. راوي مي گويد: امّا فراموش كردم كه بپرسم چند ركعت نماز خواند.
 
باب (56): حلقة درس و تشكيل جلسه در مسجد
293ـ وعَنْهُ (رض) قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ النَّبِيَّ (ص) وَهُوَ عَلَى الْمِنْبَرِ: مَا تَرَى فِي صَلاةِ اللَّيْلِ؟ قَالَ: «مَثنَى مَثنَى، فَإِذَا خَشِيَ الصُّبْحَ صَلَّى وَاحِدَةً، فَأَوْتَرَتْ لَهُ مَا صَلَّى». وَإِنَّهُ كَانَ يَقُولُ: اجْعَلُوا آخِرَ صَلاتِكُمْ وِتْرًا، فَإِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى (ص) أَمَرَ بِهِ. (بخارى:472)
ترجمه: ابن عمر رضي الله عنهما مي گويد: رسول ‏الله (ص) بر منبر نشسته بود كه شخصي پرسيد: نماز شب را چگونه بايد خواند؟ رسول ‏الله (ص) فرمود: «دو ركعت، دو ركعت خوانده شود. و اگر احتمال طلوع فجر مي رود، يك ركعت ديگر بخواند تا نمازهايش را وتر بگرداند». ابن عمر رضي الله عنهما مي گفت: وتر را آخرين نماز خود در شب، قرار دهيد. زيرا رسول خدا (ص)  نيز چنين امر فرمودند.
 
باب (57): دراز كشيدن در مسجد
294ـ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَزِيْدَ (رض): أَنَّهُ رَأَى رَسُولَ اللَّهِ (ص) مُسْتَلْقِيًا فِي الْمَسْجِدِ، وَاضِعًا إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى الأُخْرَى. (بخارى:475)
ترجمه: عبدالهَ بن زيد انصاري (رض) مي‏گويد: رسول الله (ص) را در مسجد ديدم در حالي كه به پشت، دراز كشيده  و يكي از پاهايش را روي پاي ديگرش، گذاشته بود.

