اين از حماقت نيست که همه روزه اموال زياد بي‌‌پاياني بر گورها نثار و يا وقف شود. خبري در کيهان شمارة 8642 مورخ 17/2/1351 به چاپ رسيده‌است که حاج آقاي حسين ملک که رقم اموال موقوفة او چندي يپش به سه ميليارد تومان رسيد، بهمن سال گذشته چهارصد ميليون تومان باقي ‌ماندة اموال خود را که در موزة ملک به صورت سکه، تابلوي نقاشي، فرش، دستخط فرمان شاهان و اشياء عتيقه نگهداري مي‌شد وقف آستان قدس رضوي کرد. اين اموال و املاک براي متوليان و مفتخوران و بيکاران صرف عياشي و بدمستي مي‌‌شود. اصلا وقف و نذر برگور مردگان بدعت و برخلاف شرع است. نتيجة اين وقفها اين شده که بسياري از اين موقوفات که به صورت زمين بائر درآيد که با وجه پذيره‌‌هاي کلان معامله مي‌شود، يعني اگر کسي صد متر زمين وقفي براي خانه ساختن اجاره کند بايد مثلا صد هزار تومان پذيره آنهم بدون دريافت و اخذ رسيد بپردازد آنهم براي زمين استيجاري که بايد همه ساله اجاره نيز بدهد. آيا چنين کاري ظلم نيست؟ به نظر ما موقوفات ايران نه تنها باقيات الصالحات نيست بلکه تمام باقيات الطالحات است، خدا شاهد است که بسياري از موقوفات مقبره‌‌ها صرف اموري مي‌‌شود که مورد رضاي خدا و رسولش نيست در حالي که دهها حديث در حرمت و کراهت اين کارها وارد شده‌است و به خصوص در نهي از تعمير و تزيين قبور و اعتکاف در آنها، چه رسد به وقف ‌نمودن املاک بر آنها که مسلماً گناهش بيشتر است. اي کاش مردم به جاي اينکه مال خود را نذر اين قبور مي‌کردند، قرض مديونين را پرداخت مي‌کردند و يا زنان بي ‌شوهر و مردان بي ‌زن را داراي همسر مي‌‌کردند نه اينکه باعث شوند تا مفت خوران و عياشان به عيش و نوش بيشتري بپردازند و روز به ‌روز فساد در جامعه بيشتر گردد. علاوه بر زيانهاي ديگري كه از اينراه عايد مي‌شود مانند ابتلاي جامعه به شرک و خرافات.
چنانکه مرحوم قلمداران فرموده‌اند شهيد اول در کتاب «ذکري» گذاشتن يک قطيفه بر مرقد مطهر پيامبر (ص) را فاقد دليل شرعي، و ترک اين کار را اولي دانسته‌است. علي (ع) نيز در مساجد بناي زيادي را صحيح نمي‌‌دانست چنانکه مي‌‌خوانيم: «عن علي (ع) أنه مر على منارة طويلة فأمر بهدمها وقال: لا ترفع المنارة إلا مع سطح المسجد» = يعني از علي روايت است که او بر مناره بلند مسجدي گذشت، دستور داد تا آن را خراب کنند و فرمود نبايد مناره مسجد بلندتر از بامش گردد(17).
بايد به فقهاء و علماي زمان ما گفت چرا مانند شهيد اول، مردم را آگاه نمي‌کنيد که اين زينتها و آئينه‌کاريها و سنگ‌ مرمرها و طلاکاريهاي قبور، اسراف و حرام و اتلاف مال است و بايد آنها را صرف کارهاي عام‌ المنفعه کرد و دستگيري فقراء و ضعفاء کرد. اگر انداختن پارچه‌اي روي قبر رسول خدا (ص) اتلاف مال است آن چندين ميليارد تومان اموال را در زير گنبدهاي زرين دفن‌کردن چه حکمي دارد؟
باري ساختن چنين کاخها و زينتها براي قبور و خواندن جملات کفرآميز و واداشتن عوام‌ الناس به تملق و چاپلوسي اين قبور کم‌کم رواج پيدا کرد تا اينکه در زمان ما جزو عقائد لازمة شيعه شده که انکار آن کفر شمرده مي‌‌شود!! و اگر کسي نفس بکشد دکانداران خرافات ديني او را تکفير کرده و دلائل عقلي و نقلي او را دور مي‌اندازند و هزاران تهمت ديگر به او مي‌زنند و از همين جهت است که مبارزه و جهاد با اين بدعتها و خرافات از جهاد با بت‌ پرستها سخت ‌تر و مشکلتر است و هر کس حق را اظهار کند مطرود جامعه مي‌‌شود.

