ِيَ مِنْ أَبِي سَعِيدٍ، وَدَخَلَ أَبُو سَعِيدٍ خَلْفَهُ عَلَى مَرْوَانَ، فَقَالَ: مَا لَكَ وَلابْنِ أَخِيكَ يَا أَبَا سَعِيدٍ؟ قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِيَّ (ص) يَقُولُ: «إِذَا صَلَّى أَحَدُكُمْ إِلَى شَيْءٍ يَسْتُرُهُ مِنَ النَّاسِ، فَأَرَادَ أَحَدٌ أَنْ يَجْتَازَ بَيْنَ يَدَيْهِ، فَلْيَدْفَعْهُ، فَإِنْ أَبَى فَلْيُقَاتِلْهُ، فَإِنَّمَا هُوَ شَيْطَانٌ». (بخارى:509)
ترجمه: از ابوسعيد خدري روايت است كه وي روز جمعه، چيزي را بين خود و مردم سُتره قرار مي داد و نماز مي‏خواند. يكي از جوانان قبيله بني معيط، ‏خواست از جلويش بگذرد. ابو سعيد با دست به سينه اش زد و او را عقب راند. وي به اطرافش نگاه كرد (تا از جائي ديگر برود) اما چون راهي جز گذشتن از جلوي ابو سعيد نيافت، دوباره سعي كرد تا از آنجا بگذرد. اين بار ابوسعيد با شدت بيشتري او را عقب راند. جوان، به ابوسعيد ناسزا گفت. سپس نزد مروان رفت و از او شكايت كرد. ابوسعيد بدنبال آن جوان، نزد مروان آمد. مروان به او گفت: ابوسعيد! بين تو و برادرزاده ات (اين جوان) چه نزاعي در گرفته است؟ ابوسعيد (رض) گفت: شنيدم كه رسول ‏الله (ص) فرمود: «هرگاه، يكي از شما، چيزي را بين خود و مردم، ستره قرار داد و نماز خواند و شخصي  خواست از جلويش بگذرد، او را دفع كند. و اگر نپذيرفت، با وي بجنگد زيرا او شيطان است».
 
باب (9): گناه عبور كردن از جلوي نماز گزار
317ـ عن أَبِي جُهَيْمٍ (رض) قَالَ: قَالَ: رَسُولُ اللَّهِ (ص): «لَوْ يَعْلَمُ الْمَارُّ بَيْنَ يَدَيِ الْمُصَلِّي مَاذَا عَلَيْهِ، لَكَانَ أَنْ يَقِفَ أَرْبَعِينَ خَيْرًا لَهُ مِنْ أَنْ يَمُرَّ بَيْنَ يَدَيْهِ». قَالَ الراوي: لا أَدْرِي أَقَالَ: أَرْبَعِينَ يَوْمًا أَوْ شَهْرًا أَوْ سَنَةً. (بخاري: 510)
ترجمه: ابوجهيم (رض) روايت مي كند كه رسول اكرم (ص) فرمود: «كسي كه از جلوي نمازگزار مي‏گذرد، اگر مي‏دانست كه اين كار چقدر گناه دارد ، تا چهل (سال) توقف مي‏ نمود ولي از جلوي نماز گزار، عبور نمي كرد». راوي مي‏گويد: يادم نيست كه رسول ‏الله (ص) فرمود: چهل روز، ماه يا سال.


باب (10): نماز خواندن بسوي كسي كه خواب است
318ـ عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ الله عَنْهَا قَالَتْ: كَانَ النَّبِيُّ (ص) يُصَلِّي وَأَنَا رَاقِدَةٌ، مُعْتَرِضَةٌ عَلَى فِرَاشِهِ، فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يُوتِرَ أَيْقَظَنِي فَأَوْتَرْتُ.)بخارى:512)
ترجمه: عايشه رضي ‏الله‏ عنها مي‏فرمايد: رسول ‏الله (ص) نماز مي‏خواند در حالي كه من جلوي آنحضرت (ص) و روي رختخوابش خوابيده بودم. سپس هنگامي كه ميخواست نماز وتر بخواند، مرا نيز بيدار مي كرد. من هم نماز وتر مي خواندم.
 
باب (11): كسي كه هنگام نماز، دختر بچه خرد سالي را با خود حمل كند
319ـ عَنْ أَبِي قَتَادَةَ الأَنْصَارِيِّ (رض): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ يُصَلِّي وَهُوَ حَامِلٌ أُمَامَةَ بِنْتَ زَيْنَبَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَلأَبِي الْعَاصِ بْنِ رَبِيعَةَ بْنِ عَبْد شَمْسٍ فَإِذَا سَجَدَ وَضَعَهَا وَإِذَا قَامَ حَمَلَهَا. (بخارى:516)
ترجمه: ابوقتاده انصاري (رض) مي‏گويد: رسول ‏الله (ص) هنگام نماز خواندن، امامه، دختر زينب (نوه اش) را كه پدرش ابوالعاص بن ربيع بن عبد شمس بود، بر دوش مي گرفت. و هنگاميكه به سجده ميرفت، او را بر زمين مي‏گذاشت و وقتيكه از سجده بلند مي‏شد، او را دوباره بر دوش مي نهاد.
 
