 خواركننده‌اي است. هرگز اموال و اولادشان، آنها را از عذاب الهي حفظ نمي‌كند، آنها اهل آتشند و جاودانه در آن مي‌مانند. روزي را كه خداوند همهء آنها را برمي‌انگيزد (و اعمالشان را بر آنها عرضه مي‌دارد و در دادگاه عدلش از آنها سؤال مي‌كند) ولي آنان براي خدا نيز سوگند (دروغ) ياد مي‌كنند هنانگونه كه (امروز) براي شما ياد مي‌كنند، و گمان مي‌كنند كاري مي‌توانند انجام دهند، بدانيد آنها دروغگويانند. شيطان بر آنها مسلّط شده، و ياد خدا را از خاطر آنها برده است، آنان حزب شيطانند، بدانيد حزب شيطان زيانكارانند. كساني كه با خدا و رسولش دشمني مي‌كنند آنها در زمرهء ذليل‌ترين افرادند. خدا چنين مقرّر داشته كه من و رسولانم پيروز مي‌شويم، چرا كه خداوند قوي و شكست‌ناپذير است. هيچ گروهي را كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند نمي‌يابي كه با دشمنان خدا و رسولش دوستي كنند، هرچند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند، آنها كساني هستند كه خدا ايمان را بر صفحهء دلهايشان نوشته، و با روحي از ناحيهء خودش آنان را تقويت فرموده است، خداوند آنها را در باغهائي از بهشت داخل مي‌كند كه نهرها از زير (درختان و كاخهايش) جاري است، جاودانه در آن مي‌مانند، خداوند از آنها خشنود است و آنها نيز از خداوند خشنودند، آنها حزب الله‌اند، بدانيد حزب‌الله پيروزان و رستگارانند».
این آیات در مورد منافقان نازل شده است و منافقان در داخل هیچ مذهبی مثل روافض یافت نمی‌شوند، به گونه‌ای که هر یک از روافض دچار شعبه‌ای از نفاق هستند.
همچنانکه پیغمبر ص می‌فرماید: «أربع من كن فيه كان منافقاً خالصاً، ومن كانت فيه خصلة منهن كانت فيه خصلة من خصل النفاق حتى يدعها: إذا حدّث كذب، وإذا أوتمن خان، وإذا عاهد غدر، وإذا خاصم فجر»(1) .
یعنی: چهار خصلت وجود دارد که در هر کس یافت شوند، آن شخص منافق خالص است و هر کس یکی از این خصلتها در او باشد دارای یکی از خصوصیات و یکی از شعبه‌های نفاق است مگر اینکه آن خصلت را ترک نماید: وقتی صحبت کند، دروغ می‌گوید، و وقتی مورد اعتماد قرار گیرد، خیانت می‌کند، و وقتی عهد ببندد، خیانت و بی‌وفایی می‌کند، و وقتی خصومت بورزد، به فجور و ناسزاگفتن دست می‌زند.
خداوند متعال می‌فرماید: ﴿تَرَى کَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ کَفَرُواْ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ اللّهُ عَلَيْهِمْ وَفِي الْعَذَابِ هُمْ خَالِدُونَ(80) وَلَوْ کَانُوا يُؤْمِنُونَ بِالله والنَّبِيِّ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَاء وَلَکِنَّ کَثِيرًا مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ(81)﴾. (المائده: 80-81).
«بسيارى از آنها را مى‏بينى كه كافران (و بت‏پرستان) را دوست مى‏دارند (و با آنها طرح دوستى مى‏ريزند); نفس (سركش) آنها، چه بد اعمالى از پيش براى (معاد) آنها فرستاد! كه نتيجه آن، خشم خداوند بود; و در عذاب (الهى) جاودانه خواهند ماند. و اگر به خدا و پيامبر (ص) و آنچه بر او نازل شده، ايمان مى‏آوردند، (هرگز) آنان (كافران) را به دوستى اختيار نمى‏كردند; ولى بسيارى از آنها فاسقند».
و می‌فرماید: ﴿لُعِنَ الَّذِينَ کَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِکَ بِمَا عَصَوا وَّکَانُواْ يَعْتَدُونَ(78) کَانُواْ لاَ يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ مَا کَانُواْ يَفْعَلُونَ(79) تَرَى کَثِيرًا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ کَفَرُواْ(80)﴾. (المائده: 78-80).
