفتند: اي رسول خدا! اينها منازل انبياست كه ديگران به آن، دست نخواهند يافت؟ پيامبر اكرم (ص) فرمود: «بلي، اما سوگند به ذاتي كه جانم در دست اوست، كساني كه به خدا ايمان بياورند و پيامبران را تصديق كنند» (به اين منازل، دست خواهند يافت).

باب(7): وصف دوزخ و اينكه هم اكنون وجود دارد
1367ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «الْحُمَّي مِنْ فَيْحِ جَهَنَّمَ فابْرِدُوها بِالْمَاءِ». (بخارى:3263)
ترجمه: عايشه رضي الله‏ عنها روايت مي كند كه نبي اكرم (ص)  فرمود: «گرماي تب، برگرفته از گرماي جهنم است. پس بوسيلة آب، آنرا سرد كنيد».
1368ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «نَارُكُمْ جُزْءٌ مِنْ سَبْعِينَ جُزْءًا مِنْ نَارِ جَهَنَّمَ». قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ كَانَتْ لَكَافِيَةً؟ قَالَ: «فُضِّلَتْ عَلَيْهِنَّ بِتِسْعَةٍ وَسِتِّينَ جُزْءًا كُلُّهُنَّ مِثْلُ حَرِّهَا». (بخارى:3265)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود: «آتش دنيا، يك هفتادم آتش دوزخ است». گفتند: يا رسول الله! مگر آتش دنيا، كافي نيست؟ فرمود: «آتش دوزخ، شصت و نه مرتبه، سوزنده تر از آتش دنيا است. و هر مرتبة آن، به اندازة آتش دنيا، سوزندگي دارد».
1369ـ عَنْ أُسَامَةَ (رض) قال: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «يُجَاءُ بِالرَّجُلِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَيُلْقَى فِي النَّارِ، فَتَنْدَلِقُ أَقْتَابُهُ فِي النَّارِ، فَيَدُورُ كَمَا يَدُورُ الْحِمَارُ بِرَحَاهُ، فَيَجْتَمِعُ أَهْلُ النَّارِ عَلَيْهِ فَيَقُولُونَ: أَيْ فُلانُ، مَا شَأْنُكَ أَلَيْسَ كُنْتَ تَأْمُرُنَا بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَانَا عَنِ الْمُنْكَرِ؟ قَالَ: كُنْتُ آمُرُكُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَلا آتِيهِ وَأَنْهَاكُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَآتِيهِ». (بخارى: 3267)
ترجمه: اسامه (رض) مي گويد: شنيدم كه رسول الله (ص) فرمود: «روز قيامت، مردي را
مي آورند و در دوزخ مي اندازند. روده هايش بسرعت، در آتش، بيرون مي ريزد. و او همانند الاغي كه آسيا را مي چرخاند، دور خود، مي گردد. دوزخيان، اطراف او جمع مي شوند و     مي گويند: فلاني! تو را چه شده است مگر تو ما را امر به معروف و نهي از منكر نمي كردي؟ مي گويد: (بلي) شما را امر به معروف مي كردم ولي خودم آنرا انجام نمي دادم و شما را از منكر باز مي داشتم اما خودم آنرا انجام مي دادم».

