تلذذ بشود کوتاهی نمی‌کرد.... و به هرجا و به هر سرائی که زن یا دختر جمیله با پسر جمیلی و یا اسب و استر رهواری گرانبهائی سراغ می‌نمودند، می‌رفتند و به پهلوانی و شب‌روی و چالاکی و چستی و به فنون عیاری و مکاری آن را می‌ربودند و کام خود را از حاصل می‌نمودند.
امنای دولت از روی مصلحت‌اندیشیِ کارِ خود، خسروخان گرجی والی تفلیس را با پسرش گرگین خان که از مریدان علامه آخوند ملا محمد باقر شهیر به مجلسی بود، به استصواب علما و فضلا و فقها حاکم و بیگلربیگی کابل و قندهار و هرات نمودند.... و در آن وقت شیعیانِ باحماقت و رعونت بی‌معرفت از مطالعة مصنفات و مؤلفاتِ علمای آن زمان چنان می‌دانستند که خون سنیان و مالشان و زن‌شان و فرزندشان حلال است.... خسروخان و گرگین خان و اتباع و عمله‌جاتش شروع نمودند به ایذا و آزارنمودنِ اهل سنت به مرتبه‌ئی که از حدِ تحریر و تقریر بیرون است، یعنی: اموالشان را به زور و شلتاق می‌بردند و به جور و جفا خون‌شان را می‌ریختند به ناحق، و پروا نمی‌کردند، و کار چنان بر سنیان تنگ شد که با یأس و ناکامی و نا امیدی و حسرت مأنوس شده، و هریک از ایشان (رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ﴾ می‌خواندند.
 
پایان
-----------------------------------------------------------------------
1) رستم التواریخ: 90، 98، 102 – 103، 107 – 111 و 115 – 116.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:5.xml">گفتار نخست: خاندان صفوی</a><a class="folder" href="w:html:9.xml">گفتار دوم: منشأ قزلباشان و عقاید آنها</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:6.txt">عنوان</a><a class="text" href="w:text:7.txt">شیخ صفی الدین اردبیلی</a><a class="text" href="w:text:8.txt">فرزندان شیخ صفی الدین</a></body></html>پدیدة «قزلباشان» که زایندة تشیع صفوی در کشور ما است، از بحث انگیزترین موضوعات تاریخ ایران است، ایران شناسانی چون ادواردبراون و والترهینتس(1). و کسانی چون لرد استانلی و جارلزگری(2) این پدیده را یک ضرورت تاریخی برای حفظ وحدت ملی و استقلال میهنی ایران تلقی کرده اند؛ محققان اکادمی علوم شوروی سابق چون پتروشوفسکی و پیکولوسکایا و دیگران(3) عقیده دارند که دولت قزلباشان یک امر عادی و استمرار طبیعی حاکمیت قوم ترک در ایران بوده است. نویسندگان سنی‌مذهب معاصر ظهور قزلباشان به ویژه شیخ فضل الله روزبهان خنجی(4) و شرف الدین بدلیسی(5) از پدیدة قزلباش به عنوان بلای ایران ستیز و دین برانداز یاد کرده اند، شماری از مورخان ایرانی قرن حاضر ظهور صفویه را یکی از الطاف خدائی برای انتشار و تقویت تشیع دانسته اند، علی شریعتی نیز در بارة صفویه و تشیع صفوی نظر خاصی دارد که در حد داوری یک اندیشمند شیعه‌مذهب متدین و روشنفکر آرزومند حاکمیت جهانی شیعه در خور توجه و مطالعه است، سید احمد کسروی نیز در بارة صفویه نظر خاص به خودش را دارد که در جزوة «شیخ صفی و تبارش» بیان شده است.
برای آشنائی با عوامل و انگیزه‌های پیدایش دولت قزلباشان در ایران کتاب‌های زیادی از نویسندگان وابسته به دربار شاه اسماعیل و شاه تهماسب اول در دست است که می‌تواند بهترین مأخذ پژوهندة تاریخ صفویه باشد، این نویسندگان در 50 سال اول حکومت قزلباشان دستکم ده عنوان کتاب تألیف کرده اند که حاوی مطالب ارزشمندی در بارة پیدایش و اعتلای صفویه است، این مؤلفات عبارتند از: 1) تاریخ حبیب السیر، تألیف غیاث الدین خواندمیر؛ 2) فتوحات شاهی، تألیف ابراهیم امینی؛ 3) ذیل تاریخ حبیب السیر یا تاریخ شاه اسماعیل و شاه تهماسب، تألیف میرمحمود خواندمیر؛ 4) لب التواریخ، تألیف یحیا قزوینی؛ 5) احسن التواریخ، تألیف حسن بیک روملو؛ 6) جهانگشای خاقان، مؤلف ناشناس؛ 7) تاریخ جهان آرا، تألیف قاضی احمد غفاری؛ 8) تکمله الأخبار، تألیف عبدی بیک نویدی؛ 9) جواهر الاخبار، تألیف بوداق قزوینی؛ 10) عالم آرای شاه تهماسب، تألیف یک مؤلف مجهول.