باب(58): نماز خواندن در مسجد بازار
295ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «صَلاةُ الْجَمِيعِ تَزِيدُ عَلَى صَلاتِهِ فِي بَيْتِهِ وَصَلاتِهِ فِي سُوقِهِ خَمْسًا وَعِشْرِينَ دَرَجَةً، فَإِنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الوضُوءَ، وَأَتَى الْمَسْجِدَ لا يُرِيدُ إِلا الصَّلاةَ، لَمْ يَخْطُ خَطْوَةً إِلا رَفَعَهُ اللَّهُ بِهَا دَرَجَةً، وَحَطَّ عَنْهُ خَطِيئَةً حَتَّى يَدْخُلَ الْمَسْجِدَ، وَإِذَا دَخَلَ الْمَسْجِدَ، كَانَ فِي صَلاةٍ مَا كَانَتْ تَحْبِسُهُ، وَتُصَلِّي ـ يَعْنِي عَلَيْهِ الْمَلائِكَةُ ـ مَا دَامَ فِي مَجْلِسِهِ الَّذِي يُصَلِّي فِيهِ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَهُ، اللَّهُمَّ ارْحَمْهُ، مَا لَمْ يُحْدِث فِيه». (بخارى:477)
ترجمه: ابوهريره (رض) روايت مي كند كه رسول اكرم (ص)  فرمود: «نماز جماعت بر نماز خانه و بازار، بيست و پنج درجه، برتري دارد. زيرا اگر شما درست وضو بگيريد و به مسجد برويد و هيچگونه انگيزه‏اي بجز نماز نداشته باشيد، با هر قدمي كه برمي‏دارد، يك درجه به درجات شما افزوده مي شود و گناهي از گناهان شما كاسته مي گردد تا اينكه وارد مسجد  شويد. و پس از ورود به مسجد، تا زماني كه در انتظار نماز نشسته ايد، بحساب نماز منظور مي گردد. و ماداميكه در جاي نماز نشسته باشيد، فرشتگان براي شما دعاي خير مي كنند و مي گويند: خدايا ! او را مغفرت كن و بر او رحم فرما. و تا زماني كه وضو داشته باشيد، همچنان فرشتگان براي شما دعاي خير مي كنند». 
6 ـ وَعَنْهُ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمَا قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَجْوَدَ النَّاسِ وَكَانَ أَجْوَدُ مَا يَكُونُ فِي رَمَضَانَ حِينَ يَلْقَاهُ جِبْرِيلُ وَكَانَ يَلْقَاهُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ رَمَضَانَ فَيُدَارِسُهُ الْقُرْآنَ فَلَرَسُولُ اللَّهِ (ص) أَجْوَدُ بِالْخَيْرِ مِنَ الرِّيحِ الْمُرْسَلَةِ. (بخارى:6)
ترجمه: همچنين ابن عباس رضي الله عنهما مي گويد: رسول الله (ص) سخاوتمندترين انسانها بود. و سخاوتمندتر از هر وقت، زماني بود كه در ماه رمضان، جبرئيل نزد ايشان مي آمد. جبرئيل در تمام شب هاي رمضان، قرآن را با رسول خدا (ص) تكرار مي نمود. و آنحضرت (ص) در پخش خير و نيكي، از بادهاي وزنده نيز سبقت ميگرفت.
باب (59): داخل كردن انگشتان در يكديگر در مسجد و بيرون از مسجد
296ـ عَنْ أَبِي مُوسَى (رض) عَنِ النَّبِيِّ (ص) قَالَ: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ، يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا». وَشَبَّكَ أَصَابِعَهُ. (بخارى:481)
ترجمه: از  ابوموسي اشعري (رض) روايت است كه رسول اكرم (ص) فرمود: «مؤمن براي مؤمن، بمنزلة يك ساختمان است كه هر قسمت آن، موجب تقويت قسمت ديگر آن مي شود». و (براي نشان دادن حالت آن،) انگشتان دستهاي خود را تشبيك كرد. (يعني: تو در تو نمود).
297ـ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ (رض) قَالَ: صَلَّى بِنَا رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِحْدَى صَلاتَيِ الْعَشِيِّ، فَصَلَّى بِنَا رَكْعَتَيْنِ ثمَّ سَلَّمَ، فَقَامَ إِلَى خَشَبَةٍ مَعْرُوضَةٍ فِي الْمَسْجِدِ، فَاتَّكَأَ عَلَيْهَا كَأَنَّه غَضْبَانُ، وَوَضَعَ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى، وَشَبَّكَ بَيْنَ أَصَابِعِهِ، وَوَضَعَ خَدَّهُ الأيْمَنَ عَلَى ظَهْرِ كَفِّهِ الْيُسْرَى، وَخَرَجَتِ السَّرَعَانُ مِنْ أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ، فَقَالُوا: قَصُرَتِ الصَّلاةُ؟ وَفِي الْقَوْمِ أَبُو بَكْرٍ وَعُمَرُ، فَهَابَا أَنْ يُكَلِّمَاهُ، وَفِي الْقَوْمِ رَجُلٌ فِي يَدَيْهِ طُولٌ، يُقَالُ لَهُ ذُو الْيَدَيْنِ، قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، أَنَسِيتَ أَمْ قَصُرَتِ الصَّلاةُ؟ قَالَ: «لَمْ أَنْسَ وَلَمْ تُقْصَرْ». فَقَالَ: «أَكَمَا يَقُولُ ذُو الْيَدَيْنِ؟» فَقَالُوا: نَعَمْ. فَتَقَدَّمَ فَصَلَّى مَا تَرَكَ، ثمَّ سَلَّمَ، ثمَّ كَبَّرَ، وَسَجَدَ مِثلَ سُجُودِهِ أَوْ أَطْوَلَ، ثمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَكَبَّرَ، ثمَّ كَبَّرَ وَسَجَدَ مِثلَ سُجُودِهِ أَوْ أَطْوَلَ، ثمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَكَبَّرَ ثمَّ سَلَّمَ. (بخارى:482)
ترجمه: ابو هريره (رض) مي گويد: رسول ‏الله (ص) يكي از نمازهاي بعد از زوال (ظهر يا عصر)را دو ركعت خواند و سلام گفت: سپس  بسوي چوبي كه در مسجد بود، رفت. و مانند كسي كه عصباني باشد،  بر آن تكيه زد. و دست راستش را روي دست چپ گذاشت و انگشتانش را تو در تو نمود و گونه راستش را بر پشت دست چپ نهاد. كسانيكه عجله داشتند از مسجد خارج شدند و گفتند: نماز كوتاه شده است؟ ابوبكر و عمر  رضي الله عنهما نيز كه در ميان جمعيت بودند از ترس، چيزي نگفتند. در آن ميان، شخصي كه دست‏هايش دراز بود و او را ذواليدين مي ناميدند،پرسيد: اي رسول خدا! نماز تخفيف يافته يا شما دچار فراموشي شديد؟ آنحضرت (ص) فرمود: «نه نماز تخفيف يافته و نه من دچار فراموشي شدم». سپس رسول خدا (ص) از حاضرين پرسيد: «آيا چنين است كه ذواليدين مي‏گويد»؟ همه گفتند: بلي. آنگاه رسول‏الله (ص) جلو آمد و باقيمانده نماز را كامل كرد و سلام داد. بعد تكبير گفت و به سجده رفت و مانند سجدة نماز يا طولاني تر از آن ، سجده نمود. سپس سرش را بلند كرد و دوباره تكبير گفت و مانند نوبت اول، به سجده رفت . در پايان، سرش را بلند كرده، تكبير گفت و سلام داد.


باب(60): مساجدي كه در راه مكه و مدينه قرار دارند و اماكني
كه رسول الله (ص) در آنجا نماز خوانده است
298ـ عَنِ ابْنِ عُمَرَ رَضِيَ الله عَنْهُمَا: أَنَّهُ كَانَ يُصَلِّي فِي أَمَاكِنَ مِنَ الطَّرِيْقِ وَيَقُوْلُ: أَنَّهُ رَأَى النَّبِيَّ (ص