باب (12): زني كه پليدي را از روي نماز گزار بر مي دارد
320 ـ حديث ابن مسعود (رض) في دعاء النبي (ص) على قريش يوم وضعوا عليه السلى تقدم، وقال هنا في آخره: ثمَّ سُحِبُوا إِلَى الْقَلِيبِ قَلِيبِ بَدْرٍ، ثمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «وَأُتْبِعَ أَصْحَابُ الْقَلِيبِ لَعْنَةً». (بخاري:520)
ترجمه: قبلا ًحديث ابن مسعود (رض) در مورد نفرين قريش، توسط رسول خدا (ص)  ذكر گرديد. در قسمت پاياني اين حديث، آمده است كه اجساد آنان در روز بدر، در خندق، انداخته شد. و رسول ‏الله (ص) فرمود: «كساني كه در گودال افتاده اند به لعنت خدا گرفتار شده اند». 
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:306.xml">ابواب 1 تا 10</a><a class="folder" href="w:html:317.xml">ابواب 11 تا 20</a><a class="folder" href="w:html:328.xml">ابواب 21 تا 28</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:307.txt">باب (1): اوقات و فضيلت نمازها </a><a class="text" href="w:text:308.txt">باب (2): نماز، باعث آمرزش گناهان مي شود</a><a class="text" href="w:text:309.txt">باب (3): فضيلت نماز خواندن به موقع</a><a class="text" href="w:text:310.txt">باب (4): نمازهاي پنجگانه، باعث كفارة گناهان مي شود</a><a class="text" href="w:text:311.txt">باب (5): نماز گزار با پروردگارش مناجات مي كند</a><a class="text" href="w:text:312.txt">باب (6): تأخير نماز ظهر درتا بستان تا اينكه از شدت گرما، كاسته شود</a><a class="text" href="w:text:313.txt">باب (7): وقت نماز ظهر، هنگام زوال آفتاب است</a><a class="text" href="w:text:314.txt">باب (8): تأخير نماز ظهر تا وقت عصر</a><a class="text" href="w:text:315.txt">باب (9): وقت نماز عصر</a><a class="text" href="w:text:316.txt">باب (10): گناه كسي كه نماز عصرش فوت گردد</a></body></html>باب (1): اوقات و فضيلت نمازها 
321 ـ عَنْ أَبِيْ مَسْعُودٍ الأَنْصَارِيِّ (رض): أَنَّهُ دَخَلَ عَلَى المُغِيْرَةِ بْنِ شُعْبَةَ وَقَدْ أَخَّرَ الصَّلاةَ يَوْماً، وَهُوَ بِالْعَرَاقِ، فَقَالَ: مَا هَذَا يَا مُغِيرَةُ، أَلَيْسَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ جِبْرِيلَ (ص) نَزَلَ فَصَلَّى، فَصَلَّى رَسُولُ اللَّهِ (ص)، ثمَّ صَلَّى، فَصَلَّى رَسُولُ اللَّهِ (ص)، ثمَّ صَلَّى، فَصَلَّى رَسُولُ اللَّهِ (ص)، ثمَّ صَلَّى، فَصَلَّى رَسُولُ اللَّهِ (ص)، ثمَّ صَلَّى، فَصَلَّى رَسُولُ اللَّهِ (ص)، ثمَّ قَالَ: «بِهَذَا أُمِرْتُ». (بخارى:521).
ترجمه: ابو مسعود انصاري (رض) روايت مي كند كه: روزي نزد مغيره بن شعبه در عراق رفته بودم. او در خواندن نماز، تأخير كرد. پرسيدم: اين چه كاري است مغيره؟! مگر نمي‏داني كه جبرئيل آمد ونماز خواند و رسول ‏الله (ص) با وي نماز خواند. باز جبرئيل آمد ونماز خواند و رسول‏ الله (ص) با وي نماز خواند. باز جبرئيل آمد ونماز خواند و رسول‏الله (ص) با وي نماز خواند. باز جبرئيل آمد ونماز خواند و رسول‏ الله (ص) با وي نماز خواند. باز جبرئيل آمد ونماز خواند و رسول‏ الله (ص)  با وي نماز خواند. و در پايان، جبرئيل گفت: «به من چنين دستور داده شده است».(هدف ابومسعود اين بود كه اوقات نمازهاي پنجگانه را جبريل تعيين نموده است). 
 
باب (2): نماز، باعث آمرزش گناهان مي شود
322- عن حُذَيْفَةَ (رض) قَالَ: كُنَّا جُلُوسًا عِنْدَ عُمَرَ (رض)، فَقَالَ: أَيُّكُمْ يَحْفَظُ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) فِي الْفِتْنَةِ؟ قُلْتُ: أَنَا كَمَا قَالَهُ، قَالَ: إِنَّكَ عَلَيْهِ أَوْ عَلَيْهَا لَجَرِيءٌ، قُلْتُ: فِتْنَةُ الرَّجُلِ فِي أَهْلِهِ وَمَالِهِ وَوَلَدِهِ وَجَارِهِ تُكَفِّرُهَا الصَّلاةُ وَالصَّوْمُ وَالصَّدَقَةُ وَالأَمْرُ وَالنَّهْيُ، قَالَ: لَيْسَ هَذَا أُرِيدُ، وَلَكِنِ الْفِتْنَةُ الَّتِي تَ