».عرض كردم: ابوبكر مرد رقيق القلبي است و اگر در جايگاه شما قرار گيرد، نمي تواند مردم را نماز دهد. رسول الله (ص) بار دوم، سخنش را تكرار كرد. ما نيز همان جواب قبلي را داديم .رسول الله (ص) براي بار سوم، سخنش را تكرار كرد و فرمود: «معلوم مي‏شود كه شما مانند همان زناني هستيد كه يوسف را احاطه كرده بودند، به ابوبكر بگوييد كه نماز را امامت كند». آنگاه، ابوبكر رفت و امامت كرد. در آن اثنا، حال رسول خدا (ص) كمي بهتر شد و با كمك دو نفر، به مسجد تشريف برد. عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي گويد: هنوز آن صحنه را از ياد نبرده ام كه پاهاي (مبارك) رسول ‏الله (ص) بدليل ضعف و ناتواني بر زمين كشيده مي شد. وقتي كه چشم ابوبكر به رسول ‏الله (ص) افتاد، خواست خود را كنار كشد اما آنحضرت (ص) با اشاره ،به او فهماند كه همانجا بماند. سپس، او را جلو آوردند. و ايشان در كنار ابوبكر نشست. و نماز گزارد و ابوبكر(رض) ادامه نماز را به آنحضرت (ص)   اقتدا نمود ومردم به نماز ابوبكر(رض) اقتدا نمودند. در روايتي ديگر آمده است كه: پيامبر (ص) سمت چپ  ابوبكر (رض) نشست و ابوبكر (رض) نماز را ايستاده اقامه نمود.
شرح: «إنكن صواحب يوسف» يعني شما مانند زناني هستيد كه يوسف را احاطه كرده بودند، هرچند خطاب بصورت جمع آمده است اما مخاطب آن، عايشه رضي الله عنها است واز سوي ديگر، كلمه  «صواحب»كه  جمع است منظور زليخا ميباشد. و وجه مشابهت آن، در اين بودكه هر يك ، چيزي اظهار مي كرد كه خلاف باطنش بود. زليخا ظاهراً  زنان را مهمان كرده بود تا آنها را پذيرائي كند ولي هدفش، نشان دادن حسن و جمال يوسف بود تا آنها او را معذور بدانند. عايشه رضي الله عنها نيز كه به ظاهر رقت قلب پدرش را مطرح ساخت، منظورش اين بود كه اگر آنحضرت وفات يابد، مردم اين واقعه را به فال بد گيرند و از ابوبكر خوششان نيايد.
394 ـ وعَنْ عَائشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: لَمَّا ثَقُلَ النَّبِيُّ (ص) واشْتَدَّ وَجَعُهُ، اسْتَأذَنَ أزْوَاجَهُ أنْ يُمَرَّضّ فِي بَيْتِي، فَأذِنَّ لّهُ. وباقي الحديث تقدم آنفاً. (بخارى:665)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي‏گويد: هنگامي كه بيماري رسول الله (ص) شدت يافت، از ساير همسرانش اجازه خواست تا ايام بيماري را در خانة من، پرستاري شود. آنها نيز موافقت كردند.

باب (28): آيا امام با كسانيكه حاضر شده اند، نماز بخواند؟ و آيا در روزهاي باراني خطبة جمعه خوانده شود؟
395 ـ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّهُ خَطَبَ فِي يَوْمٍ ذِي رَدْغٍ، فَأَمَرَ الْمُؤَذِّنَ لَمَّا بَلَغَ حَيَّ عَلَى الصَّلاةِ قَالَ: قُلِ الصَّلاةُ فِي الرِّحَالِ، فَنَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَكَأَنَّهُمْ أَنْكَرُوا، فَقَالَ: كَأَنَّكُمْ أَنْكَرْتُمْ هَذَا، إِنَّ هَذَا فَعَلَهُ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّي، -يَعْنِي النَّبِيَّ (ص) -إِنَّهَا عَزْمَةٌ، وَإِنِّي كَرِهْتُ أَنْ أُحْرِجَكُمْ. (بخارى:668)
ترجمه: ابن عباس (رض) در يكي از روزهاي باراني، به ايراد خطبه پرداخت و هنگامي كه مؤذن به حي علي الصلاة (بشتابيد براي نماز)رسيد، ابن عباس (رض) به او دستور داد تا الصلاة في الرحال (نماز را در خانه‏هاي تان بخوانيد) بگويد. با شنيدن اين كلمه، مردم با تعجب، به يكديگر نگاه كردند. ابن عباس (رض)  خطاب به آنان فرمود: گويا اين سخن، مورد پسند شما واقع نشد. ولي  كسيكه از من، بهتر بود، (يعني رسول‏الله(ص) ) چنين كرد. گرچه حضور شما در نماز جمعه، افضل است ولي من نمي خواهم شما ر ا با مشكل مواجه سازم.
396 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض) يَقُولُ: قَالَ رَجُلٌ مِنَ الانْصَارِ: إِنِّي لا أَسْتَطِيعُ الصَّلاةَ مَعَكَ،-وَكَانَ رَجُلا ضَخْمًا-فَصَنَعَ لِلنَّبِيِّ (ص) طَعَامًا، فَدَعَاهُ إِلَى مَنْزِلِهِ، فَبَسَطَ لَهُ حَصِيرًا، وَنَضَحَ طَرَفَ الْحَصِيرِ، فَصَلَّى عَلَيْهِ رَكْعَتَيْنِ، فَقَالَ رَجُلٌ مِنْ آلِ الْجَارُودِ لانَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض): أَكَانَ النَّبِيُّ (ص) يُصَلِّي الضُّحَى؟ قَالَ: مَا رَأَيْتُهُ صَلاهَا إِلا يَوْمَئِذٍ. (بخارى:670)
ترجمه: انس ابن مالك (رض) مي گويد: شخصي از انصار،كه خيلي فربه و چاق بود، به آنحضرت (ص) گفت، نمي توانم با شما در نماز جماعت، شركت كنم. آنگاه، غذائي تدارك ديد و آنحضرت (ص) را به منزلش دعوت نمود. آنجا، حصيري پهن نمود وروي آن، آب پاشيد. رسول خدا (ص) روي آن، دو ركعت، نماز خواند. مردي از آل جارود، از انس پرسيد: آيا رسول خدا (ص) نماز چاشت، مي خواند؟ جواب داد: غير از آن روز، من نديدم كه بخواند.
 
