مي‌پرسد كه اين پيغمبر (ص) مگر همان گونه كه دشمنانش مي‌گفتند: العياذبالله بي‌كار بود كه از يك طرف آن گونه آيات هول انگيز و جملات زهره گداز از جانب خدا بياورد كه خواب و آسايش را از هر مؤمن صاحب شعور سلب كند و از طرف ديگر با رهنمود به خواندن يك دعاي چند سطري و يك زيارت چند قدمي نه تنها خوانندة آن دعا و زائران قبر، مغفور و مالك هزاران حور و قصور خواهد شد بلكه ميليونها ثواب و اجور ديگر ازخدا طلبكار مي‌شود!! ؟
آيا اين تناقض نيست؟ و اگر نه ،‌پس تناقض چيست؟ شايد مطالعه و نظر در اين مختصر تا حدي خواننده‌ي صاحبنظر را به اين حقيقت رهبري كند!.
چنانكه گذشت جعل حديث كه از همان ابتدا براي مقاصد سياسي و به منظور دشمني با حقايق اسلامي صورت گرفت كه ما شرحي از آن را دركتاب ارمغان آسمان(2)  آورده‌ايم در مسأله دعا و زيارت و محبت و ولايت كه به وسيله آن موضوع خوف و خشيت را از دين بود و إلا نه اين دعاها را آن اثر و نه اين زيارتها را آن ثمر است!. وچنانكه قبلا آورديم زيارت اموات را در شريعت حضرت خير البريات اين بركات نيست!!.
در اينجا اين سؤال مطرح مي‌شود كه مسأله ثواب زيارت در اين امت منحصر با فرقه شيعه نيست بلكه در كتب اهل سنت نيز احاديثي در اين باب مي‌توان يافت،‌ از جمله در همان كتاب «وفاء الوفاء » سمهودي كه خود تاريخ قبر رسول خدا (ص) را آورده است و از آن مي‌توان دريافت كه در طول يك قرن پس از رحلت رسول خدا (ص) هيچ خبر و اثري از زيارت قبر آن حضرت در بين مسلمانان از اصحاب و تابعين نبود با اين حال در باره زيارت حدود هفده حديث ضبط شده است و علاوه بر آن سي و سه حديث از طريق شيعه آورده است!!.
البته پاره‌اي از اين احاديث از حيث متن و سند مكرر اند به طوري كه مي‌توان گفت تمام آنها منتهي مي‌شود به دو حديث!! كه آن دو را بيهقي در سنن الكبري (5/245) آورده است كه از حيث سند يكي مجهول و ديگري ضعيف است!!.
از هفده حديث سمهودي، نُه حديث آن مستند به «ابن عمر» است و ظاهراً تنها اين استناد از آن جهت است كه در ميان اصحاب رسول خدا (ص) تنها «عبدالله بن عمر» بوده است كه چون از سفري بر مي‌گشت به در خانه‌اي كه قبر رسول خدا (ص) و ابوبكر و پدرش(عمر) بود مي‌رفت و سلام مي كرد! لذا حديث سازان به عمل او استناد و احاديث را به او اسناد داده اند! و اگر دقت شود اكثر راويان آن مجاهيل بوده‌اند! و يكي از عجائب در اين احاديث آن است كه در بيشتر آنها اين جمله ديده مي‌شود كه:  «من زارني بعد مماتي فكأنما زارني في حياتي».
- هركه مرا بعد از مردنم زيارت كند همچون كسي است كه مرا در زنده بودنم زيارت كرده است!!.
 و همين عبارت نيز دليل بر بي اعتباري آن است!.
در هر منطقي ونزد هر عاقلي و حتي به مضمون خود همين احاديث، حيات بهتر از ممات است، حال بايد ديد مگر آنان كه در حيات رسول خدا (ص) او را زيارت كردند اما به زيارت كردن بعد از موت از آن بهره ور مي‌شوند؟ و چون حديث به كلمه «من» بدون مقيد بودن به صفتي ابتدا مي‌شود معلوم مي‌گردد كه هر كس باشد گو باش! يعني فرقي نمی‌كند بنابراين بسياري از زائرين آن حضرت در زمان حيات, كفار و منافقين بودند و زيارت آن حضرت نه تنها فضيلتي برايشان كسب نكرد بلكه بالعكس موجب خسارت ايشان گرديد و براي مؤمنين هم تنها زيارت آن حضرت كسب فضيلت نكرد بلكه آنچه موجب سعادتشان شد تبعيت از پيامبر و اعمال صالحه ايشان بود! چنانكه مشهور است اويس قرني كه آن حضرت را نديد بارها مورد مدح آن جناب بود كه:  «إني أشم رائحة الرحمن من جانب اليمن».
