كسي كه از اهل نماز باشد از در بهشت فراخوانده مي‌شود و كسي كه از اهل جهاد باشد از در جهاد فراخوانده مي شود، و كسي كه از اهل صدقه باشد از در صدقه فرا خوانده مي شود و كسي كه از اهل روزه باشد از در ريان فرا خوانده مي شود.
  ابوبكر عرض كرد: ما علي هذا الذي يدعي من تلك الأبواب من ضرورة‌ و عرض كرد ( اي رسول خدا)‌ آيا كسي هست كه از تمام اين در ها فراخواند شود؟ فرمودند:
(‌نعم و أرجو أن تكون منهم يا أبوبكر) ‌بله واميدوارم كه تو از آنان باشي اي ابوبكر.
كما اينكه ابوبكر صديق رضي الله عنه در آزاد كردن بعضي پيشگامان صحابه رضي الله عنهم كه برده بودند و بعضي سرداران صحابه كه جزو ‌اولين كساني بودند كه مسلمان شدند،‌ نيز احسان و منت فراوان دارد كما اينكه هر جا نيازمند و حاجتمندي بود ايشان به وي كمك مي كردند.اينجا جمله تجلل بالعباء‌ استعمال شده كه معني تجلل استتر است يعني از فقر خودش را در عبايش پيچانده بود و اين مطلبي است كه امام صادق عليه السلام ذكر كرده از عايشه صديقه بنت صديق رضي الله عنهما محبوبه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم نيز نقل شده است،.
 چنانكه ابوحاتم باسندش از ام المؤمنين رضي الله عنها نقل مي كند كه فرمود:
 (أنفق أبوبكر علي النبي صلي الله عليه وآله وسلم أربعين الفاً)
 ابوبكر چهل هزار بر پيامبر صلي الله عليه وآله سلم خرج كرد.
 همچنين از عروه ابن زبير رضي الله عنه روايت است كه گفت: ابوبكر هنگامي كه مسلمان شد چهل هزار سرمايه داشت كه همه آنرا بر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم و در راه خدا خرج كرد.
و از اسماء‌ بنت ابوبكر رضي الله عنه روايت است كه فرمود: هنگامي كه رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم به قصد هجرت خارج شدند ابوبكر رضي الله عنه نيز با ايشان براه افتاد.
 ابوبكر تمام مالش را كه در اين وقت پنج يا شش هزار بود همه را برداشت و همراهش برد،‌ جدم ابوقحافه كه چشمانش را از دست داده بود به خانه آمد و گفت: بخدا سوگند طوري كه من احساس مي كنم او همه مالش را با خودش برده است!.
 گفت: خير پدرجان، ‌او براي ما مال بسياري گذاشته است،‌ مي گويد آنگاه مقداري ريگ جمع كردم و در طاقچه اي كه معمولا پدرم پولها را مي گذاشت گذاشتم و بر روي آنها پارچه اي كشيدم، ‌آنگاه دست پدر بزرگم را گرفتم و گفتم: ببين پدرجان اينها را دست بزن كه چقدر مال زيادي گذاشته و رفته است!.
 دستش را بروي ريگها بردم و او در حاليكه ريگها را ته و بالا مي كرد مي گفت:
 (‌لا بأس إذ قد ترك لكم هذا فقد أحسن و في هذا بلاغ لكم).
 ‌اشكالي ندارد اگر اين همه مال براي شما گذاشته كار خوبي كرده است اين مبلغ براي شما كافي است اين درحالي بود كه هنوز ابوقحافه مسلمان نشده بود اسماء مي گويد: خير بخدا سوگند هيچ چيزي براي ما نگذاشته بود من فقط خواستم پيرمرد را مطمئن كنم.
‌ابن اسحاق در سيره النبي و ابن محب طبري آنرا نقل كرده اند.
منافاتي بين دو روايت نيست روايت چهل هزار هنگام مسلمان شدن است و اين هنگام هجرت، ‌لذا پيامبر گرامي صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند:
 (إن من آمن الناس علي في صحبته و ماله أبوبكر و لو كنت متخذا من أهل الارض خليلاً لاتخذت أبابكر خليلاً ولكن أخوة‌ في الاسلام و مودته).
‌متفق عليه به روايت ابوسعيد خدري رضي الله عنه.
و در مسند احمد و بعضي كتب سنن با روايت ابوهريره رضي الله عنه آمده است كه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند:
 (‌ما نفعني مال قط ما نفعني مال أبي بكر)‌.