باب (29): اگر غذا حاضر شد و وقت نماز نيز فرا رسيد (چه بايد كرد؟)
397 ـ عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قَالَ: «إِذَا قُدِّمَ الْعَشَاءُ فَابْدَءُوا بِهِ قَبْلَ أَنْ تُصَلُّوا صَلاةَ الْمَغْرِبِ وَلا تَعْجَلُوا عَنْ عَشَائِكُمْ». (بخارى:672)
ترجمه: انس ابن مالك (رض) روايت مي كند كه رسول ‏الله (ص) فرمود: «اگر شام قبل از نماز مغرب آماده شد، نخست، شام را با آرامش، بخوريد». (بعد نماز بخوانيد).

باب (30): كسي كه در خانه اش مشغول كاري بوده وهنگام
 فرار رسيدن وقت نماز، به مسجد رفته است
398 ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا أَنَّهَا سُئِلَتْ: مَا كَانَ النَّبِيُّ (ص) يَصْنَعُ فِي بَيْتِهِ؟ قَالَتْ: كَانَ يَكُونُ فِي مِهْنَةِ أَهْلِهِ، تَعْنِي خِدْمَةَ أَهْلِهِ، فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلاةُ خَرَجَ إِلَى الصَّلاةِ. (بخارى:676)
ترجمه: عايشه رضي‏ الله‏ عنها مي گويد: از من درباره اموري كه رسول ‏الله (ص) در خانه انجام مي‏داد، سؤال نمودند. جواب دادم: رسول ‏الله (ص) در كارهاي خانه، همسران خود را كمك مي‏كرد. اما به محض اينكه وقت نماز فرا مي رسيد، براي نماز، بيرون مي رفت.

باب (5): طعام دادن از اسلام است
12 ـ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَمْرٍو رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا أَنَّ رَجُلاً سَأَلَ النَّبِيَّ (ص): أَيُّ الإِسْلامِ خَيْرٌ؟ قَالَ: «تُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَتَقْرَأُ السَّلامَ عَلَى مَنْ عَرَفْتَ وَمَنْ لَمْ تَعْرِفْ». (بخارى:12) 
ترجمه: از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما روايت است كه: شخصي از نبي اكرم (ص)  پرسيد: اسلام چه كسي بهتر است؟ رسول خدا (ص) فرمود: «اسلام كسي كه به آشنا و بيگانه سلام گويد و طعام دهد».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:371.txt">باب (31): امامت مردم، براي آموزش كيفيت نماز پيامبر (ص) </a><a class="text" href="w:text:372.txt">باب (32): اهل علم و فضل، براي امامت از ديگران شايسته ترند</a><a class="text" href="w:text:373.txt">باب (33): اگر كسي خواست نماز را براي مردم اقامه كند ولي امام اصلي آمد</a><a class="text" href="w:text:374.txt">باب (34): امام براي آن تعيين شده است كه به او اقتدا كنند</a><a class="text" href="w:text:375.txt">باب (35): مقتدي چه وقت بايد سجده كند؟</a><a class="text" href="w:text:376.txt">باب (36): گناه كسي كه سرش را قبل از امام، بلند نمايد</a><a class="text" href="w:text:377.txt">باب (37): امامت برده، غلام آزاد شده و كودك نابالغ</a><a class="text" h