 الْقِيَامَةِ». (بخارى:3200)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص)  فرمود: «روز قيامت، خورشيد و ماه به هم پيچيده مي شوند و نورشان از بين مي رود».

باب(4): اين سخن خداوند متعال كه مي فرمايد: او ذاتي است كه ابرها را براي مژده دادن، پيشاپيش رحمت خود مي فرستد  (اعراف:57)
1341ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) إِذَا رَأَى مَخِيلَةً فِي السَّمَاءِ أَقْبَلَ وَأَدْبَرَ وَدَخَلَ وَخَرَجَ وَتَغَيَّرَ وَجْهُهُ، فَإِذَا أَمْطَرَتِ السَّمَاءُ سُرِّيَ عَنْهُ، فَعَرَّفَتْهُ ذَلِكَ، فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «مَا أَدْرِي لَعَلَّهُ كَمَا قَالَ قَوْمٌ (فَلَمَّا رَأَوْهُ عَارِضًا مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ...) » الآيَةَ. (بخارى:3206)
ترجمه: از عايشه رضي الله‏ عنها روايت است كه هرگاه، نبي اكرم (ص)  پارة ابري را در آسمان مي ديد، به جلو و عقب مي رفت. از خانه بيرون مي شد و دوباره بر مي گشت و    چهره اش، دگرگون مي شد. و همين كه باران از آسمان مي باريد، اين حالت اش، بر طرف مي گرديد. عايشه رضي الله عنها علتش را جويا شد. رسول اكرم (ص) فرمود: «نمي دانم شايد اين، مانند همان ابري باشد كه چون قوم عاد آنرا ديدند، گفتند: اين، ابري است كه اكنون بر ما    مي بارد. (هود گفت): بلكه اين، همان چيزي است كه شما براي آن، عجله داشتيد. بادي است كه در آن، عذاب شديدي نهفته است» ( از اين جهت مي ترسم).

باب(5): يادي از فرشتگان
1342ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُوْدٍ (رض) قَالَ: حَدَّثَنَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) وَهُوَ الصَّادِقُ الْمَصْدُوقُ قَالَ: «إِنَّ أَحَدَكُمْ يُجْمَعُ خَلْقُهُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ أَرْبَعِينَ يَوْمًا، ثُمَّ يَكُونُ عَلَقَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يَكُونُ مُضْغَةً مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ مَلَكًا فَيُؤْمَرُ بِأَرْبَعِ كَلِمَاتٍ وَيُقَالُ لَهُ اكْتُبْ عَمَلَهُ وَرِزْقَهُ وَأَجَلَهُ وَشَقِيٌّ أَوْ سَعِيدٌ، ثُمَّ يُنْفَخُ فِيهِ الرُّوحُ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْكُمْ لَيَعْمَلُ حَتَّى مَا يَكُونُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجَنَّةِ إِلا ذِرَاعٌ فَيَسْبِقُ عَلَيْهِ كِتَابُهُ فَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ، وَيَعْمَلُ حَتَّى مَا يَكُونُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ النَّارِ إِلا ذِرَاعٌ فَيَسْبِقُ عَلَيْهِ الْكِتَابُ فَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ الْجَنَّةِ». (بخارى:3208)
ترجمه: عبد الله بن مسعود (رض) مي گويد: رسول الله (ص)  كه صادق مصدوق است، فرمود: نطفة هر يك از شما مدت چهل روز در رحم مادر، جمع مي شود. سپس تا چهل روز ديگر، به شكل خون بسته در مي آيد. و بعد از چهل روز ديگر، به پاره گوشتي، تبديل ميشود. آنگاه، خداوند، فرشته اي را مي فرستد و او را به نوشتن چهار چيز، مأمور مي كند. و مي گويد: عمل، رزق، أجل و شقاوت يا سعادتش را بنويس. آنگاه در او، روح دميده مي شود. اينجاست كه مردي از شما اعمالي انجام مي دهد كه بين او و بهشت، فقط يك ذراع، ‌باقي مي ماند. ولي تقديرش، بر او پيشي مي گيرد و اعمال دوزخيان را انجام مي دهد. (در نتيجه، به دوزخ          مي رود) و شخص ديگري از شما عملي انجام مي دهد كه بين او و جهنم، فقط يك ذراع، باقي مي ماند. ولي تقدير بر او پيشي مي گيرد و اعمال بهشتيان را انجام مي دهد» (در نتيجه، به بهشت ميرود). 
