 حق وحقيقت را بر زبانش جريان می داد. ودرستی وصداقت را علامت ونشانه ای برای او ساخته بود, تا جايی که ما گمان می برديم فرشته ای بر زبانش سخن می گويد. خداوند با ايمان آوردن واسلام او دينش را عزت ونيرو بخشيد. وهجرتش را سبب قيام دين خود قرار داد. ودر دلهای منافقان رعب ووحشت او را انداخت.و قلبهای مؤمنان را آکنده محبت وعشق بدو ساخت.

رسول خدا صلی الله عليه وسلم او را در شدت وتندی بر دشمنان به فرشته آسمان جبريل شباهت داد. آيا کسی را سراغ داريد که مقام ومنزلت ايشان را دارا باشد؟ رحمت خدا بر آن دو بزرگوار. واز خداوند متعال می خواهيم که ما را در پيروی راهشان ياری دهد. کسی که مرا دوست دارد بايد که آندو را دوست داشته باشد. وکسی که آندو را دوست ندارد در واقع مرا دوست نمی دارد, ومن از او بيزارم.

واگر قبل از اين اطلاع می يافتم که کسی در مورد آن دو زبان درازی می کند او را به بدترين وجه مجازات می کردم. اما از امروز به بعد اگر کسی را دستگير کرده پيش من آورند که به حضرت ابوبکر ويا حضرت عمر رضی الله عنهما توهين کرده است, مجازات افتراء زننده واهانت کننده را بر او اجرا می کنم.

ای مؤمنان آگاه باشيد که؛ بهترين اين امت پس از پيامبر اکرم صلی الله عليه وسلم ابوبکر صديق وعمر فاروق رضی الله عنهما بودند. پس از آندو خداوند آگاهتر وداناتر است که بهترينان چه کسانيند. اين بود سخن من, ومغفرت وپوزش می طلبم از خدای خويش برای خود وبرای شما»[13].

سعد الله بن علی به سندش[14] از حضرت علی کرم الله وجهه روايت کرده است که ايشان فرمودند: «گروهی در آخر زمان می آيند که بدانها رافضه می گويند, ادعا می کنند که از مايند وآنها از ما نيستند. ونشانه وعلامتشان اينست که ابوبکر وعمر را دشنام می دهند. هر کجا که آنها را يافتيد به بدترين صورت آنها را بکشيد, چرا که آنها مشرکند».

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]- کتاب «تلبيس ابليس» کتابی است بسيار ارجمند که در آن مؤلف گرانقدر علامه ابن الجوزی بغدادی مکر وحيله های شيطان لعنتی را بر ملا کرده است. وپرده از نیرنگهای او کشيده, سعی نموده بگونه ای دسيسه های او را برای مؤمنان روشن سازد مبادا که در دام او افتند. مترجم گرامی با ترجمه اين کتاب به فارسی منتی بس بزرگ بر شانه کتابخانه فارسی وفارسی زبانان وفارسی خوانان جهان وشاید هم تاریخ آينده بشریت دارد. ما با ايشان در طول سفر اين کتاب همگام قدم زديم واز دقت در ترجمه تعجب کرديم, چه که تجربه بما آموخته بود که بسياری از مترجمين محترم اين مرز وبوم ومذهب به خود اجازه می دهند تا آنچه را مطابق با ايده وخواسته وباورهايشان نيست گردن کج کنند تا مطابق ميلشان برقصد! که خوشبختانه اين مورد مصداق اين ترجمه نيست. مگر در اين مبحث مختصر که گويا مترجم محترم نخواسته نزاهت خود را به نمايش بگذارد. وشايد اين برگردد به «تلبيس ابليس بر شيعيان»!

لازم ديديم که اين مبحث مختصر را دوباره بازخوانی کرده با برخی تعليقات وايضاحات در پاورقی تقديم خواننده گرامی کنيم تا کار زيبای مترجم گرانقدر زيباتر جلوه کند. اميد آن داريم که موفقيت ياری ما کرده باشد وبا اين اجتهاد خود روح مؤلف و قلب مترجم را شاد کرده باشيم. ( ناشر).

[2]- سند اين روايت از اين قرار است: خبر داد ما را عبد الرحمن بن محمد که ابوبکر احمد فرزند علی فرزند ثابت بدو گفته بود که ابو يعقوب اسحاق فرزند محمد النخعی از عبيد الله فرزند محمد فرزند عائشه وابو عثمان المازنی وديگران شنيد که آنها از عبد الواحد فرزند علی فرزند برهان الأسدی شنيده اند که اسحاق فرزند محمد النخعی الأحمر می گفت: «پرودگار تنها علی است».

