رَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ(7) وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ(8)﴾ (الزلزلة:7-8) 
-هركه به مقدار ذره‌اي نيكي كند (پاداش) آن را مي‌بيند و هر كه قدر ذره‌اي بدي كند (جزاي) آن را مي‌بيند.
و اينگونه ذره بيني و دقت و به اصطلاح موشكافي! كساني را كه مي‌خواستند دري گشاده و ميداني آزاد براي اجراي شهوات داشته باشند طبعا به دنبال بازاري بودند كه متاعي در آن يافت شود كه تا تمام ولنگاري و بي بند و باري آنان را از محاسبة يوم الحساب در امان دارد نه تنها از سختي و شدت عذاب يوم عظيم نجات بخشد و از ندامت شرر بار يوم الحسره بيمه كند بلكه از وعده‌هاي پرسرور حور و قصور بهشت و رضوان نيز مسرور دارد.
چنين خواسته هايي عرضه كنندگاني به وجود آورد كه هم فاجران و فاسقان از متاع شفاعت برخوردار مي‌شدند و اين امتياز به وسيله توسل و تضرع در برابر بنده‌اي مسؤول انجام مي‌يافت و با زيارت مرده‌اي در گور و خواندن چند كلمة نامفهوم به عنوان دعائي مأثور، مسلوب العيوب و مغفور الذنوب مي‌شدند!!. وهم به وسيله اينگونه بدعتها از انجام دادن تمام احكام و رعايت حلال و حرام و تحمل انواع مشقات عبادت، آسوده گشته و سرانجام با كمال احترام در روز واپسين داخل بهشت برين مي‌شدند!.
ابتداء پيدايش اينگونه احاديث از جاعلان كه هدف از آن از ميان بردن اوامر و نواهي قرآن بود و بي شك از ناحيه دشمنان اسلام به وسيله عالم نمايان به ظاهر مسلمان صادر مي‌شد تا جايي كه خود آن حضرت ناچار شد كه قيام فرموده و مردم را از اين خطر بزرگ برحذر دارد چنانكه به فرمودة اميرالمؤمنين (ع) خود رسول خدا (ص) خطبه‌اي خواند و فرمود: «لقد كثرت عليّ الكذابة … فمن كذب علي متعمداً فليتبوأ مقعده في النار».
دورغ بستن بر من بسيار شده … هركه عامدانه برمن دروغي بگويد، بايد كه جايگاهش را در دوزخ بگيرد.
در رجال كشي از حضرت باقر (ع) روايت شده كه مي‌فرمود:«ذاك سلمان المحمدي أن سلمان منا أهل البيت انه كان يقول للناس: هربتم من القرآن إلى الأحاديث وجدتم كتابا دقيقاً حوسبتم فيه على النقير والقطمير والفتيل وحبة خردل فضاق عليكم وهربتم إلى الأحاديث التي اتسعت عليكم».
مضمون حديث شريف آن است كه در نزد امام محمد باقر (ع) نام سلمان برده شد حضرت فرمودند: او سلمان محمدي است, همانا سلمان از ما اهل بيت است او بود كه همواره به مردم مي‌گفت: شما مردم از قرآن گريخته به احاديث پناه برديد از آن جهت كه قرآن را كتابي يافتيد كه شما را بر نقير و قطمير و فتيل و خردل (يعني به اندك چيزي چون پوستة هستة خرما و خال پشت هسته) به حساب مي‌كشد، از اين جهت بر شما پذيرش قرآن سخت آمد و به تنگنا افتاديد، لذا به احاديث پناه برديد زيرا بر شما گشايش داد!!!(1) .
با اينكه در ابتداء و زمان حيات رسول الله (ص) نقل احاديث كم اتفاق مي‌افتاد و از جهت اينكه مبادا عبارات احاديث با آيات قرآن مشتبه و مخلوط گردد، از نقل آن جلوگيري مي‌شد و بنا به پاره‌اي از روايات، تنها از ميان اصحاب به عبدالله بن عمرو بن العاص اجازه داده شد بود كه آنچه از پيغمبر خدا (ص) مي‌شنود بنويسد و ديگران چنين حقي نداشتند تا بدانجا كه ابوبكر بنا به نقل دخترش عايشه در حدود پانصد حديث از رسول خدا (ص) در دفترچه‌اي نوشته بود ولي شبي كه تا صبح مضطرب بود «على الطليعه» آب يا آتشي از دخترش خواست و آن احاديث را از ترس آنكه مبادا تخليط شده باشد از بين برد! با اين حال بعدا يعني پس از گذشت يك قرن كه نوشتن احاديث به فرمان عمر بن عبدالعزيز آزاد شد بازار حديث آن چنان رواج گرفت كه كثرت و حفظ و نقل آن يكي از مفاخر و امتيازات آن زمان گرديد! و كار به جايي رسيد كه خريد و فروش آن گرانبهاترين متاع روزگار شد!!!. 
