.بار ديگر هنگامي رسول بزرگوار اسلام صلي الله عليه وآله وسلم به صداقت صديق رضي الله عنه گواهي دادند كه حضرتش با ابوبكر و عمر و عثمان بربالاي كوه احد بودند و كوه به لرزه در آمد فرمودند:
اثبت أحد، فإنما عليك نبي و صديق، و شهيدان. آرام باش كه بر روي تو جزء‌ پيامبر وصديق و دو شهيد كسي نيست.‌
 اين روايت را امام بخاري امام احمد وبعضي اصحاب سنن روايت كرده اند. شبيه اين مطلب در باره غار حرا (جبل نور در مكه مكرمه) نيز روايت شده است.ايشان امام جعفر بن محمد بن علي زين العابدين بن حسين بن علي ابن ابي طالب پسر عموي حضرت رسول صلي الله عليه وآله وسلم و ابن فاطمه بتول رضي الله عنها دختر گرامي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم است. اين نسب ايشان از طرف اصول بود. و اما از طرف دايي هايشان:  ايشان از دو جهت فرزند ابوبكر صديق رضي الله عنه افضل ترين ولي خدا و صحابي بزرگوار رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم است لذا  امام صادق مي فرمايد: (ولدني ابوبكر الصديق مرتين) ابوبكر صديق از دو طرف جد من است.
 	با اين تفصيل كه: مادر ايشان ام فروه بنت قاسم بن محمد بن ابي بكر صديق رضي الله عنه است و مادر ايشان ـ يعني مادر بزرگ مادري ايشان- اسماء بنت عبدالرحمن بن ابوبكر صديق رضي الله عنهم اجمعين است.
 كسي كه نسبش اينگونه باشد كه از يك طرف فرزند پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم و از طرف ديگر فرزند ابوبكر صديق رضي الله عنه آنهم حضرت صديق از دو جهت پدر بزرگ ايشان باشد، با آن دينداري وتقوا و قرابتش به پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم محال است كه پدر بزرگش را بد ببيند، يا با او كينه داشته باشد يا او را دشنام دهد و لعنت كن.
 زيرا قطع نظر از دين و تقوا و كمال علم و دانش و فضليت حتي اخلاق و مروت عربيت و بزرگواري اش به او اجازه چنين جسارتي را نميدهد. ايشان در سال 80 هشتاد قمری در مدينه منوره متولد شد و در سال 148 قمري در سن 68 سالگي در مدينه منوره چشم از جهان فروبست.يكي ديگر از اسبابي كه باعث شهرت ايشان به لقب صديق گرديد تصديق بي چون و چراي سفر معجزه اسراء‌ و معراج است.
 ‌اين سفر مبارك كه يكي از بزرگترين معجزات حضرت صلي الله عليه وآله وسلم بود و ايشان به اجازه خداوند يك شبه از مسجد الحرام به مسجد الأقصى و از آنجا به آسمان هفتم رفتند و برگشتند دشمنان كوردل را دچار حيرت و نگراني كرده بود و بيشتر استهزاء‌ مي كردند ومقام شامخ نبوت را به باد انتقاد و تكذيب مي گرفتند چون باعقل آنان جور در نمي‌آمد.
صديق اكبر آمد و همه محاسبات آنانرا بهم ريخت و گفت: من مهمتر از اين را قبول كردم و ايمان آورده ام كه فرشته اي از آسمان هفتم قاصد خدا مي شود و پيش پيامبر مي آيد و پيغام خدا را به او ابلاغ مي كند!.
 وقتي اين را قبول دارم در رفتن خود بنده خاص خدا به حكم خدا و به قدرت خدا به پيش خدا چه مشكلي وجود دارد؟!.
 واقعا كه ايمان صديق وتصديق صديق صادقانه بود و جز كسي كه از اعماق قلبش به خدا و رسول ايمان و باور دارد كسي نمي توانست چنين معجزه اي را بپذيرد وباور كند.درحديث ابي هريره رضي الله عنه آمده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمايند شب معراج به جبريل گفتم: (‌قومي لايصدقوني)‌ جبرئيل فرمود: ‌(يصدقك ابوبكر و هو الصديق) ‌ابوبكر كه صديق است ترا تصديق خواهد كرد.