هيچ مالي به اندازه مال ابوبكر به من نفع نرساند،‌راوي مي گويد ابوبكر باشنيدن اين كلمات به گريه افتاد و عرض كرد: 
هل انا و مالي إلا لك يا رسول الله؟
 اي رسول خدا! مگر غير از اين است كه من و مال من از شما هستيم.
درباره انفاق ابوبكر رضى الله عنه و بيان فضل ايشان بويژه در اين بعد روايات صحيحه متواتر است اگر مطلب طولانى نمى شد با تفصيل بيشترى در اين زمينه سخن مى گفتيم، ولى يك مطلب در اين زمينه كافي است و آن اينكه از ميان تمام صحابه و اهل بيت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم ابوبكر يگانه شخصيتى است كه تمام مالش را بر رسول خدا و دعوت و نصرت و يارى دين خدا خرج كرده است.
 چنانكه ابو داود و ترمذى روايت مى كنند و امام احمد در مسند و ديگران نيز آنرا صحيح گفته اند.از عمر فاروق رضى الله عنه روايات است كه فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم به ما دستور دادند كه در راه خدا انفاق كنيم.
 از قضاء من هم نسبتا مال زيادى در اختيار داشتم گفتم: امروز فرصت است كه از ابوبكر سبقت گيرم بنابراين نصف مالم را آوردم رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم پرسيدند: براى خانواده ات چه گذاشتى؟ گفتم: همين مقدار، ابوبكر تمام مالش را آورد وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم از ايشان پرسيدند ما أبقيت لأهلك؟ فرمود:
 أبقيت لهم الله و رسوله گفتم: لا أسابقك إلى شيء أبدا.
 ديگر نخواهم توانست از شما سبقت بگيرم، اين روايت از مسند البزار است و سندش حسن و با مجموع شواهدش صحيح لغيره است.العلى الأعلى دو اسم از اسماى مقدس پروردگار است چنانكه در آخر آية الكرسى آمده است (وهوالعلى العظيم).
 و همچنين مى فرمايد: (سبح اسم ربك الأعلى).
 و اين هر دو اسم دلالت برعلو مطلق پروردگار دارد علو شأن و عظمت، علو قهر و غلبه، و علو ذات مقدسش بر ساير مخلوقاتش با استواى بر عرش خويش، و اين از صفات ذاتى خداوند است كه همواره بر وى قائم است از ازل بوده و تا أبد خواهد بود.
 البته به گونه اى كه شايسته ذات پاك حضرت حق باشد فقد صفات كمال را براى وى ثابت كند و از نسبت هر گونه نقصى اعم از تشبيه و تعطيل و تجسيم ذات مقدس او تعالى به دور باشد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">اسم و نسب</a><a class="text" href="w:text:7.txt">لقب</a><a class="text" href="w:text:8.txt">فرزندان</a><a class="text" href="w:text:9.txt">مهمترين اساتيد</a><a class="text" href="w:text:10.txt">بارزترين شاگردان</a><a class="text" href="w:text:11.txt">سخاوت و كرم</a><a class="text" href="w:text:12.txt">حكمت و دانش وافر</a><a class="text" href="w:text:13.txt">شخصيت</a><a class="text" href="w:text:14.txt">ستايش علماء</a><a class="text" href="w:text:15.txt">موضع ايشان در قبال شيخين: ابوبكر صديق و عمر فاروق (رض)</a></body></html>ابن حديث اين عمر رضى الله عنهما است كه فرمود: خدمت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم بودم و ابوبكر نيز خدمت حضرت بود او(ابوبكر) عبايى پوشيده بود كه از چندين جاء جلو سينه اش را گره زده بود.
 جيريل فرود آمد و عرض كرد:
 اى محمد مالى آرى ابابكر عليه عباءة قد خلها في صدره بخلال؟ فرمودند: (ياجبريل انقف ماله على قبل الفتح) اى جبريل او تمام مالش را قبل از فتح مكه براى من خرج كرده است عرض كرد كه خداوند به تو سلام مى رساند آنگانه بقيه حديث را ذكر كرد.
اين حديث را بغوى در تفسيرش (8/34) نقل كرده اما چنانكه ابن كثير در تفسيرش (4/308) ذيل آية (لايستوي منكم من أنفق من قبل الفتح و قاتل) ذكر مى كند سند اين روايت از اين وجه ضعيف است.
 اين حديث از طرق ديگرى نيز روايت شده است چنانكه حافظ ابوعبدالله محمد بن محمد الفضائلى راز