» :  ( نگا : كهف‌ / 74 و 87 ) .‏
 
سوره طلاق آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و عقوبت اعمالشان را چشيده‌اند ، و عاقبت كار و بارشان زيان و خسران بوده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« وَ بَالَ » :  ( نگا : مائده‌ / 95 ، حشر / 15 ، تغابن‌ / 5 ) . « خُسْراً » : زيان . زيانكاري .‏
 
سوره آل عمران آيه  196

‏متن آيه : ‏

‏ لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ ‏

 

‏ترجمه : ‏

‏رفت و آمد ( پيروزمندانه ، و اشتغال به كسب و كار و تجارت و بسر بردن در ناز و نعمت ) كافران در شهرها ، تو را نفريبد .‏

 

‏توضيحات : ‏

‏« لا يَغُرَّنَّكَ » : تو را گول نزند . « تَقَلُّبُ » : گشت و گذار . آمد و شد ( نگا : نحل / 46 ) . غلْط خوردن در ثروت و نعمت . « بِلاد » : جمع بلد ، شهرها . جاها و سرزمينها .‏

 
سوره طلاق آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ عَذَاباً شَدِيداً فَاتَّقُوا اللَّهَ يَا أُوْلِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند براي ايشان عذاب شديدي را فراهم ساخته است ، پس اي خردمنداني كه مؤمن هستيد ، شما پرهيزگاري كنيد و خويشتن را از ( عذاب و خشم ) خدا به دور داريد . خدا كه براي شما قرآن را نازل فرموده است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ذِكْراً » : قرآن ( نگا : اعراف‌ / 63 و 69 ، حجر / 6 و 9 ) . « الَّذِينَ » : صفت يا بدل ( أُوْلي‌الألْبَابِ ) است .‏
 
سوره طلاق آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ رَّسُولاً يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِّيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحاً يُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللَّهُ لَهُ رِزْقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و پيغمبري را به ميانتان روانه كرده است كه آيات روشن خدا را برايتان مي‌خواند تا كساني را كه ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته كرده‌اند از تاريكي ( بطالت و ضلالت ) بيرون آورد و به روشنائي ( حقيقت و هدايت ) در آورد . كساني كه به خدا ايمان بياورند و كارهاي پسنديده بكنند ، خدا آنان را به باغهاي بهشتي داخل مي‌گرداند كه از زير ( كاخها و درختان ) آن رودبارها روان است . براي هميشه در آنجا ماندگار مي‌مانند ، و خدا روزيشان را خوب و نيكو مي‌گرداند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَسُولاً » : مفعولٌ‌به براي فعل محذوفي است كه مقام دلالت بر آن دارد . تقدير چنين است : أَرْسَلَ رَسُولاً . « يَتْلُو » : در رسم‌الخطّ قرآني الف زائدي به دنبال دارد . « أَبَداً » : ذكر اين واژه پس از ( خَالِدِينَ ) تأكيدي بر خلود و ماندگاري محسوب است .‏
 