[3]- نام کامل او : ابو محمد الحسن فرزند يحيی النوبختی است که يکی از متکلمان برجسته وسرشناس شيعيان امامی به شمار می آيد.

[4]- نام کامل او: عبد الله بن معاويه بن عبد الله بن جعفر ذی الجناحين است.

[5]- اين قضيه در تاريخ مذهب تشيع به ماجرای «فدک» مشهور است ودر کتابهای شيعه به تفصيل در مورد آن سخن رفته است. علامه نواب محسن الملک سيد مهدی علی خان عالم ودانشمند شيعه بزرگ هندوستان که در سال 1907 ميلادی چشم از جهان بربست در شاهکار علمی اش «آيات بينات» اين موضوع را به تفصيل مورد بحث وپژوهش قرار داده است ونهايتا بدين نتيجه دست يافته که حکايت افک اسطوره ساخته وپرداخته پيروان عبد الله بن سبأ يهودی است و کاملا از حقيقت بدور است. به خوانندگان محترم توصيه می شود به اين کتاب مراجعه کنند. البته لازم به تذکر است که اين دانشمند بزرگوار پس از سالها بحث وتحقيق وشبانه روزی به حقيقت دست يافت وکتابش تا کنون راهگشای هزاران سالک گمراه گرديده است. خداوند به نويسنده آن پاداش نيکو داده, در بهشت برين جای دهاد!

[6]- آری, پس از داماد پيامبر خدا حضرت عثمان, پسر عمويشان حضرت علی بعنوان خليفه چهارم مسلمانان انتخاب شدند. واگر حادثه افک حقيقت ميداشت, چرا حضرت علی آنرا به وارثان حضرت فاطمه زهرا تحويل ندادند. آيا او نيز حق فاطمه را بالا کشيد؟!

[7]- مؤلف رحمة الله عليه نمونه ای از اختلافات فقهی را در اينجا آورده است تا اشاره کند به اينکه تلبيس ومکر شيطان چگونه شيعيان را بر آن داشت تا نصوص واضح وروشن قرآن کريم وسخنان گهربار پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم را کنار نهاده از سوی خود قوانين ومقررات فقهی ای را وضع کرده عرصه زندگی را بر خود وپيروان خويش تنگ نمايند. واين بدان معنا نيست که اختلافات شيعيان با ساير مسلمانان در اينگونه مسائل فقهی خلاصه می شود. بلکه اختلافات عمده ی تشيع با اجماع مسلمين در موارد اعتقادی است نه در مسائل فقهی! همانگونه که مؤلف مختصرا در ابتدا اشاره کرده اند. نقطه اول اختلاف از آنجا شروع می شود که شيعيان ادعا کردند پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم حضرت امير مؤمنان علی بن ابی طالب را بدستور خداوند متعال خليفه بر حق پس از خود تعيين فرمودند, اما ياران پيامبر اکرم پس از وفات آنحضرت  پيام او را ناديده گرفته ابوبکر را بعنوان خليفه انتخاب کردند. اين نقطه ناخداگاه باعث شد که شيعيان مجبور شدند همه صحابه پيامبر را مرتد وکافر بدانند, چونکه در مقابل اين تصاحب حق الهی وامر آسمانی سکوت اختيار کردند! وبدينصورت با آيات بسياری از کلام الله مجيد که صحابه را تمجيد وستايش می کند در ستيز شدند. واينجا مجبور شدند که آن آيات را به گونه ای که موافق مذهبشان باشد تحريف وتفسير کنند. حتی برخی از آنها وقتی مجال تأويل را جلويشان بسته ديدند مجبور شدند آيات مزبور را انکار کرده وقرآنی که بوسيله صحابه کافر (!) جمع وترتيب داده شده بود را انکار کنند وادعا کنند که قرآن اصلی در پيش امام غائب است!

با تکفیر صحابه شيعه با مشکل قطع رابطه با پيامبر خدا صلی الله عليه وسلم  روبرو شد. چگونه احکام خدا را از زبان کافران ومرتدان بگيرند؟!! اينجا بود که نياز به خلق پديده ای ديگر به نام امامت پيش آمد. آنها با اختراع امامت همه احکام وقوانين شريعت را بر زبان آ