  1343ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ الْعَبْدَ نَادَى جِبْرِيلَ: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ فُلَانًا فَأَحْبِبْهُ فَيُحِبُّهُ جِبْرِيلُ، فَيُنَادِي جِبْرِيلُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ: إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ فُلانًا فَأَحِبُّوهُ فَيُحِبُّهُ أَهْلُ السَّمَاءِ، ثُمَّ يُوضَعُ لَهُ الْقَبُولُ فِي الأَرْضِ». (بخارى:3209)
ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص) فرمود: «هرگاه، خداوند، بنده اي را دوست داشته باشد، به جبرئيل، ندا مي دهد كه خداوند، فلاني را دوست دارد. تو نيز او را دوست بدار. پس جبرييل، او را دوست مي دارد و به اهل آسمان، ندا مي دهد كه خدا، فلاني را دوست دارد، شما نيز او را دوست بداريد. پس اهل آسمان هم او را دوست مي دارند. سپس به همين ترتيب، مقبول اهل زمين نيز مي گردد».
1344ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا زَوْجِ النَّبِيِّ (ص): أَنَّهَا سَمِعَتْ  رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُ: «إِنَّ الْمَلائِكَةَ تَنْزِلُ فِي الْعَنَانِ وَهُوَ السَّحَابُ فَتَذْكُرُ الأَمْرَ قُضِيَ فِي السَّمَاءِ فَتَسْتَرِقُ الشَّيَاطِينُ السَّمْعَ فَتَسْمَعُهُ فَتُوحِيهِ إِلَى الْكُهَّانِ فَيَكْذِبُونَ مَعَهَا مِائَةَ كَذْبَةٍ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ». (بخارى:3210)
ترجمه: عايشه رضي الله‏ عنها ؛همسر گرامي نبي اكرم (ص) ؛ مي گويد: شنيدم كه 
رسول الله (ص)  فرمود: «فرشتگان در ابرها فرود مي آيند و آنچه را كه در آسمانها فيصله شده است، ياد آوري مي نمايند. شياطين، استراق سمع مي كنند و سخنانشان را مي شنوند و آنها را به كاهنان مي رسانند. كاهنان، از سوي خود، صد دروغ به آنها مي افزايند و به مردم   مي گويند».
1345ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ كَانَ عَلَى كُلِّ بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ الْمَلَائِكَةُ يَكْتُبُونَ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ، فَإِذَا جَلَسَ الْإِمَامُ طَوَوُا الصُّحُفَ وَجَاءُوا يَسْتَمِعُونَ الذِّكْرَ». (بخارى:3211)
       ترجمه: ابوهريره (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص)  فرمود: «هنگامي كه روز جمعه فرا           مي رسد، فرشتگان به هر دري از دروازه هاي مسجد، مستقر مي شوند. و به ترتيب، ‌اسامي كساني را كه وارد مسجد مي شوند، مي نويسند. و هنگامي كه امام براي خواندن خطبه  مي نشيند، آنها دفترهايشان را جمع مي كنند و مي آيند و به خطبه، گوش مي دهند». (شرح كامل حديث، در شماره 487 جلد اول، آمده است). 
1346ـ عَنِ الْبَرَاءِ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص) لِحَسَّانَ: «اهْجُهُمْ أَوْ هَاجِهِمْ وَجِبْرِيلُ مَعَكَ». (بخارى:3213)
ترجمه: براء (رض) مي گويد: نبي اكرم (ص)  به حسان گفت: «مشركين را هجو كن و جبريل هم تو را كمك مي كند». 
1347ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا: أَنَّ النَّبِيَّ (ص) قَالَ لَهَا: «يَا عَائِشَةُ! هَذَا جِبْرِيلُ يَقْرَأُ عَلَيْكِ السَّلامَ». فَقَالَتْ: وَعَلَيْهِ السَّلامُ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ تَرَى مَا لا أَرَى، تُرِيدُ النَّبِيَّ (ص). (بخارى:3217)
ترجمه: از عايشه رضي الله‏ عنها روايت است كه نبي اكرم (ص)  به او گفت: اي عايشه! اين، جبريل است و به تو سلام مي دهد». عايشه گفت: سلام و رحمت و بركات خداوند بر او باد. تو (اي پيامبر) مي بيني آنچه راكه من نمي بينم.
  1348ـ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِجِبْرِيلَ: «أَلا تَزُورُنَا أَكْثَرَ مِمَّا تَزُورُنَا»؟ قَالَ فَنَزَلَتْ: (وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ 