يد كه از بزرگان علماي قم است جماعتي از شيوخ قم از جنابش حكايت كرده‌اند كه فرموده است: محمد بن ارومه مطعون به غلو است.
ب / در مجمع الرجال 5/160 غضائري نيز مي‌فرمايد: «محمد بن ارومه أبو جعفر القمي اتهمه القميون بالغلو». محمد بن ارومه را علماي قم به غلو نسبت داده‌اند.
ج / شيخ طوسي در«فهرست » ص170 مي‌فرمايد: «محمد بن ارومه له كتب الحسين بن سعيد وفي رواياته تخليط أخبرنا بجميعها إلا ما كان فيها من تخليط أو غلو، وقال أبو جعفر بن بابويه، محمد بن ارومه طعن عليه بالغلو».
محمد بن ارومه را كتابهايي است چون كتب حسين بن سعيد و در روايات او حق و باطلي است كه ما را به جميع آن خبر داده‌اند جز آنكه در آن «باطل و غلو است، و صدوق نيز بر او به غلو طعن زده است.
د / در رجال حلي ص252 نيز اين صفات زشت را بر او مي شمارد و در آخر مي‌فرمايد:والذي أراده التوقف في روايته» . من معتقدم كه در روايت او بايد توقف كرد (و آن را نبايد نپذيرفت).
27- محمد بن اسلم: رجال حلي ص 255: يقال أنه كان غلو كننده اً فاسدالحديث» او هم غلو كننده و هم حديثش فاسد است.
28- محمد بن الحسن بن جمهور:
أ / مجمع الرجال ج5 ص 184 (غض): «محمد بن الحسن بن جمهور أبو عبدالله القمي غالٍ فاسد الحديث لايكتب حديثه و رأيت له شعراً يحلل فيه محرمات الله عز وجل». او علاوه بر اينكه غلو كننده و فاسد المذهب و حديثش قابل نوشتن نيست، ‌شعري از او ديده ام كه حرامهاي خدا را در آن حلال شمرده است.
ب / رجال نجاشي ص260 او را به همين صفت نكوهيده معرفي كرده و مي‌فرمايد: «وقيل فيه أشياء الله أعلم بها من عظمها». در باره او سخناني گفته اند، و چيزهايي هست كه از بزرگي خباثت آن خدا آگاهتر است.
29- محمد بن حسن بن شمعون:
أ / در مجمع الرجال ص 187 غضائري فرموده است : «أصله بصري واقفي ثم غلا ضعيف متهافت لا يلتفت إليه وإلى مصنفاته».
محمد بن حسن بن شمعون از مردم بصره است او در مذهب، واقفي است، اما بعدا غلو كننده شده است، ضعيف تناقص گويي است كه نبايد به او و تصنيفاتش اعتناء و التفاتي داشت.
أ / در رجال نجاشي ص 258: «محمد بن حسن بن شمعون أبو جعفر بغدادي واقف ثم غلا كان ضعيفاً جداً فاسد المذهب». او هم واقفي و هم غلو كننده و هم ضعيف و هم فاسد المذهب است.
ج / رجال علامه حلي ص 252 نيز همين صفات نكوهيده را در مذمت اين واقفي غلو كننده ضعيف الحديث فاسد المذهب بر مي‌شمارد.
30- محمد بن سليمان الديلمي: دركتب رجال ترجمه حالش چنين است: 
أ / رجال نجاشي ص 282: «محمد بن سليمان الديلمي ضعيف جداً لا يعول عليه في شيء». ضعيفي است كه در هيچ گفته‌اي نمي‌توان به او تكيه كرد.
ب / در مجمع الرجال 5/219 غضائري مي‌فرمايد: «محمد بن سليمان زكريا الديلمي أبوعبدالله ضعيف في حديثه مرتفع في مذهبه لايلتفت إليه». او درحديث، ضعيف و در مذهب، غلو كننده و اصلا قابل اعتناء نيست.
ج / علامه حلي در رجال خود ص 255 همان عبارت نجاشي را در مذمت او مي‌آورد.
31-  محمد بن سنان: ما اين غلو كننده بد نام را كه از كذابان مشهور است،‌ در اين كتاب معرفي كرده ايم در اينجا فقط به ذكر چند حديث از احاديث كذب و غلو آميز او مي پردازيم. و ترجمه حالش را به خود كتاب وا مي گذاريم. 
(ترجمه محمد بن سنان در قسمتهاي قبلي كتاب راه نجات از شر غلات گذشت(16) ).