سوره طلاق آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خدا همان است كه هفت آسمان را و همانند آن زمين را آفريده است . فرمان ( خدا ) همواره در ميان آنها جاري است ( و تدبير هدايت و رهبري او ، لحظه‌اي از جهان بزرگ هستي برداشته نمي‌شود ، اين آفرينش عظيم بدان خاطر است ) تا بدانيد خداوند بر هر چيزي توانا است ، و آگاهي او همه چيز را فرا گرفته است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الأرْضِ مِثْلَهُنَّ » : هفت آسمان و به اندازه آن ، زمين را آفريده است . عدد هفت براي كثرت است ، و در اين صورت منظور از هفت آسمان و هفت زمين ، تعداد بيشمار و خارج از اندازه كواكب آسماني و كراتي مشابه زمين است .  ( نگا : بقره‌ / 29 ، اسراء / 44 ، مؤمنون‌ / 86 ، فصّلت‌ / 12 ) . امّا اگر عدد هفت براي شماره محدود باشد ، آنچه ما مي‌بينيم و دانش بشر به آن احاطه دارد ، همه مربوط به آسمان و زمين اوّل است ، و ماوراي اين ثوابت و سيّارات ، شش عالم ديگر وجود دارد كه از دسترس علم ما بيرون است ( نگا : صافّات‌ / 6 ، فصّلت‌ / 12 ، ملك‌ / 5 ) . « مِثْلَهُنَّ » : اشاره به زمينهاي متعدّدي است كه در عالم هستي وجود دارد . تا آنجا كه بعضي از دانشمندان ستاره‌شناس مي‌گويند ، تعداد كراتي كه مشابه كره زمين بر گرد خورشيدها در پهنه هستي گردش مي‌كنند حدّاقلّ سيصد ميليون كُره است ( نگا : المراغي ) . « يَتَنَزَّلُ الأمْرُ بَيْنَهُنَّ » : فرمان خدا و قضا و قدر او در ميان آنها جاري و حكمفرما است . خدا است كه حكم خود را درباره آنها به مرحله اجرا در مي‌آورد و كار و بار جهان را مي‌گرداند .  ( نگا : سجده‌ / 4 ) .‏
 
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5834.txt">آيه  1</a><a class="text" href="w:text:5835.txt">آيه  2</a><a class="text" href="w:text:5836.txt"> آيه  3</a><a class="text" href="w:text:5837.txt">آيه  4</a><a class="text" href="w:text:5838.txt">آيه  5</a><a class="text" href="w:text:5839.txt"> آيه  6</a><a class="text" href="w:text:5840.txt"> آيه  7</a></body></html>سوره تحريم آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏اي پيغمبر ! چرا چيزي را كه خدا بر تو حلال كرده است ، به خاطر خوشنود ساختن همسرانت ، بر خود حرام مي‌كني‌ ؟ خداوند آمرزگار مهرباني است ( و تو را و همسران تو را مي‌بخشايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« لِمَ تُحَرِّمُ مَا » : چيزي كه پيغمبر آن را بر خود حرام فرمود ، خوردن عسل ، يا نزديكي با ماريه قبطي ، و يا نزديكي با همه همسران به مدّت يك ماه بود . اين تحريم ، تحريم شرعي نبود و بلكه پيغمبر سوگند مي‌خورد كه از اين به بعد عسل نخورد ، و يا به مدّت يك ماه از آميزش با همسران دوري بكند . چكيده روايت چنين است : همسر پيغمبر ، زينب دختر جحش كه عمّه‌زاده رسول و صاحب وجاهت بود ، اغلب از عسلي كه خويشاوندانش براي او هديّه مي‌آوردند ، به شوهر محبوب خود مي‌خورانيد . خويشاوندي و زيبائي او سبب گرديد بنا به سرشت انساني ، امّ‌المؤمنين حفصه ، و امّ‌المؤمنين عائشه بدو رشك برند . اين دو با يكديگر قرار مي‌گذارند ، وقتي كه پيغمبر به پيش هر يك از آن دو تشريف فرما شوند ، بدو عرض كنند : از وجود مبارك او بوي مغافير به مشام مي‌رسد . مغافير صمغ بدبوئي است كه از درختي به نام عرفط تراوش مي‌كند . هنگامي كه پيغمبر به پيش حفصه تشريف مي‌آورد ، بدو عرض مي‌كند : بوي مغافير استشمام مي‌شود ! رسول خدا مي‌فرمايد كه او عسل خورده است‌ ؛ نه مغافير . آن حضرت سوگند مي‌خورد ، ديگر عسل نخورد . نكند كه زنبوران عسل احتمالاً از مغافير تغذيه كنند ! از حفصه مي‌خواهد اين سخن ، رازي در ميان ايشان باشد ، تا ديگران نشنوند ، و عسل را به پيروي از قدوه خود بر خويشتن حرام نكنند . ولي مسأله پخش مي‌گردد ، و پيغمبر سوگند مي‌خورد كه تا يك ماه با همسران خويش نزديكي نخواهد كرد