د بود پدرش را کفایت می‌کرد، و ابوبکر در زمان جاهلِیت معلّم بچّه‌ها بود و در اسلام خیّاط بود و وقتی که تولیت امور مسلمین را به عهده گرفت مردم او را از خیّاطی منع کردند و او گفت: من برای خوراک نیازمندم از آن پس در مقابل هر روز سه درهم برایش حقوق قرار دادند).
جواب: اینکه گفته می‌شود: اوّل: بزرگترین ظلم و بهتان اینست که کسی آنچه را که نقل متواتر آن را ثابت کرده و در بین خاص و عام شایع شده است، و کتابها را از خود پر کرده، کتابهای صحاح، مسانید، تفسیر، فقه، و کتابهایی که در روایات آن قوم و فضائلشان تألیف شده، انکار کند، سپس چیزی را ادّعا کند که تنها خودش آن را نقل نموده، آن هم بصورتیکه نه سند معروفی برایش ذکر نموده، و نه آن را به کتابی که موثوقیّتش معروف باشد نسبت داده، اگر فرض شود که با جاهل‌ترین شخصی مناظره می‌کند برایش ممکن بود که به او بگوید: آنچه را که گفته‌ای دروغ است، آنچه را که طرف منازعه‌ات گفته درست است، پس چگونه بدون هیچ سند و مدرکی از امری خبر می‌دهی، و بدون مدرکی که آن را بشناساند؟ چه کس معتبری آنچه را که تو از ابوبکر می‌گویی نقل کرده است؟ سپس گفته می‌شود: امّا اینکه ابوبکر مالش را انفاق نموده از جهتهای فراوانی در حدیث صحیح نقل شده و متواتر است، حتّی پیغمبر ص فرموده: (ما نفعني مال قط ما نفعني مال أبي بكر). یعنی: هیچ وقت مالی به مانند مال ابوبکر به من نفع نرسانده است(1) ).
و همچنین فرموده: (إنَّ أَمّن الناس في صحبته وذات يده أبوبكر). یعنی: با منّت‌ترین مردم بر من چه در همراهیش و چه در آنچه در دست داشته ابوبکر است(2) ) و ثابت شده که ابوبکر آنهایی را که به خاطر اسلام اذیّت می‌شدند از مال خود می‌خرید و آزاد می‌کرد از جمله: بلال و عامر بن فهیره، مجموعاً هفت نفر را خریده تا از اذیّت نجات یابند. و امّا قول آنکس که می‌گوید: (پدر ابوبکر بر سر سفرۀ عبدالله بن جدعان داد می‌زد). بر این نیز سندی ذکر نکرده تا با آن صحّتش معلوم شود، و اگر ثابت هم باشد مشکلی نیست، و چون این در دوران جاهلیّت و قبل از اسلام بوده، چون جدعان قبل از اسلام مرد، و امّا در اسلام ابوقحافه آنقدر داشت که بی‌نیاز باشد، و هیچ کس نشنیده که ابوقحافه از مردم چیزی خواسته باشد، ابوقحافه زندگی کرد تا زمانیکه ابوبکر فوت نمود، و از او یک ششم ارث برد که به علّت بی‌نیازی آن را برای فرزندان ابوبکر برگرداند.
و امّا اینکه گفته است: (ابوبکر در دوران جاهلیّت معلّم بچّه‌ها بود). این چیزی است که اگر صادقانه هم نقل شده باشد طعنه‌ای به ابوبکر نمی‌زند، بلکه دلالت بر علم و معرفت او دارد. امّا کلام رافضیها مثل کلام مشرکین جاهلیّت است، برای نسب و آباء و اجداد تعصُّب دارند، نه برای دین، از انسان ایرادی می‌گیرند که نقصی به ایمان و تقوایش وارد نمی‌کند، و این از عادات جاهلیّت بود، به همین سبب نشانه‌های جاهلیّت بر آنها آشکار است، آنها از جهتهایی با کفّار شباهت دارند که موجب اختلاف با اهل ایمان و اسلام است.
و اینکه می‌گوید: (ابوبکر در دوران اسلام خیاط بود و وقتی که ولی امر مسلمین شد مردم او را از خیّاطی منع کردند). دروغی آشکار است، و هر کسی دروغ بودن آن را می‌داند، اگرچه درست هم باشد ضرری به ابوبکر نمی‌رساند، چون ابوبکر خیّاط نبود بلکه تاجر بود، بعضی اوقات برای تجارتش به مسافرت می‌رفت و بعضی اوقات خودش نمی‌رفت، در زمان اسلام هم برای تجارت به شام سفر کرده، تجارت گرامی‌ترین شغل قریش بود، و بهترین مالدارهای آنها تاجر بودند، و عرب آنها را با تجارت می‌شناختند، و هنگامی که خلیفه شد می‌خواست برای خانواده‌اش تجارت کند، امّا مسلمانان او را منع کردند و گفتند: تجارت شما را از مصلحت مسلمانان دور می‌سازد.
