 مطهر رافضی و رافضیان دیگر را می‌بندد, و این کتاب از آن زمان به بعد، سپرى بس بزرگ در مقابل جهان رفض و تشیّع است، و با اطمینان کامل فریاد می‌زنیم که برای هیچ قومی امکان پذیر نیست که تا روز قیامت جواب و رد قانع کننده‌ای بر این کتاب بنویسد, زیرا این کتاب حق و حقیقت را روشن نموده است.
بلکه گمراهان با مطالعه‌ی این کتاب یا باید از شرک و باطل‌پرستی خویش دست کشیده و به دامن توحید بازگردند، که این خواسته‌ی شیخ الإسلام، و خواست ما می‌باشد، و یا در گمراهی خویش بسوزند و بسازند، و راه سومی هرگز وجود ندارد.
آری! در مقدمه‌ی این کتاب زندگی نامه‌ی پر افتخار شیخ الإسلام ابن تیمیه, کارنامه‌های علمی و زندگی سیاسی این امام بزرگوار و بعضی مطالب مهم درباره‌ی کتاب منهاج السنه و سبب تألیف آن را ذکر می‌نماييم که ‌امیدواریم مورد استفاده‌ی شما عزیزان قرار بگیرد.مولف رافضی می‌گوید: «غیر از امامیه و اسماعیلیه، همه مذاهب قائل به عدم عصمت پیغمبران می‌باشند، و به این ترتیب بعثت کسی را که دروغ و اشتباه سهوی وخطا و سرقت در مورد او محتمل است، جایز شمرده‌اند. با این وجود چگونه عموم مردم به اقوال پیغمبران اعتماد کنند، و چگونه مطیع آنها گردند، و چگونه پیروی از آنها واجب خواهد بود، در حالی که احتمال دارد اوامرشان خطا و اشتباه باشد؟ و تعداد ائمه را در عدد معینی محصور نکره‌اند، بلکه گفته‌اند: هر کس با یک شخص قریشی بیعت کند، امامت آن قریشی اثبات می‌شود، و اطاعت از او چنانچه احوالش پوشیده باشد، بر همگان واجب می‌گردد، حتی اگر در نهایت کفر و فسق و نفاق باشد».
در جواب باید گفت: کلام مولف از چند زاویه قابل بررسی است:
اول اینکه گفته شود: نسبت‌دادن قول عدم عصمت پیغمبران و تجویز کذب و سرقت و امر به کار ناروا بر آنها به جمهور مسلمانان دروغی آشکار است، زیرا همه بر این امر اتفاق نظر دارند که پیغمبران در تبلیغ رسالت معصوم‌اند، و مستقرشدن یک اشتباه در شریعت به اتفاق همه مسلمانان ممتنع است، و اطاعت از همه اوامر و نواهی‌ای که پیغمبران از جانب خداوند می‌آورند، به اتفاق همه فرق اسلامی واجب است، باید اخبار پیغمبران را تصدیق کرد و از اوامر و نواهی آنها پیروی نمود، جز گروهی از خوارج که می‌گویند: پیغمبر ص تنها در اموری معصوم است که از جانب خداوند تبلیغ می‌نماید، و نه در آنچه خودش به آن امر و یا از آن نهی می‌کند، و این گروه به اتفاق اهل سنت گمراه می‌باشند.
چندین مرتبه گفتیم که: قول ناروای بعضی از مسلمانان نباید باعث طعن و ایراد به کل مسلمانان گردد، و اگر اینگونه می‌بود، اشتباه روافض عیب و نقصی در دین مسلمانان به شمار می‌آمد، زیرا هیچ مذهبی تا این اندازه دچار اشتباه و کذب نشده است. ولی اشتباه روافض مثل اشتباه غیر روافض عیب همگی مسلمانان به حساب نمی‌آید.
و اکثریت مردم – و یا بسیاری از آنان – ارتکاب کبایر توسط پیغمبران را جایز نمی‌دانند. جمهور که ارتکاب صغایر را جایز می‌دانند، و نیز آنهایی که ارتکاب کبایر توسط پیغمبران را جایز شمرده‌اند، می‌گویند: پیغمبران ارتکاب آن را تکرار ننموده‌اند و بلکه با توبه از آن به منزلت و درجه برتری رسیده‌اند، همچنانکه در جای خودش بیان کرده‌ایم. خلاصه اینکه در بین مسلمانان کسی وجود ندارد که بگوید: اطاعت از پیغمبر ص با وجود جواز صدور اوامر نادرست واجب است، بلکه همه اتفاق نظر دارند در اینکه امری که اطاعت از آن واجب است، نمی‌تواند غیرصحیح باشد، و حتماً امر صحیحی است. بنابراین گفته مولف که: «چگونه پیروی از کسی که جایز است امر اشتباه صادر کند، واجب است؟» متوجه هیچ یک از مسلمانان نمی‌گردد و مسلمانان در مجازشمردن اشتباهات اجتهادی پیغمبران دو دیدگاه معروف دارند و همگی بر این مطلب اتفاق‌نظر دارند که پیامبران بر آن اشتباه باقی نمی‌مانند، و اطاعت آنها در اموری واجب است که بر آن می‌مانند، و نه اموریکه خداوند آن را تغییر داده و از آن نهی کند، و نه اموری که به اطاعت از آن امر نشده است. در مورد عصمت ائمه هم همچنانکه مؤلف می‌گوید، کسی جز امامیه و اسماعیلیه قائل به آن نیستند، و در اثبات بطلان این دیدگاه همین بس که تنها ملحدان منافق موافق آن هستند، ملحدانی که شیوخ بزرگشان از یهودیان و مسیحیان و مشرکان کافرتر هستند! و این البته شیوه و سنت ثابت روافض است که همیشه در دیدگاههایشان، در اقوال، در موالات، در همکاری و مبارزه و غیره از جماعت مسلمانان بریده و به یهودیان و مسیحیان و مشرکان پیوسته‌اند.
آیا گمراه‌تر از اینان پیدا می‌شود که با سابقین نخستین مهاجر و انصار دشمنی می‌ورزند، و با کفار رابطه دوستی دارند؟ خداوند فرموده است:  (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم مَّا هُم مِّنکُمْ وَلَا مِنْهُمْ وَيَحْلِفُونَ عَلَى الْکَذِبِ وَهُمْ يَعْلَمُونَ(14) أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا إِنَّهُمْ سَاء مَا کَانُوا يَعْمَلُونَ(15) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ فَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ(16) لَن تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُم مِّنَ اللَّهِ شَيْئًا أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(17) يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعًا فَيَحْلِفُونَ لَهُ کَمَا يَحْلِفُونَ لَکُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلَى شَيْءٍ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْکَاذِبُونَ(18) اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُوْلَئِکَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ(19) إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ فِي الأَذَلِّينَ(20) کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ(21) لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ کَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِکَ کَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ(22)﴾. (المجادله: 14-22).
«آيا نديدي كساني را كه طرح دوستي با گروهي كه مورد غضب خدا بودند ريختند؟ آنها نه از شما هستند، و نه از آنان (يهود)، سوگند دروغ ياد مي‌كنند (كه از شما هستند) در حالي كه خودشان مي‌دانند (دروغ مي‌گويند). خداوند عذاب شديدي براي آنها فراهم ساخته است، چرا كه آنها اعمال بدي انجام مي‌دادند. آنها سوگندهاي خود را سپري قرار دادند و مردم را از راه خدا بازداشتند، از اين رو براي آنان عذاب