مَّدٍ (ص)». (بخارى: 1475)
ترجمه: عبد الله بن عمر رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله (ص)فرمود: «بعضي ها هميشه دست تكدي پيش اين و آن دراز مي كنند. (اين افراد) روز قيامت در حالي حشر مي شوند كه بر صورتشان، گوشتي باقي نمانده است». همچنين آنحضرت (ص) افزود: «روز قيامت، خورشيد بقدري نزديك مي شود كه مردم (در اثر گرما) تا بناگوش غرق در عرق خواهند شد. در آن حال، ابتدا از آدم (ع) و سپس از  موسي (ع) و سرانجام از  محمد (ص) كمك خواهند خواست».

باب (32): تشييع جنازه از ايمان است
44 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «مَنِ اتَّبَعَ جَنَازَةَ مُسْلِمٍ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا وَكَانَ مَعَهُ حَتَّى يُصَلَّى عَلَيْهَا وَيَفْرُغَ مِنْ دَفْنِهَا، فَإِنَّه يَرْجِعُ مِنَ الأَجْرِ بِقِيرَاطَيْنِ، كُلُّ قِيرَاطٍ مِثْلُ أُحُدٍ، وَمَنْ صَلَّى عَلَيْهَا ثُمَّ رَجَعَ قَبْلَ أَنْ تُدْفَنَ فَإِنَّهُ يَرْجِعُ بِقِيرَاطٍ». (بخارى:47)
ترجمه: از ابو هريره (رض) روايت است كه رسول الله (ص) فرمود: «هر كس، بحكم ايمان و به نيت اجر، در تشييع جنازة برادر مسلمانش، شركت كند تا اينكه بر او نماز خوانده شود و دفن گردد، با دو قيراط اجر، برمي گردد. و هر قيراط، باندازة كوه احد است. و هر كس بعد از نماز بر ميت، بر گردد، (يعني تا دفن ميت، صبر نكند) با يك قيراط اجر، برمي گردد».
 
باب (37): مرز بي نيازي
747 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «لَيْسَ الْمِسْكِينُ الَّذِي يَطُوفُ عَلَى النَّاسِ، تَرُدُّهُ اللُّقْمَةُ وَاللُّقْمَتَانِ، وَالتَّمْرَةُ وَالتَّمْرَتَانِ، وَلَكِنِ الْمِسْكِينُ الَّذِي لا يَجِدُ غِنًى يُغْنِيهِ، وَلا يُفْطَنُ بِهِ فَيُتَصَدَّقُ عَلَيْهِ، وَلا يَقُومُ فَيَسْأَلُ النَّاسَ». (بخارى: 1479)
ترجمه: ابوهريره (رض) روايت مي كند كه رسول الله (ص) فرمود: «مسكين كسي نيست كه به درِ خانه هاي مردم  مي رود و  يكي دو لقمه نان و يا يكي دو عدد خرما، دريافت مي كند و بر مي گردد. بلكه مسكين كسي است كه چيزي ندارد و مردم از حال او آگاه نيستند تا به او صدقه دهند. و خودش هم از كسي سؤال نمي كند».