- رايحه رحمت پروردگار از سوي يمن به مشامم مي رسد.
و عبدالله بن ابي كه آن حضرت را بارها ديدار كرد مورد لعن خدا و رسول بود.
آنچه مسلم است به طور قطع و يقين حتي يكي از اين احاديث كه پنجاه باشد يا دو حديث، ‌از طرف پيغمبر (ص) صادر نشده است و گر نه اگر يكي از اين حديثها در زمان حيات رسول الله (ص) از آن حضرت شنيده شده بود از همان روز دفن آن جناب، مزارش مورد زيارت همه اصحاب بود! نه اينكه پس از گذشت يك قرن هنوز در خانه‌اي كه قبر آن حضرت است پالان پوسيده شتر درگوشه‌اي و ظرف خالي از آب در گوشه‌اي! و جاي پاي عمر روي خاكهاي مجاور قبر باقي مانده باشد!.
علاوه بر آنكه زيارت قبور نهي شده و در اسلام جز براي عبرت و تذكر موت بدان دستور داده نشده است بلكه طبق كتب رجال كساني كه احاديث زيارت را روايت كرده‌اند همگي از غلات وضعفاء و مجاهيل بوده‌اند كه ما حدود چهل نفر از آنان را كه احاديث زيارت بديشان مستند است درهمين مختصر به نقل از كتب أئمه رجال معرفي خواهيم كرد. و تو خود، حديث مفصل بخوان از اين مجمل!!.
پس اينگونه احاديث اگر براي تخريب دين نبود (كه بود) باري براي تأئيد دين نبوده ونيست! و خوانندة حقيقت جو در همين رساله مختصر كه ترجمه حال رجال و راويان اين احاديث را كه زيارت را با آن ثوابهاي كذائي براي ما ارمغان آورده‌اند هرگاه با دقت مطالعه كند درمييابد كه نه سند اين احاديث مقبول است ونه متن آن معقول! بلكه افكار خام و نابكار يك مشت غلوكننده و جاهل است كه اگر دشمن اسلام نبوده‌اند باري به حقايق آن هم راهي نيافته‌اند و علاقه‌اي نداشته‌اند: ﴿ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ﴾ (النور:40). «ظلمتهايى است يكى بر فراز ديگرى».
--------------------------------------------------------------------------------------
1) و (2)-كتاب مهج الدعوت ، چاپ جديد ، ص 76 و ص 138 از انتشارات كتابخانه سنائي.
2) ر.ك «ارمغان آسمان» ص 173. اين كتاب بيست و اندي سال قبل انتشار يافته و نيازمند تصحيح وتهذيب و تغيير برخي از مطالب است.احاديث اسلامي كه به هر صورت براي درك و فهم شريعت اسلامي از آن بي نياز نيستيم وسنت پيامبر و تفصيل مجملات آيات را از آن طريق مي‌توان به دست آورد, اما متأسفانه از همين رهگذر خسارتهاي سنگيني به احكام قرآن و اوامر و نواهي شريعت وارد شده است كه اشارتي اجمالا به پاره‌اي از آنها مي‌شود.
خسارت اين احاديث تنها منحصر به ثوابهاي بي حد و حساب زيارت و دعا و عزاداري و امثال آن كه نيروي محرك دين و شريعت را بي اثر بلكه بالعكس انسان را تبديل به جانور بلكه صدها مرتبه بدتر مي‌كند نيست!.
بلكه خسارتهايي كه ازنواحي ديگر و ضربات جان ربايي چون گرز و خنجر بر پيكر حقايق اسلامي وارد مى‌كند!.
مثلا صرف نظر از اينكه نماز را كه ركن مهم اسلام است به وسيله احاديث در پاره‌اي موارد شكلي ديگر !! زكات را كه اساس تأمين معيشت فقرا و هفت صنف ديگر  است و در حقيقت بودجة مملكت اسلامي است با چند حديث مجعول و نا معقول، منحصر به اشياء نه گانه چون شتر و گاو و گوسفند غير معلوف و طلا و نقره مسكوك و گندم وجو و مويز و خرماي مشروط به شرائط مخصوص مى‌كند، كه در اين زمان به صورتي نا معقول درآمده است، همچنين از طريق احاديث، خمسي را در جامعه‌ي شيعه رواج داده‌اند كه از خدا و پيغمبر در اين باره خبري و در عمل مسلمين صدر اول از آن اثري نيست!!(1) .
همچنين به استناد حديثي مجعول براي قبور ائمه و بناي آن املاك ومستغلات و اموال فراواني