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:122.txt">باب (1): نماز بدون وضو، صحيح نيست</a><a class="text" href="w:text:123.txt">باب (2): فضيلت وضو</a><a class="text" href="w:text:124.txt">باب (3): وَسوَسه، ناقض وضو نيست</a><a class="text" href="w:text:125.txt">باب (4): تخفيف در وضو</a><a class="text" href="w:text:126.txt">باب (5): كامل كردن وضو </a><a class="text" href="w:text:127.txt">باب(6): شستن صورت با دو دست و بايك مشت آب</a><a class="text" href="w:text:128.txt">باب (7): دعاي داخل شدن به بيت الخلا</a><a class="text" href="w:text:129.txt">باب (8):گذاشتن آب در توالت (دستشويي)</a><a class="text" href="w:text:130.txt">باب (9): هنگام قضاي حاجت نبايد رو به قبله نمود</a><a class="text" href="w:text:131.txt">باب (10): قضاي حاجت روي دو خشت </a></body></html>باب(8): وصف شيطان و لشكريانش
1370ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: سُحِرَ النَّبِيُّ (ص) حَتَّى كَانَ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ أَنَّهُ يَفْعَلُ الشَّيْءَ وَمَا يَفْعَلُهُ حَتَّى كَانَ ذَاتَ يَوْمٍ دَعَا وَدَعَا ثُمَّ قَالَ: أَشَعَرْتِ أَنَّ اللَّهَ أَفْتَانِي فِيمَا فِيهِ شِفَائِي، أَتَانِي رَجُلانِ فَقَعَدَ أَحَدُهُمَا عِنْدَ رَأْسِي وَالآخَرُ عِنْدَ رِجْلَيَّ، فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِلآخَرِ: مَا وَجَعُ الرَّجُلِ؟ قَالَ: مَطْبُوبٌ. قَالَ: وَمَنْ طَبَّهُ؟ قَالَ: لَبِيدُ بْنُ الأَعْصَمِ. قَالَ: فِيمَا ذَا؟ قَالَ: فِي مُشُطٍ وَمُشَاقَةٍ وَجُفِّ طَلْعَةٍ ذَكَرٍ. قَالَ: فَأَيْنَ هُوَ؟ قَالَ: فِي بِئْرِ ذَرْوَانَ. فَخَرَجَ إِلَيْهَا النَّبِيُّ (ص)، ثُمَّ رَجَعَ فَقَالَ لِعَائِشَةَ حِينَ رَجَعَ: «نَخْلُهَا كَأَنَّهُ رُءُوسُ الشَّيَاطِينِ». فَقُلْتُ: اسْتَخْرَجْتَهُ؟ فَقَالَ: «لا أَمَّا أَنَا فَقَدْ شَفَانِي اللَّهُ وَخَشِيتُ أَنْ يُثِيرَ ذَلِكَ عَلَى النَّاسِ شَرًّا». ثُمَّ دُفِنَتِ الْبِئْرُ. (بخارى:3268)
ترجمه: عايشه رضي الله‏ عنها مي گويد: نبي اكرم (ص) را سحر كردند طوريكه كاري را كه انجام نداده بود، خيال مي كرد انجام داده است. تا اينكه روزي بسيار دعا كرد و سپس، فرمود: «آيا مي داني كه خداوند، راه علاج مرا به من نشان داد؟ دو مرد، نزد من آمدند. يكي از آنان بر بالينم وديگري، كنار پاهايم نشست. پس، يكي از آنها به ديگري گفت: درد اين مرد چيست؟ دومي گفت: سحر شده است. پرسيد: چه  كسي او را سحر كرده است؟ گفت: لبيد بن اعصم. پرسيد: بوسيلة چه چيزي سحر شده است؟ گفت: بوسيله شانه، پس ماندة الياف كتان و پوست شكوفة خرماي نر. پرسيد: كجا هستند؟ گفت: در چاه ذروان».
راوي مي گويد: آنگاه، نبي اكرم (ص)  بسوي آن (چاه) بيرون رفت. سپس برگشت و به عايشه گفت: «نخل هاي آنجا مانند سرهاي شيطان بود». عايشه پرسيد: آنها را از چاه بيرون آوردي؟ گفت: «خير». مرا كه خداوند، شفا داد ولي بيم آن دارم كه باعث ضرر و زيان مردم شود». سپس آن چاه را با خاك، پر كردند.
      1371ـ عَنْ أَبِيْ هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «يَأْتِي الشَّيْطَانُ أَحَدَكُمْ فَيَقُولُ: مَنْ خَلَقَ كَذَا؟ مَنْ خَلَقَ كَذَا؟ حَتَّى يَقُولَ: مَنْ خَلَقَ رَبَّكَ؟ فَإِذَا بَلَغَهُ فَلْيَسْتَعِذْ بِاللَّهِ وَلْيَنْتَهِ». (بخارى:3276)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: رسول الله (ص)  فرمود: «شيطان نزد يكي از شما مي آيد و مي گويد: فلان چيز را چه كسي آفريده است؟ فلان چيز را چه كسي آفريده است؟ تا جايي كه مي گويد: پروردگارت را چه كسي آفريده است؟ هر گاه، به اينجا رسيد، (از شر او) به خدا پناه ببرد و باز آيد».
1372ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) يُشِيرُ إِلَى الْمَشْرِقِ فَقَالَ: «هَا إِنَّ الْفِتْنَةَ هَا هُنَا إِنَّ الْفِتْنَةَ هَا هُنَا مِنْ حَيْثُ يَطْلُعُ قَرْنُ الشَّيْطَانِ». (بخارى:3279)
ترجمه: عبد الله‏ بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: ديدم كه رسول الله (ص)  به سمت شرق، اشاره مي كند