و بالاخره كثرت احاديث در زمان احمد بن حنبل به حدي رسيد كه او مسند خود را كه اكنون سي و چند هزار حديث است از ميان يك ميليون حديث انتخاب و تأليف كرد! و امام بخاري، صحيح خود را كه اكنون قريب هفت هزار حديث است از ميان هفتصد و پنجاه هزار حديث تدوين كرد و همچنين مسلم صحيح خود را كه كمتر از صحيح بخاري است از سيصد هزار!.
اين عمل آن روز به مسلماناني كه امروز به طائفه عامه و سني مشهور اند منحصر نبود، بلكه در گروهي كه امروز شيعه ناميده مي‌شوند و در آن روزگار رافضي خوانده مي‌شدند و درحقيقت احزاب غير علني بودند، شدتش بيشتر بود، زيرا معارف و آثار ايشان تحت كنترل و چندان مشهور نبود و در يك گروه وحزب خاصي باقي نمي‌ماندند و همه روزه در استتار و انتشار و انفجار بودند! و گاه از يك گروه، ده گروه يا بيشتر انشعاب كرده و جدا مي‌شدند!.
جعالان كذاب اكثرا در عراق بودند به طوري كه گفته‌اند در يك هزار حديث محدثين عراق، 999 حديث دروغ و يك حديث ديگر نيز محل ترديد است !!.
به ناچار حقيقت را بايد پذيرفت كه كساني كه آن روز با اسلام دشمني داشتند غالبا خود را در رديف شيعيان علي (ع) درآورده و ضربتي مهلك بر پيكر اسلام وارد ميكردند كه مهمترين حربه شان جعل حديث بود!!.
اين حقيقت آنگاه مورد تصديق قرار خواهد گرفت كه كتب ملل و نحل را خصوصا كتبي كه علماي بزرگ شيعه، در اين خصوص نوشته‌اند ‌مطالعه شود، از قبيل كتاب المقالات و الفرق «سعد بن عبدالله ا لاشعري القمي» متوفي 301 هجري كه خود از اعلام شيعه و از خواص اصحاب ائمه (ع) بوده و كتاب فرق الشيعه أثر «أبو محمد حسن بن موسي النوبختي» متوفي 300 هـ كه او نيز از بزرگان علماي اين فرقه است. اكثر فرق خارج از دين حق را از شيعه شمرده‌اند چون سبائيه و كيسانيه و مغيريه و سرحوبيه و رافضيه و اسماعيليه و فطحيه و واقفيه و خطابيه و نميريه و غيرهم. و نام مبارك علي (ع) و مظلوميت آن حضرت و فرزندان بزرگوارش كه به حُسن شهرت در بين مسلمين ممتاز بودند، پناهگاهي بود براي بد انديشان و بي ديناني كه در صدد ويراني بنيان اسلام بودند و بدين ترتيب بود كه با جعل احاديث و احداث مذاهب توانستند پيكر شريف جامعه اسلامي را قطعه قطعه كنند!.
پس چنانكه ديديم جعل احاديث دو انگيزه داشت نخست براي فرار از قرآن: تا به وسيله اشتغال و توجه به آن از انذارات و تخويفات آن در امان باشند و براي اجراي شهوات وسعت و آزادي داشته باشند و منظور دوم و مهمتر تخريب بنيان اسلام بود و هر گروه انگيزه‌اي داشت و گاه در يك گروه هر دو انگيزه موجود بود!.
شما به همين دوكتابي كه از اين دو عالم شيعه (سعد بن عبدالله اشعري و حسن بن موسي نوبختي) است، مراجعه كنيد و ببينيد فرقي كه تأسيس مذاهب و جعل اخبار مي‌كردند چگونه احكام حلال و حرام اسلام را براي تضييع هدف قرار مى‌داند و مردم را به ارتكاب محرمات تشويق مي‌نمودند!.
مثلا فرقه‌اي از اصحاب ابي الخطاب كه آن روز فرقه‌اي از شيعه را تشكيل می‌دادند طبق نقل المقالات و الفرق (ص 51 چاپ تهران)
«أحلوا المحارم من الزنا والسرقة وشرب الخمر و تركوا الزكاة والصلاة والصيام والحج وأباحوا الشهوات بعضهم لبعض».
- امور حرام چون زنا و دزدي و شرب خمر را حلال شمرده و پرداخت زكات و ا