 ابو عبدالله محمد بن سدي در فضائل صديق و ابن محب در رياض النضره آنرا نقل كرده ست.چنانكه قحطاني در قصيده نونيه خودش در باره ابوبكر و عمر پدران دو همسر پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم مي سرايد:
اضاهما اقواهمــا أخشاهمـا
آن دو يار صاف تر وقوي تر
آن دويي كه در تقوا اعم ازپنهان
از همه عالي مقامتر، ‌و پاكت
و در وزن و سنگيني اخلاقي
صديق احمد وصاحب غار است كه 
داخل غار دو نفر بودند منظور
		أتقاهما في السر و في الاعلان
و در ترس از خدا از همه جلوتر
و آشكار از همه پيشتاز تر بودند
در شأن و منزلت از همه والاتر
ومعنوي از همه سنگين تر  يكي
با پيامبر(‌صلي الله عليه وآله وسلم)‌در
ابوبكر است كه اختلاف نكرده است
در شريعت ما در فضيلت آن دو نفر

آنچه در اينجا محل شاهد است اين است:
الصديق صدّق احمد               بمقاله و فعاله و جنان.
صديق براستي كه پيامبر كرد صلي‌الله عليه وآله وسلم را تصديق آري هم با گفتار هم با كردار و هم با همه وجودش. در حاشيه ظاهريه اين مطلب نيز اضافه بر متن ذكر شده است.
 رافضي به ايشان گفت: خداوند متعال مي فرمايد:‌
(إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ) (آل عمران:155) 
«كساني از شما در روزي كه دو گروه به هم رسيدند روي گرداندند جز اين نيست كه شيطان (به كيفر) بخشي از دستاوردشان آنان را (ازجاي) لغزاند و به راستي خداوند آنان را بخشيد بي گمان خداوند آمرزنده برد بار است».
امام جعفر صادق فرمودند: مگر نه اين است كه خداوند متعال از آنان درگذشته و همه را بخشده است:
 (‌إِنَّ الَّذِينَ ...... وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ) (آل عمران: 155) .
محقق كتاب مي فرمايد: مطلب را در حاشيه كتاب به همين صورت يافتم، ‌اما با اين آيه بر ابوبكر اشكال وارد كردن درست نيست زيرا صديق رضي‌الله عنه از كساني بود كه در غزوه احد در كنار پيامبر صلي‌الله عليه وآله سلم ثابت ماند، ‌و فرار نكرد زيرا سيزده نفر از مهاجرين با پيامبر استقامت كردند كه بعضي عبارتند:
 از ابوبكر، وعمر، و علي، طلحه، عبدالرحمن ابن عوف، ‌سعد بن ابي وقاص رضي‌الله عنهم أجمعين.
و كساني كه در آن روز پشت كردند ولي توبه كردند و خداوند توبه شان را پذيرفت بهيچ عنوان نمي توان آنرا دستاويز قرار داد بر فرض اگر دستاويزي هم بود اكنون نيست چون به نص آيه كريمه خداوند آنانرا بخشيد.اين دليلي كه رافضي به آن استدلال كرده و خواسته فرضيت محبت علي رضي الله عنه را با آن ثابت كند درست نيست.
 زيرا در تفسير آن از عالم ترين متأخرين صحابه مفسر قرآن و بارزترين چهره علمي اهل بيت بعد از علي رضي الله عنه يعني از عبدالله ابن عباس رضي الله عنهم (چنانكه در صحيحين آورده از سعيد بن جبير نقل شده كه گفت: از ابن عباس) در تفسير  آيه:
 ( قُلْ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى) (الشورى: من الآية23)
پرسيده شد: (سعيد گفت: أن لاتوذوا محمدا في قرابته ابن عباس رضي ‌الله عنهما) فرمود: عجله كردي (‌عجلت)‌ هيچ شاخه اي از قبائل قريش نيست مگر اينكه رسول الله صلي‌الله عليه وآله وسلم با آنان رابطه خويشاوندي دارد،‌ لذا فرمودند:
 من از شما پاداش نمي خواهم آنچه مي خواهم اين است كه رابطه خويشاوندي اي كه بين من و شماست بر قرار نگهداريد، ‌اين است مفهوم آيه كريمه.
 خداوند متعال نفرمود: (‌إلا المودة‌ للقربي) يا (إلا المودة ‌لذوي القربي)‌ چنانكه در باره خمس فرمود:
 (وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْت