 داري؟ همسرش گفت: خير، ولي صبر كن تا چيزي برايت پيدا كنم. قيس ‏بن صرمه كه كار ميكرد (قبل از اينكه همسرش برگردد)، خواب رفت. وقتي همسرش آمد  و ديد كه شوهرش خواب رفته است، گفت: افسوس كه به خواسته ات نرسيدي. روز بعد هنگام ظهر، قيس‏بن صرمه از شدت گرسنگي، غش كرد و افتاد. آنحضرت (ص) را از اين جريان مطلع كردند. آنگاه، اين آيه نازل شد: (أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ) (همبستري با زنان در شب هاي رمضان، براي شما حلال شد). صحابه از نازل شدن اين آيه، خيلي خوشحال شدند. همچنين، اين آيه نازل شد: (وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ) بخوريد و بياشاميد تا اينكه نخ سفيد (روشني صبح) از نخ سياه (تاريكي شب) كاملاً براي شما آشكار بشود.
 
باب (12): خداوند مي فرمايد: (كُلُوا وَاشرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَد مِنَ الفَجرِ) بخوريد و بيا شاميد تا اينكه نخ سفيد (روشني فجر) از نخ سياه (تاريكي شب) براي شما، نمايان شود.
927 ـ عَنْ عَدِيِّ بْنِ حَاتِمٍ (رض) قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ: (حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ) عَمَدْتُ إِلَى عِقَالٍ أَسْوَدَ وَإِلَى عِقَالٍ أَبْيَضَ فَجَعَلْتُهُمَا تَحْتَ وِسَادَتِي، فَجَعَلْتُ أَنْظُرُ فِي اللَّيْلِ فَلا يَسْتَبِينُ لِي فَغَدَوْتُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (ص) فَذَكَرْتُ لَهُ ذَلِكَ فَقَالَ: «إِنَّمَا ذَلِكَ سَوَادُ اللَّيْلِ وَبَيَاضُ النَّهَارِ». (بخارى:1916)
ترجمه: عدي ابن حاتم (رض) مي‏گويد: وقتي كه اين آيه (حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ) نازل شد. يك طناب سياه و يك طناب سفيد را زير بالشت خود گذاشتم. تمام شب به آنها نگاه مي‏كردم ولي براي من قابل تشخيص نبودند. هنگام صبح، نزد رسول خدا (ص) رفتم و ماجرا را برايش تعريف كردم. فرمود: «منظور از نخ سياه، تاركي شب و منظور از نخ سفيد، روشني بامداد است».
 
باب (13): فاصله ميان سحري و طلوع فجر
928 ـ عَنْ زَيْدِ بْنِ ثَابِتٍ (رض) قَالَ: تَسَحَّرْنَا مَعَ النَّبِيِّ (ص) ثُمَّ قَامَ إِلَى الصَّلاةِ قُلْتُ: كَمْ كَانَ بَيْنَ الأَذَانِ وَالسَّحُورِ؟ قَالَ: قَدْرُ خَمْسِينَ آيَةً. 
(بخارى:1921)
ترجمه: زيد بن ثابت (رض) مي‏گويد: همراه رسول ‏الله (ص) سحري خورديم. سپس، آنحضرت (ص) براي نماز فجر، بلند شد. پرسيديم: فاصلة ميان اذان صبح و سحري، چقدر بود؟ زيد گفت: به اندازه اي كه حدود پنجاه آيه خوانده شود.
 
باب (14): سحري، بركت دارد ولي واجب نيست
929 ـ عن أَنَس بْنَ مَالِكٍ (رض) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (ص): «تَسَحَّرُوا فَإِنَّ فِي السَّحُورِ بَرَكَةً». (بخارى:1923)
ترجمه: انس بن مالك (رض) مي‏گويد: نبي ‏اكرم (ص) فرمود: «سحري بخوريد زيرا در خوردن سحري، خير و بركت نهفته است».
 
باب (15): نيت روزه گرفتن در اثناي روز
930 ـ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الأَكْوَعِ (رض) أَنَّ النَّبِيَّ (ص) بَعَثَ رَجُلاً يُنَادِي فِي النَّاسِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ: «إِنَّ مَنْ أَكَلَ فَلْيُتِمَّ أَوْ فَلْيَصُمْ وَمَنْ لَمْ يَأْكُلْ فَلا يَأْكُلْ». (بخارى:1924)
ترجمه: سلمه بن اكوع مي گويد: نبي اكرم (ص) در روز عاشورا، شخصي را مأموريت داد تا  اعلام كند: «هركس، چيزي خورده است تا فرا رسيدن شب، چيزي نخورد يا روزه گيرد. و هركس كه تا كنون چيزي نخورده است،  نخورد و روزه بگيرد».
 