علاوه بر اینها شماری از اروپائیان که در زمان شاه اسماعیل و شاه تهماسب – ظاهراً – به عنوان بازرگان در ایران آمد و شد می‌کرده اند، یادداشت‌های ارزنده‌ئی به صورت سفرنامه از خود بر جای نهاده اند که حاوی حقایق ارزشمندی در بارة رخدادهای دوران اولیة روی کار آمدن قزلباشان صفوی است.
-------------------------------------------------------------------------------------
1) اولی در کتاب «تاریخ ادبیات ایران» و دومی در کتاب «تشکیل دولت ملی در ایران».
2) در یادداشت‌های ترجمه شده به فارسی تحت عنوان «سفرنامة و نیزیان در ایران».
3) در «اسلام در ایران» و در «تاریخ ایران».
4) در کتاب «عالم آرای امینی».
5) در کتاب «شرفنامه».لقب صفویه از نام صفی الدین اردبیلی گرفته شده است، صفی الدین اردبیلی در سال 631 خ در یک خانوادة کشاورز نسبتا مرفه آذری زبان(1) در روستای کلخوران از توابع اردبیل به دنیا آمد، او در کودکی به تحصیل پرداخته با قرآن و سنت و مقدمات علوم دینی آشنا شد، سپس تحصیل علوم دینی را ادامه داد؛ و در جوانی در صدد برآمد که وارد دار و دستگاه صوفیان شود.
ظهور تصوف قرن‌های ششم هجری(2) به بعد ارتباط مستقیم با خزش قبایل ترک و اسکانشان در درون ایران و آناتولی دارد، از ربع اول قرن پنجم هجری به بعد قبایل ترک از آسیای میانه و غرب چین در امواج پیوسته‌ئی راهی ایران شدند، و چنانکه می‌دانیم امپراتوری پهناور سلجوقی را تشکیل دادند، ترکان که سابقا دین نیاپرستی و تقدس جادوگران قبیله‌ئی داشتند، پس از آنکه مسلمان شدند عقاید دینی کهنشان را با خود کشیدند، و بسیاری از شخصیت‌های مدعی تقدس و مسلمان را به جای توتم‌های مقدس و جادوگران قبیله‌ئی نهادند؛ و برای مردگان اینها گنبد و بارگاه برافراشتند(3). بسیاری از نیمه‌ملاهای زیرک در ایران و آناتولی با درک این گرایش عقیدتی ترکان خودشان را به صورت اشخاصی آگاه به امور غیبی و قادر به رازگشائی و دخل و تصرف در امور جهان مطرح کرده به حاکمان ترک نزدیک شدند تا به نان و نوا دست یابند، مثلاً: یکی از اینها که از عرب‌های پارسی‌زبان خراسان بود ادعا کرد طغرل سلجوقی و دو برادرش به برکت دعای او ایران را گرفته و پادشاهی یافته اند، این مرد پرادعا – که اکنون از صوفیان صاحب‌نام تاریخ ایران است – چنان ارجی در دستگاه غزنهای خونخوار و ویرانگر سلجوقی یافت که دار و دستگاهش در خراسان همچون دار و دستگاه شاهان بود، این وضعیتی بود که از اوائل قرن ششم هجری از اواسط آناتولی تا شرقی‌ترین نقاط ایران وجود داشت؛ و بسیاری از کسانی که ما به نام صوفی می‌شناسیم در چنین ظرفیتی پا به عرصة اجتماعی نهادند، و برای خودشان دار و دستگاه ساختند، تقدسی که ترکان حاکم به اینها می‌دادند، خواهی نخواهی نوعی تبلیغ در میان عوام مردم نیز برای اینها ایجاد می‌کرد، و عقیده به مقدس‌بودن و رازگشابودن اینها در میان عوام ترویج می‌شد؛ چنانکه همین صوفی خراسانی معاصر تشکیل سلطنت غزنهای سلجوقی و مبلغ مشروعیت آنها در زمان خودش تا پایة انبیای بزرگ ارتقای مقام یافت؛ و نمونه‌های این ارتقای مقام را که مجمو