 الهوامش
 (17) وسائل الشيعه، ج 3، ص 505، باب کراهة طول المنارة. زماني که نگارنده در زندان بودم(18)، يکي از آخوندها با اشاره به آية 21 سورة مبارکة «کهف» به من گفت: چگونه بر قبر ائمة اهل بيت که از اصحاب کهف مقامشان بالاتر است بارگاه نسازيم و قبورشان را مرمت و تجديد بنا نکنيم در حالي که قرآن مي‌‌گويد بر گور اصحاب کهف مسجد ساختند؟ گفتم اگر قرآن را قبول داري بدان که اولاً در آية شريفه لفظ «يتنازعون» آمده و بنا به دستور صريح قرآن کريم که فرموده: ﴿فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى الله وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ..﴾ = پس اگر در چيزي اختلاف كرديد چنانچه به خداوند و روز بازپسين ايمان داريد اختلاف خود را به خدا و رسول بازگردانيد. (النساء/59) بايد تفحص کنيم که قول کدام يک از دو گروه متنازع موافق تعاليم الهي است و در اين مورد ديگران و همچنين اين جانب در كتاب «خرافات وفور در زيارات قبور» به تفصيل سخن گفته‌ايم. 
ديگر اينکه در اين آيه گروه اول که گفتند: ﴿رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ﴾ = يعني خدايشان به حالشان آگاهتر است (الكهف/21), در نظر خود حق را ياد کردند و نام مبارک خداوند را آوردند، اما گروه دوم در نظر خود به هيچ دليل شرعي تمسک نکردند و فقط مستبدانه بر عملي‌ کردن نظر خويش اصرار کردند.
گذشته از اين پيامبر اکرم (ص) و علي (ع) نيز اين آيه را مي‌‌دانستند، ولي چرا چيزي که گفتي از آيه استنباط نکردند و مطابق ميل تو عمل نفرمودند و براي کسي ضريح و بارگاه نساختند و مردم را به ساختن گنبد و مقبره و ضريح امر نفرمودند، حتي برخي از بزرگان اسلام را مخفيانه به خاک سپردند تا مبادا قبرشان مزار شود، همچنين از تعمير و تزيين قبور نهي مي‌فرموده‌اند؟ آيا مقام حضرت حمزه سيد الشهداء، که در رکاب پيامبر (ص) شهيد شد از سيد نصرالدين تهراني کمتر بود که پيامبر (ص) براي آن بزرگوار مزار نساخت؟!
ثانياً در آيه لفظ «مسجد» آمده و نفرموده: «لنتَّخذنَّ عليهم قبَّةً وضريحاً ومزاراً»!! آيا اين همه مقبره و گنبد و بارگاه در ايران و عراق که بر قبر ائمه و حتي فرزندان و نوادگان أئمه ساخته شده‌است و تعدادي از آنها در مکانهاي دورافتاده و صعب‌ العبور قرار دارد و مردم براي زيارتشان رنج سفر را به جان مي‌‌خرند، مسجد است يا مسجد چيز ديگري است؟ آيا ضريح و بارگاه امام رضا (ع) در مشهد مسجد است؟
مقبرة امام‌زاده زيد در بازار تهران و امام‌‌زاده داوود و امام‌زاده عبدالله و امام‌‌زاده قاسم و سيد نصرالدين و امام‌‌زاده صالح و ... كه مسجد نيست، در مسجد که ضريح نداريم! آيا کسي قبل از ورود به مسجد اذن دخول مي‌خواهد؟ و يك صفحة زيارتنامه مي‌خواند؟ و«السلام عليك يا ... » مي‌گويد؟!
آيا کسي از اصفهان براي نماز‌خواندن در مسجد شاه بازار تهران بار سفر مي‌بندد؟! آيا کسي از خوزستان فقط به قصد نماز خواندن در مسجد کبود تبريز يا مسجد سلطانية زنجان عزم سفر مي‌کند؟! در حاليكه بسياري از مردم براي زيارت مراقد ائمه يا اولاد و احفاد ايشان شدّ رحال مي‌كنند (= بار سفر مي‌بندند و کيلومترها طي مسافت مي‌کنند) زيرا مراقد أئمه را غير از مسجد مي‌دانند!
سپس به او گفتم: شما مقبرة ائمه و امام ‌زاده‌ها را که هيچ شهر و دهاتي از آن خالي نيست تغيير داده و مطابق احکام اسلام بسازيد و ضريح‌ ها و زيارتنامه‌‌ها را برداريد و به جاي آنها مطابق تعاليم اسلام مسجد بنا کنيد، مسجدي