باب (16): روزه داري كه در حالت جنابت، صبح مي كند
931 ـ عَنْ عَائِشَةَ وَأُمِّ سَلَمَةَ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ يُدْرِكُهُ الْفَجْرُ وَهُوَ جُنُبٌ مِنْ أَهْلِهِ ثُمَّ يَغْتَسِلُ وَيَصُومُ. (بخارى:1925)
ترجمه: عايشه و ام سلمه رضي ‏الله‏ عنهما مي گويند: گاهي، فجر طلوع مي كرد در حالي كه رسول الله (ص) بعلت همبستري، در جنابت بسر مي برد. آنگاه، غسل مي كرد و به روزه اش ادامه مي داد.
 
باب (17): هم آغوشي با همسر، براي روزه دار
932 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِي اللَّه عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) يُقَبِّلُ وَيُبَاشِرُ وَهُوَ صَائِمٌ وَكَانَ أَمْلَكَكُمْ لإِرْبِهِ. (بخارى:1927)
ترجمه: از عايشه رضي ‏الله‏ عنها روايت است كه نبي اكرم (ص) در حالت روزه، همسرانش را در آغوش مي گرفت و مي بوسيد. سپس، عايشه رضي الله عنها افزود كه آنحضرت (ص) از همة شما در كنترل غراير خويش، قوي تر بود. 

باب (18): اگر روزه دار در حالت فراموشي، چيزي بخورد و يا بياشامد 
933 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِذَا نَسِيَ فَأَكَلَ وَشَرِبَ فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ فَإِنَّمَا أَطْعَمَهُ اللَّهُ وَسَقَاهُ». (بخارى: 1933)
ترجمه: ابوهريره (رض) روايت مي كند كه نبي اكرم (ص) فرمود: «اگر كسي در حال فراموشي، چيزي خورد و يا نوشيد، روزه اش را كامل كند، زيرا خداوند به او آب و غذا داده است».


باب (19): كسي كه در روز ماه رمضان، همبستري كرد 
و چيزي براي كفاره نداشت
934 ـ عَنِ أبي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: بَيْنَمَا نَحْنُ جُلُوسٌ عِنْدَ النَّبِيِّ (ص) إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ هَلَكْتُ، قَالَ: «مَا لَكَ؟» قَالَ: وَقَعْتُ عَلَى امْرَأَتِي وَأَنَا صَائِمٌ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «هَلْ تَجِدُ رَقَبَةً تُعْتِقُهَا؟» قَالَ: لا، قَالَ: «فَهَلْ تَسْتَطِيعُ أَنْ تَصُومَ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ؟» قَالَ: لا، فَقَالَ: «فَهَلْ تَجِدُ إِطْعَامَ سِتِّينَ مِسْكِينًا؟» قَالَ: لا، قَالَ: فَمَكَثَ النَّبِيُّ (ص) فَبَيْنَا نَحْنُ عَلَى ذَلِكَ أُتِيَ النَّبِيُّ (ص) بِعَرَقٍ فِيهَا تَمْرٌ وَالْعَرَقُ الْمِكْتَلُ قَالَ: «أَيْنَ السَّائِلُ؟» فَقَالَ: أَنَا، قَالَ: «خُذْهَا فَتَصَدَّقْ بِهِ» فَقَالَ الرَّجُلُ: أَعَلَى أَفْقَرَ مِنِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ فَوَاللَّهِ مَا بَيْنَ لابَتَيْهَا ـ يُرِيدُ الْحَرَّتَيْنِ ـ أَهْلُ بَيْتٍ أَفْقَرُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، فَضَحِكَ النَّبِيُّ (ص) حَتَّى بَدَتْ أَنْيَابُهُ ثُمَّ قَالَ: «أَطْعِمْهُ أَهْلَكَ».
ترجمه: ابوهريره (رض)  مي‏گويد: نزد رسول ‏الله (ص) نشسته بوديم كه شخصي آمد و گفت: اي رسول خدا! من هلاك شدم. رسول ‏الله (ص) فرمود: «چه شده است»؟ آن شخص، گفت: ماه رمضان در حال روزه، با همسرم همبستري كردم.
رسول ‏الله (ص) فرمود: «آيا غلامي داري كه او را آزاد كني»؟  گفت: خير. رسول ‏الله (ص) فرمود: «مي‏تواني دو ماه متوالي، روزه بگيري»؟  گفت: خير. رسول ‏الله (ص) فرمود: «مي‏تواني شصت مسكين را خوراك بدهي»؟ گفت: خير. آنحضرت (ص) چيزي نگفت و مدتي ساكت ماند. در آن اثنا، كيسه‏اي پر از خرما نزد رسول ‏الله (ص) آوردند. رسول ‏الله (ص) پرسيد: «سائل چه شد»؟ آن شخص، پاسخ داد: من حاضرم. رسول ‏الله (ص)  فرمود: «اين كيسه را بردار و صدقه كن». آن شخص، گفت: به خدا سوگند! در ميان ا