باب (38): تخمين زدن مقدار خرما
748 ـ عَنْ أَبِي حُمَيْدٍ السَّاعِدِيِّ (رض) قَالَ: غَزَوْنَا مَعَ النَّبِيِّ (ص) غَزْوَةَ تَبُوكَ، فَلَمَّا جَاءَ وَادِيَ الْقُرَى، إِذَا امْرَأَةٌ فِي حَدِيقَةٍ لَهَا، فَقَالَ النَّبِيُّ(ص)لأَصْحَابِهِ: «اخْرُصُوا». وَخَرَصَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَشَرَةَ أَوْسُقٍ. فَقَالَ لَهَا: «أَحْصِي مَا يَخْرُجُ مِنْهَا». فَلَمَّا أَتَيْنَا تَبُوكَ قَالَ: «أَمَا إِنَّهَا سَتَهُبُّ اللَّيْلَةَ رِيحٌ شَدِيدَةٌ، فَلا يَقُومَنَّ أَحَدٌ، وَمَنْ كَانَ مَعَهُ بَعِيرٌ فَلْيَعْقِلْهُ». فَعَقَلْنَاهَا، وَهَبَّتْ رِيحٌ شَدِيدَةٌ، فَقَامَ رَجُلٌ فَأَلْقَتْهُ بِجَبَلِ طَيِّءٍ، وَأَهْدَى مَلِكُ أَيْلَةَ لِلنَّبِيِّ (ص) بَغْلَةً بَيْضَاءَ، وَكَسَاهُ بُرْدًا، وَكَتَبَ لَهُ بِبَحْرِهِمْ، فَلَمَّا أَتَى وَادِيَ الْقُرَى قَالَ لِلْمَرْأَةِ: «كَمْ جَاءَ حَدِيقَتُكِ»؟ قَالَتْ: عَشَرَةَ أَوْسُقٍ، خَرْصَ رَسُولِ اللَّهِ (ص). فَقَالَ النَّبِيُّ (ص): «إِنِّي مُتَعَجِّلٌ إِلَى الْمَدِينَةِ، فَمَنْ أَرَادَ مِنْكُمْ أَنْ يَتَعَجَّلَ مَعِي فَلْيَتَعَجَّلْ». فَلَمَّا ـ قَالَ الراوي كَلِمَةً مَعْنَاهَاـ أَشْرَفَ عَلَى الْمَدِينَةِ قَالَ: «هَذِهِ طَابَةُ». فَلَمَّا رَأَى أُحُدًا قَالَ: «هَذَا جُبَيْلٌ يُحِبُّنَا وَنُحِبُّهُ، أَلا أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ دُورِ الأَنْصَارِ»؟ قَالُوا: بَلَى. قَالَ: «دُورُ بَنِي النَّجَّارِ، ثُمَّ دُورُ بَنِي عَبْدِالأَشْهَلِ، ثُمَّ دُورُ بَنِي سَاعِدَةَ، أَوْ دُورُ بَنِي الْحَارِثِ بْنِ الْخَزْرَجِ، وَفِي كُلِّ دُورِ الأَنْصَارِ_ يَعْنِي_خَيْرًا». (بخارى: 1481)
ترجمه: ابوحميد ساعدي (رض) مي گويد: در غزوة تبوك، همراه رسول الله (ص)بوديم.  هنگامي كه به وادي "قري" رسيديم، زني را ديديم كه در باغ خود، مشغول كار بود. رسول الله  (ص) خطاب به اصحاب، فرمود: «محصول خرماي اين باغ را تخمين بزنيد». خود رسول الله (ص) آن  را ده وسق، تخمين زد و به آن زن، گفت: «هنگام برداشت خرما، مقدار آنها را مشخص كن». و  وقتي به تبوك رسيديم، رسول الله (ص) فرمود: «امشب، هوا بسيار طوفاني خواهد شد. هيچ كس، از جايش تكان نخورد و شترهايتان را نيز محكم ببنديد». راوي مي گويد: ما هم شترهايمان را بستيم. آن شب، طوفان  شديدي آمد. يك نفر از جايش برخاست. طوفان او را در بر گرفت و روي كوه «طي» انداخت. پادشاه ايله قاطري سفيد و يك عدد چادر به رسول الله (ص)هديه كرد. آنحضرت(ص) براي او كه در ناحية ساحلي زندگي مي كرد، امان نامه اي نوشت. در بازگشت از تبوك، وقتي كه رسول الله (ص) به وادي قري رسيد، از آن زن پرسيد: «مقدار محصول باغَت، چقدر شد»؟ گفت:  ده وسق. يعني همان مقداري كه رسول الله (ص)تخمين زده بود.
رسول الله (ص) فرمود: «من براي رفتن به مدينه، عجله دارم. هركس، دوست دارد با من بيايد, عجله كند». وقتي چشمش به مدينه افتاد، فرمود: «اين است شهر خوب». و هنگامي كه كوه احد نمايان شد، فرمود: «اين كوهي است كه ما را دوست دارد و ما نيز آن را دوست داريم. آيا  دوست داريد بهترين خانه هاي انصار را بدانيد»؟ صحابه گفتند: آري. آنحضرت (ص)  فرمود: «منازل بني نجار سپس منازل بني عبدالاشهل وبعد از آن، منازل بني ساعده يا منازل بني خزرج و تمام منازل انصار، خوب هستند».

باب (39): مقدار زكات در محصولات كشاورزي
749 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُمَرَ رَضِيَ اللَّه عَنْهُمَا عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَالْعُيُونُ، أَوْ كَانَ عَثَرِيًّا، الْعُشْرُ، وَمَا سُقِيَ بِالنَّضْحِ، نِصْفُ الْعُشْرِ». (بخارى: 1483)
ترجمه: عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت ميكند كه رسول الله (ص)فرمود: «زكات محصولي كه از آب چشمه يا آب باران، آبياري مي شود و درختي كه ريشه در عمق زمين دارد (ونياز به آبياري ندارد)، يك دهم محصول، مي باشد. و (زكات) زميني كه با كشيدن آب از چاه، آبياري مي شود، يك بيستم مي باشد».

باب (40): زكات خرما، هنگام جمع آوري محصول است. 
وآيا بايد به كودك اجازه داد تا از خرماي صدقه بخورد؟
750 ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يُؤْتَى بِالتَّمْرِ عِنْدَ صِرَامِ النَّخْلِ، فَيَجِيءُ هَذَا بِتَمْرِهِ، وَهَذَا مِنْ تَمْرِهِ، حَتَّى يَصِيرَ عِنْدَهُ كَوْمًا مِنْ تَمْرٍ، فَجَعَلَ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ رَضِي اللَّه عَنْهمَا يَلْعَبَانِ بِذَلِكَ التَّمْرِ، فَأَخَذَ أَحَدُهُمَا تَمْرَةً فَجَعَلَهَا فِي فِيهِ، فَنَظَرَ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فَأَخْرَجَهَا مِنْ فِيهِ، فَقَالَ: «أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ آلَ مُحَمَّدٍ (ص) لا يَأْكُلُونَ الصَّدَقَةَ». (بخارى: 1485)
