 ( از لحاظ كاربرد و گيرائي الفاظ ، و والائي و هم‌آوايي معاني ، در اعجاز ) همگون و ( مطالبي چون مواعظ و براهين و قصص ، و مسائل مقابل و مختلفي همانند : ايمان و كفر ، حق و باطل ، هدايت و ضلالت ، خير و شر ، حسنات و سيّئات ، بهشت و دوزخ ، البتّه هر بار به شكلي تازه و به شيوه‌اي نو ، در آن ) مكرّر است . از ( شنيدن آيات ) آن لرزه بر اندام كساني مي‌افتد كه از پروردگار خود مي‌ترسند ، و از آن پس پوستهايشان و دلهايشان ( و همه وجودشان ) نرم و آماده پذيرش قرآن خدا مي‌گردد ( و آن را تصديق و بدان عمل مي‌كنند ) . اين ( كتاب مشتمل بر ) رهنمود الهي است و خدا هر كه را بخواهد در پرتو آن راهياب مي‌سازد ، و خدا هر كه را گمراه سازد ، اصلاً راهنما و راهبري نخواهد داشت .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَحْسَنَ الْحَدِيثِ » : زيباترين كلام و بهترين سخن . مراد قرآن است . « كِتَاباً » : بدل از ( أَحْسَنَ ) است . « مُتَشَابِهاً » : همگون و همسان . مراد اين است كه جملگي قرآن از لحاظ لفظي و معنوي همگون در اعجاز است . در سراسر قرآن ، الفاظ به گونه زيبا و بجا به كار رفته‌اند ، و معاني بدون كمترين تناقض و تضاد استعمال شده‌اند . « مَثَانِيَ » : جمع مثنّي ، مكرّر . مراد اين است كه احكام و مواعظ و قصص و غيره در موارد متعدّد به شكلهاي متفاوت و صورتهاي مختلف تكرار شده‌اند تا خوب فهم و در مغزها جايگزين شوند . يا اين كه مثنّي به معني دو تا و جفت يكديگر است . يعني مسائل و مطالب مقابل يكديگر در قرآن آمده است كه در هر دو بخش اعجاز قرآن پيدا و هويدا است . از قبيل : ايمان و كفر . حق و باطل ، هدايت و ضلالت ، خير و شرّ ، حسنات و سيّئات ، بيم و اميد . « تَقْشَعِرُّ » : بر خود مي‌لرزد . « تَلِينُ » : نرم مي‌گردد . مي‌گرايد . مراد رام و پذيراي قوانين و احكام قرآن شدن و تسليم حقائق و معاني آن گشتن است . « ذِكْرِ اللهِ » : قرآن خدا ( نگا : زمر / 22 ) .‏
 
آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آيا كسي كه عذاب بد ( و سوزناك دوزخ ) را در روز قيامت با چهره و صورت از خود دور مي‌سازد ( زيرا دست و پاي وي در غل و زنجير است ، همانند كسي است كه در آن روز در نهايت امنيّت و خوشي بسر مي‌برد ؟ در آن روز ) به ظالمان گفته مي‌شود : بچشيد ( كيفر ) كارهائي را كه كرده‌ايد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَفَمَن يَتَّقِي . . . » : هنگامي كه خطري متوجّه صورت مي‌شود ، انسان دست و بازو و ساير اعضاي پيكر خود را سپر آن قرار مي‌دهد تا چهره را از خطر مصون كند . امّا در دوزخ ، حال دوزخيان به گونه‌اي است كه بايد با صورت از خود دفاع كنند . چرا كه دست و پاي دوزخيان در غل و زنجير است ( نگا : يس‌ / 8 ، انسان‌ / 4 ) . جواب ( مَنْ ) محذوف است و تقدير چنين است : أَفَمَن يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كَمَنْ هُوَ ءَامِنٌ مِّن كُلِّ مَكْرُوهٍ ، وَ مُتَنَعِّمٌ فِي الْجِنَانِ . « ذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ » :  ( نگا : عنكبوت‌ / 55 ) .‏
 
آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَاهُمْ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( ستمگران تصوّر نكنند فقط در آخرت دچار عذاب مي‌گردند و در اين جهان در امان مي‌مانند ) كساني كه قبل از ايشان بوده‌اند ( و پيغمبران ما را ) تكذيب كرده‌اند ، عذاب ( الهي به گونه‌اي و ) از جائي دامانشان را گرفته است كه ( انتظارش را نداشته و ) بدان پي نبرده‌اند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن قَبْلِهِمْ . . . » : پيش از اين كافران و مشركانِ فعلي . « مِنْ حَيْثُ » : از جائي كه .‏
 
آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند خواري و رسوائي را در زندگي دنيا بديشان چشانده است ، و قطعاً عذاب آخرت ( آنان از عذاب ذلّت و پستي همين جهان ايشان ، بسيار سخت‌تر و ) بزرگتر است اگر بدانند ( و اهل سنجش و بينش باشند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْخِزْيَ » : خواري و پستي . رسوائي و بدنامي ( نگا : بقره‌ / 85 و 114 ، مائده‌ / 33 و 41 ) . « أَكْبَرُ » : بزرگتر . مراد سخت‌تر و شديدتر و دردناكتر است .‏
 
آيه  27
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ما در اين قرآن براي مردمان هر نوع مثلي را ( كه براي رهنمود و بيداري ايشان مفيد باشد ) بيان داشته‌ايم ، تا اين كه آنان پند گيرند و هوشيار گردند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِن كُلِّ مَثَلٍ » : هر نوع مثلي كه مفيد بوده و براي عبرت و هدايت لازم باشد .‏
 
آيه  28
‏متن آيه : ‏
‏ قُرآناً عَرَبِيّاً غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏قرآن فصيحي كه به زبان عربي ( نازل شده ) است و خالي از هر گونه كژي ( ظاهري ) و نادرستي ( معنوي ) است‌ ؛ شايد كه ايشان پرهيزگاري پيشه كنند ( و در پرتو فهم قرآن ، خويشتن را از خواري دنيا و عذاب سخت آخرت برهانند و به دور دارند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« قُرْءَاناً عَرَبِيّاً » : قرآني كه به زبان عربي است . قرآني كه فصيح و رسا است .  ( قُرْءَاناً ) حال مؤكّده ( الْقُرْءَانِ ) است . واژه ( عَرَبِيّاً ) به معني عربي يا فصيح است . « عِوَجٍ » : كژي و نادرستي . مراد اين است كه قرآن هم از لحاظ قوانين دستوري ، و هم از نظر محتوا و معاني ، نقص و عيبي ندارد ( نگا : كهف‌ / 1 ) .‏
 
آيه  29
‏متن آيه : ‏
‏ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَّجُلاً فِيهِ شُرَكَاء مُتَشَاكِسُونَ وَرَجُلاً سَلَماً لِّرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏خداوند مثالي زده است : مردي را كه برده شريكاني است كه پيوسته درباره او به مشاجره و منازعه مشغولند ( و هر كدام او را به كاري دستور مي‌دهد و او در ميان دستورهاي ضدّ و نقيض ايشان سرگردان و ويلان است ) ، و مردي را كه تنها تسليم يك نفر است ( و تحت سرپرستي او خطّ و برنامه‌اش مشخّص است و لذا سرگردان و حيران در ميان اين و آن نيست ) . آيا اين دو ( برده كه نمونه مشرك و موحّدند ) برابر و يكسانند ؟  ( هرگز ) . حمد و سپاس تنها خدا را سزا است ( نه بتها و انبازها و معبودهاي دروغين را ) و ليكن بيشتر آنان نمي‌دانند ( و اين حقيقت را فراموش كرده‌اند ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَجُلاً » : بدل از ( مَثَلاً ) است . « مُتَشَاكِسُونَ » : افراد درگير جنگ و نزاع . كشمكش كنندگان . « سَلَماً » : خالص . دربست . مراد اين است كه چنين برده‌اي بر كنار از دعوا و گير و دار اربابان متفرّق است و دربست متعلّق به كسي است . « مَثَلاً رَّجُلاً » : كنايه از مشرك است . يعني شخص مشرك با پرستش معبودهاي متعدّد ، سرگردان و ويلان و بي‌پناه و بي‌نوا است . « رَجُلاً سَلَماً » : كنايه از موحّد 