ن به کوشش رشید یاسمی (201) اشاره به شماره صفحه است.
2) بنده و غلام. 
3) قرآن. 
4)  قدرت.
5) به کار بردن کلماتی که با هم ارتباط  دارند صنعت مراعات نظیر گویند مانند رستم، رزم، رخش، حیدر و ذوالفقار. 
6) آهنگ. شهاب الدین ابوالقاسم احمد بن ابی المظفّر منصورالسمعانی به گفتۀ علامۀ «سُبُکی» در «طبقات الشافعیة» از فقهاء و مفتیان و واعظان و شاعران قرن چهارم و اوائل قرن پنجم هجری است و کتاب «رَوحُ الأرواح فی شَرحِ أَسماء الَملِکِ الفتّاحِِ»(1) . اثر جاویدان این فقیه و دانشمند شافعی مذهب است که ما خلاصه‎ای از آن را دربارۀ خلفای راشدین نقل می‎کنیم:
1- نگهداری عنکبوت در غار از رسول اکرم(ص) و ابوبکر صدیق(رض)
خداوند اگر بخواهد از کسی محافظت کند، وسائل نجات و حراست او را فراهم می‌کند چنانکه عنکبوتی در غار از رسول اکرم و ابوبکر صدّیق نگهداری کرد:
«و دوست ما با صدّیق در غار غیرت رفته، ما عنکبوتی را به شحنگیِ(2)  وی فرستادیم تا دستِ دعاوی و اباطیلِ شما فرو بندد و سیاست قهر ربّانی بر سر شما براند»(3) .
2- سنگریزه در دست پیامبر و ابوبکر و عمر تسبیح می‎کند
«و آن سنگریزه که رسول(ص) برگرفت و بر دست خود نهاد، چون آن سنگریزه خود را آن خلعت و رفعت بدید، برق سکوت از چهرۀ عهد فرو گشاد و به زَفانِ(4)  شکر پیش آمد، گفت: سبحانَ‎اللهِ، ما در حجاب گنگی بودیم لیکن بر دستِ مهتر گویا شدیم. چون در دست ابوبکر و عُمَر نهادند همچنان گویا بود، چون بر دستِ دیگران نهادندگنگ شد به حال خود، و آن سّر متواری گشت» .(5)
تسبیح و ذکر سنگریزه، معجزه حضرت رسالت است. ذره‎ای که خدا را نیایش می‌کند در کف دست آن حضرت نیز ستایشگر ذات اقدس الهی است ولی حضرت رسول با گوش معنا آن تسبیح را شنیده است.
امروزه دانشمندان بزرگ توانسته‎اند بسیاری از رازهای تله پاتی (ارتباط فکری) و روشن بینی را کشف کنند و راههایی را بیابند که برای پسی کوکی نه سیس یعنی تأثیر فکر در ماده pkتحلیل و تعلیل علمی نمایند گرچه تاکنون موفقیت چندانی بدست نیاورده‎اند(6)  با توجه به تحقیقات روحی ویلیام کروکس، پل ژیبیه، آلفرد روسل والاس، دکتر اوژن اوستی و دکتر راین قبول کردن شنیدن صدای تسبیح سنگریزه به صورت معجزه و نیروی گیرنده باطن استبعادی ندارد» .(7)
3- حدیث نبوی در باره عمر
عُمَر می‌آمد و تیغ حمایل کرده، و از غیب ندا می‎آمد که: «طَرِّقُوا لِعَبدِ رَبِّ العالَمینَ» برای بنده پروردگار جهانیان راه باز کنید.
ای بر آب زندگانی آتشی افروخته	و اندران، ایمان و کفر عاشقان را سوخته
ای کمالت کم زنان را صُرّه‎ها (8) پرداخته	وی جمالت مفلسان را کیسه‎ها بر دوخته
گه به قهر از جزع  (9)مشکین تیغها افروخته	گه به لطف از لعل نوشین شمعها افروخته
ای کف عشقت به یک ساعت به چاه انداخته   	هرچه درصد سال عقل ما ز جاه اندوخته
4- چشم حقیقت بین، حقایق معنوی را درمی‎یابد
چشم حقیقت بین، حقایق معنوی را در می‌یابد چنانکه خلفای راشدین و مشرکان هر دو طرف می‌نگریستند، ولی مشرکان از پذیرفتن حق و دیدن شخصیت حقیقی پیامبر(ص) خودداری می‌کردند. در نحوه نگاه کردن است که ارزشها و ضد ارزشها به میان می‎آیند:
«به همان دیده که ابوبکر و عُمَر و عثمان و علی(رض) می‎نگریستند بوجهل و عُتبه و شیبه و عقبه می‌نگریستند لیکن دیده بوجهل خیره شدۀ انکار بود. و دیده صدیق زدودۀ استغفار بود. دیده عقبه حجاب افگنده شب رِدَّ (10) ازل بود، و دیده عُمَر روشن کرده صبح قبول ازل بود. دیده شیبه عصابه بستۀ ناخواست غیب بود، دیده عثمان باز کردۀ اقبال غیب بود. دیده عقبه بن ابی مُحبط کور کرده علم حق بود، دیده علی سرمه کشیده حکم حق بود» .(11)
5- توانگران باید نسبت به فقیران مهر و شفقت ورزند
توانگران باید نسبت به فقیران مهر و شفقت ورزند و بالاتر از آن، تکبّر تهی‌دستان بر ثروتمندان و اغنیاست:
«و آورده‎اند از بِشرِ حافی (12) -قَدَّسَ اللهُ روحَهُ- که او گفت: امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(رض) را به خواب دیدم گفتم: مرا پندی ده، فَقالَ: ما أحسَنَ عَطفَ الأغنیاء عَلیَ الفُقَراء طَلَباً لِثَوابِ اللهِ، وأَحسَنُ مِن ذلِکَ تِیهُ الفُقَراء عَلَی الأغنیاءِ ثِقَةً باللهِ چون نیکوست شفقت توانگران بر درویشان برای طلب ثواب را، و از آن نیکوتر تکبّر درویشان بر توانگران از غایب اعتماد بر کرم حقّ» (13).