و اینکه گفته است: (پیغمبر ص قبل از هجرت به خاطر ثروت خدیجه ثروتمند بود، و برای جنگ هم محتاج کمک دیگران نبود).
جواب: بخشش ابوبکر بر پیغمبر ص برای خوراک و پوشاک نبود، خداوند پیغمبر ص را از مال تمام مردم بی‌نیاز کرده بود، بلکه بخشش او بخاطر کمک کردن بر استوار نمودن دین بود، بخشش او در چیزهایی بود که خدا و رسولش دوست داشتند، نه اینکه نفقه باشد بر نفس رسول الله ص، او عذاب داده شدگانی را مانند بلال و عامر بن فهیره و زنیره و عدّه‌ای دیگر می‌خرید.
و اینکه گفته است: (بعد از هجرت قطعاً ابوبکر چیزی نداشت). این دروغی آشکار است، بلکه او با مالش پیغمبر ص و مردم را کمک می‌کرد، پیغمبر ص مردم را بر صدقه تشویق نمودند، ابوبکر تمام ثروتش را آورد، اصحاب صفّه فقیر بودند، پیغمبر ص مردم را به اطعام آنها تشویق نمود، ابوبکر سه نفر آنها را با خود برد، آنچنان که در صحیحین از عبدالرحمن بن ابوبکر نقل شده، گفت: اصحاب صفّه مردمی بودند فقیر، یکبار پیغمبر ص فرمود: هر کس خوراک دو نفر از آنها را دارد سه نفر را با خود ببرد، و هرکس خوراک چهار نفر دارد پنج یا شش نفر از آنها را با خود ببرد - و یا آنچنانکه فرمود - ابوبکر سه نفر را با خود برد و پیغمبر ص ده نفر را با خود برد، حدیث را ذکر نمود(3) .
و امّا اینکه گفته است: (پس اگر او انفاقی داشت لازم بود قرآن در مورد او نازل شود همچنانکه در مورد علی «هَل أَتى» نازل شده است).
جواب: امّا نازل شدن «هَل أَتى» در مورد علی از مطالبی است که اهل علم اتفاق بر دروغ و ساختگی بودن آن دارند، و تنها کسانی از مفسرین آن را ذکر نموده‌اند که به ذکر موضوعات (ساختگیها) عادت دارند. دلیل بر دروغ بودن آن آشکار است: اینکه سورۀ «هَل أَتى» به اتفاق مردم مکّی است و قبل از هجرت نازل شده است، و قبل از اینکه علی با فاطمه ازدواج کند و حسن و حسین متولد شوند، در چند جایی بحث در مورد آن بحث بسط شده است، و هیچ وقت قرآنی در مورد انفاق علی بصورت خاصّ نازل نشده است، چون او مالی نداشت، بلکه او قبل از هجرت عضو خانوادۀ پیغمبر ص بود، و بعد از هجرت هم بعضی اوقات کارگری می‌کرد: هر دلو آبی را از چاه بیرون می‌کشید در مقابل مقداری خرما، و هنگامیکه با فاطمه ازدواج نمود، مهریه‌ای نداشت به غیر از زره‌اش، و در عروسیش آنچه را که در غزوۀ بدر غنیمت گرفته بود مصرف کرد. و امّا صدّیق(رض) هر آیه‌ای در مدح بخشش گنندگان در راه خدا نازل شده است او جزءِ اوّلین مشمولان آن از امت اسلامی است، مثل قول الله تعالى: ﴿لَا يَسْتَوِي مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا﴾. (الحديد: 10). «برابر نیست از شما کسی که قبل از فتح مال خرج نموده و جنگیده است، آنها درجه‌اشان بزرگتر است از کسانی که بعد از فتح انفاق نموده و جنگیده‌اند».
ابوبکر بزرگ‌ترین و اوّلین آنها بود.
و همچنین: ﴿الَّذِينَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ ﴾. (التوبه: 20). «کسانی که ایمان آورده‌اند و هجرت نموده‌اند و در راه خدا با جان و مال خود جهاد کرده‌اند».
و ه