«كافران بنى اسرائيل، بر زبان داوود و عيسى بن مريم، لعن (و نفرين) شدند! اين بخاطر آن بود كه گناه كردند، و تجاوز مى‏نمودند. آنها از اعمال زشتى كه انجام مى‏دادند، يكديگر را نهى نمى‏كردند; چه بدكارى انجام مى‏دادند بسيارى از آنها را مى‏بينى كه كافران (و بت‏پرستان) را دوست مى‏دارند».
و روافض غالباً از منکری که انجام می‌شود، نهی نمی‌کنند، بلکه سرزمینشان بیشتر از هر سرزمین دیگری آکنده از امور منکری چون ظلم و فواحش و غیره است. روافض با کفار که مورد غضب خدا واقع شده‌اند، رابطه دوستی برقرار می‌کنند. بنابراین نه با مؤمنان هستند و نه با کفار، همچنانکه خداوند می‌فرماید: ﴿أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنکُمْ وَلَا مِنْهُمْ﴾. (المجادله: 14).
«آيا نديدي كساني را كه طرح دوستي با گروهي كه مورد غضب خدا بودند ريختند؟ آنها نه از شما هستند، و نه از آنان (يهود)».
به همین دلیل جمهور مسلمانان روافض را از جنس خود نمی‌دانند، مثلاً: وقتی که در کوهی در ساحل شام مسکن گزیده بودند و به عصیان می‌پرداختند: خون مسلمانان را می‌ریختند، اموالشان را می‌گرفتند، راهزنی می‌کردند و این کارها را مباح و بلکه نشانه تدین می‌دانستند. گروهی از ترکمن‌ها به جنگ با آنها رفتند. روافض می‌گفتند: ما مسلمان هستیم. ترکمن‌ها جواب می‌دادند: نه، شما از جنس دیگری بوده و از دایره اسلام خارج هستید، زیرا با مسلمانان تفاوت داشتند.
و خداوند فرموده است: ﴿وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْکَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ﴾. (المجادله: 14).
«سوگند دروغ ياد مي‌كنند (كه از شما هستند) در حالي كه خودشان مي‌دانند (دروغ مي‌گويند)».
و این حال روافض است، و نیز باید آیات زیر را از اوصاف آنها برشمرد: ﴿اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ). (المجادله: 16).
«آنها سوگندهاي خود را سپري قرار دادند و مردم را از راه خدا بازداشتند».
تا آنجا که می‌فرماید: ﴿لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ﴾. (المجادله: 22).
«هيچ گروهي را كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند نمي‌يابي كه با دشمنان خدا و رسولش دوستي كنند».
بسیاری از آنان از صمیم قلبشان کفار را بیشتر از مسلمانان دوست دارند، به همین دلیل وقتی کفار تُرک از سمت مشرق هجوم کرده و با مسلمان وارد پیکار شد و در خراسان، عراق، شام، جزیره و غیره خونریزی به راه انداختند، روافض در کشتار مسلمانان به آنها کمک کردند، و علقمی وزیر بغداد و امثال او بزرگترین همدستان کفر در کشتار مسلمانان بودند، و همچنین روافضی که در حلب و شهرهای دیگر شام زندگی می‌کردند بیشتر از هر کسی با کفار در کشتار مسلمانان همکاری کردند. و نیز در جنگ مسلمانان با مسیحیان در شام، روافض بزرگترین حامیان مسیحیان بودند، و نیز وقتی که یهودیان در عراق و اطراف آن حکومتی برپا کردند، روافض بزرگترین همدستان آنها بودند. به این ترتیب روافض همیشه با کفار یهودی و مسیحی و مشرک دوست بوده‌اند و در جنگ و دشمنی با مسلمانان آنها را یاری کرده‌اند.
مؤلف ادعای عصمت ائمه را نموده است بدون اینکه دلیلی بر آن بیاورد جز اینکه گفته شود: خداوند جهان را از وجود ائمه معصوم خالی نمی‌کند، زیرا وجود آنها 