أ / كامل الزيارة ص 67: « ... عن محمد بن سنان عن أبي سعيد القماط عن ابن ابي يعفورعن أبي عبدالله (ع) قال: بينما رسول الله (ص) في منزل فاطمه ‘ والحسين في حجره إذ بكى و خر ساجداً ثم قال : يا فاطمة بنت محمد إن العلي الأعلى ترائي في بيتك هذا في ساعتي هذه في أحسن صورة واهبأ هيئة و قال لي يا محمد أتحب الحسين؟ فقلت نعم قرة عيني و ريحانتي و ثمرة فؤادي و جلده مابين عيني، فقال لي يا محمد و وضع يده على رأس الحسين (ع) بورك من مولود عليه بركاتي وصلواتي و رحمتي و رضواني، ولعنتي و سخطي و عذابي و خزي و نكالي على من قتله و ناصبه ناواه و نازعه أما أنه سيدالشهداء من الأولين و الآخرين في الدنيا والآخرة».
 - حضرت صادق (ع) فرموده است: درحالي كه رسول خدا (ص) در منزل حضرت فاطمه ‘ بود وحسين (ع) در دامن آن حضرت بود ناگهان به گريه در آمد و به سجده افتاد آنگاه فرمود: اي فاطمه دختر محمد همانا خداي علي اعلا در اين خانة تو و در همين ساعت در بهترين صورت و نيكوترين هيئت بر من نمايان شد، و گفت: اي محمد آيا حسين را دوست مي داري؟ من گفتم: آري او روشني چشمم و گلدسته ام و ميوه دلم و نور چشم من است، خداوند در حالي كه دستش را روي سر حسين گذاشته بود فرمود: مبارك باد مولودي كه بركات و صلوات و رحمت و رضوان من بر اوست و لعنت و خشم و عذاب و رسوايي و عقاب من بر كسي كه او را بكشد و نصب عداوت و دشمني با او كرده به كشمكش بپردارد. همانا او سيد شهيدان از اولين و آخرين در دنيا وآخرت است.
مي‌بينيد در اين حديث چگونه خدا به خانه‌ى فاطمه آمده وبراي نوازش حسين دست بر سر او مي گذارد و چنين و چنان مي‌گويد! اينها معارفي است كه در شناخت خدا مي خواهند به نام شيعيان علي عليه السلام به جامعه بشريت هديه كنند، آري محمد بن سنان از مشهورترين كذابان و غالياناست.
باز حديثي عجيب در ص 367 همين كتاب: «عن محمد بن سنان عن أبي سعيد القماط عن عمر بن يزيد بياع الساري عن أبي عبدالله (ع) قال: أرض الكعبة قالت من مثلي وقد بنى الله بيته على ظهري ويأتيني الناس من كل فج عميق و جعلت حرم الله وأمنه فأوحى الله إليها أن كفي وقري فوعزتي وجلالي ما فضل ما فضلت به فيما أعطيت به أرض كربلا إلا بمنزلة الإبرة طمست في البحر فحملت من ماء البحر ولولا تربة كربلا ما فضلتك ولولا ما تضمنه أرض كربلا ما خلقتك ولاخلقت البيت الذي افتخرت به فقري واستقري وكوني دنيا متواضعاً ذليلاً مهيناً غير مستنكف ولامستكبر لأرض كربلا وإلا سخت بك وهويت بك في نارجهنم».
 حضرت صادق (ع) فرمود: زمين كعبه گفت: كيست كه مانند من در حالي كه خدا خانه خود را بر پشت من بنا كرده است و مردم از هر درة ژرفناكي به سوي من آيند و من حرم امن إلهي شده‌ام، پس خدا به او وحي كرد كه بس كن و برجاي خود نشين كه به عزت و جلالم سوگند كه فضيلتي كه به تو داده ام در مقابل فضيلتي كه به زمين كربلا دادم چيزي نيست جز چنان سوزني كه در آب دريا فرو برند، پس مقداري از آب دريا را به خود گيرد، واگر خاك كربلا نبود تو را فضيلتي نمی‌دادم و اگر آنچه را كه خاك كربلا در بر گرفته است،‌ نبود اصلا تو را خلق نمي كردم و نيز خانه‌اي را كه تو بدان افتخار ميكني نمي‌آفريدم، پس آرام باش و برجاي خود بنشين و پست شو، متواضع باش، ذليل و خوار شو و در برابر زمين كربلا بدون استنكاف و استكبار باش، ‌وگرنه ترا فرو برده و به آتش جهنم مي افكنم. !!
آري اينهاست آن اسراري كه امامان (ع) جز به اين غاليانبي دين به كسي نگفته‌اند!!! خدا لعنت كند كاذبان و غلو كننده اني كه دين اسلام را بدين صورت به جهانيان ميشناسانند و اهل بيت رسول خدا (ص) را با اين كفريات به عالم معرفي مي‌كنند. و اينهاست همان دسيسه‌ها كه به منظور محو آثار اسلام به كار برده‌