آدمی آنگاه که دل به خداوند بندد، شکوه و قدرت خلق را ناچیز می‌داند چنانکه علی(رض) گفته است: «إذا عَظُمَ الرَّبُ فی القَلبِ صَغُرَ الخَلقُ فی العَینِ» چون جلال و عظمت حق در سینه‎ای رخت افگند نشانش آن بُوَد که قدر خلق از آنجا برگیرد. (14)
6- خلوص نیت ابوبکر صدیق(رض)
خلوص نیّت به معنی تخلیه وجود از منیّت‎ها و ادراک عجز و ناتوانی آدمی است چنانکه ابوبکر صدیق در اخلاص مرکز صدق شد:
«پس چون عجز پیدا آمد همه کارها خود روی به تو نهد. «اَلعجزُ عَن دَرکِ الإدراک إدراکٌ». صدّیق همه در میان نهاد تا بدان نقطه دایره رسید که چشمۀ صدق بود تا چنان گشت که صد هزار و بیست و اندر نقطه عصمت و ملایکه ملکوت گواهی دادند که منبع صدق ابوبکر است» .(15)
7- دوری بزرگان وادی معرفت از تکبر
بزرگان وادی معرفت و سالکان طریق معدلت با تمام وجود از تکبّر و خودپسندی دوری کرده و خود را بی ارزش و ناچیز شمرده‎اند: عُمَر خطّاب با این خلعت رفعت – که «لَو کان بَعدِی نَبیّاً لَکانَ عُمَر» (16)- در راهی می‎رفت، دست دراز کرد و کاه برگی برداشت و گفت: «لَیتَنی کُنتُ هذِهِ التبنة» ای کاش این کاه بودم.
8- شب زنده داری علی
بهترین شب امیرالمؤمنین علی شبی است که در آن بیدار باشد و خداوند را عبادت کند و بدترین شب او، گذراندن عمر در خواب و غفلت است «آورده‎اند که: شبی مهمانی آمد به خانه امیرالمؤمنین علی(رض) او را به نواخت و طعامی بداد و جامۀ خواب فرو کرد، و آن مرد غافل‎وار تاروز بر آن جامه ببود، آن مرد گفت: «ما کانَت لی فی عُمری لَیلَةٌ مِثلَ لَیْلَتِکَ فی التَّیَقُّظِ والعبادةِ. فَقالَ عَلِیٌّ: وَما کانَت لی فی عمری لَیلَةٌ مِثلَ لَیلَتِکَ فی النّومِ والغَفلَةِ». گفت: مرا هرگز شبی چون شب تو نبوده است در طاعت و عبادت. علی گفت: و مرا هرگز شبی چون شب تو نبوده است در غفلت» .(17)
9- سینۀ صدیق خزانۀ اسرار الهی بود
 عُمَر(رض) می‎گوید: چون خزانه دُرّ در سینه ابوبکر نهادند کاشکی ما را پاسبانی کوی صدیق دهند تا بر سطح سینه او چوبچۀ درد می‌زنیم. امروز صدیق را غار غیرت بود فردا یار خلوت. «إِنّ اللهَ تَعالی یَتَجلّی لِلنّاس عامَّةً ولأبی بِکرٍ خاصَّةً»(18) . «خداوند متعال به صورت عمومی برای مردم تجلّی می‌فرماید و برای ابوبکر به صورت خصوصی».
10- حیای عثمان بن عفان
عثمان چنان حیایی داشت که فرشتگان از او شرم داشتند: «أَلا أَستَحیِی مِن رَجُلٍ یَسْتَحْیِی مِنهُ الْمَلائکَةُ» مردی که معصومان عالم عِلوی از حیای او سر در می کشیدند من از او شرم ندارم؟ .(19)
11- شریح قاضی و علی
آورده‎اند که شُریح قاضی/ خانه‎ای خرید به کوفه، چون خب