ران و رنگهائي چون آن است . در اين صورت صفت است . « خُوَارٌ » : صداي گاو . « إتَّخَذُوهُ » : آن را معبود خود كردند . درباره گوساله سامري مراجعه شود به :  ( بقره / 51 و 54 و 92 و 93 ، نساء / 153 ، طه / 85 - 91 ) .‏
 
آيه  149
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا سُقِطَ فَي أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْاْ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّواْ قَالُواْ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه پشيمان و سرگردان شدند و دانستند كه گمراه گشته‌اند ، گفتند : اگر پروردگارمان بر ما رحم نكند و ما را نيامرزد ، بيگمان از زيانكاران خواهيم بود .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ » : بسي پشيمان شدند و افسوس فراوان خوردند . در اصل دست خود را گاز گرفتن و چانه بر دست ندامت افگندن است . واژه ( في ) به معني ( عَلي ) است .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1297.txt">آيه  150</a><a class="text" href="w:text:1298.txt">آيه  151</a><a class="text" href="w:text:1299.txt">آيه  152</a><a class="text" href="w:text:1300.txt">آيه  153</a><a class="text" href="w:text:1301.txt">آيه  154</a><a class="text" href="w:text:1302.txt">آيه  155</a></body></html>آيه  150
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَى إِلَى قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفاً قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِيَ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الألْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَكَادُواْ يَقْتُلُونَنِي فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه موسي ( از مناجات ) به پيش قوم خود خشمگين و اندوهناك بازگشت ، گفت : پس از ( رفتن من به مناجات ) چه بد جانشينيِ مرا انجام داديد . آيا بر فرمان پرودگارتان ( مبني بر انتظار رجوع من از ميعادگاه طور و مراعات پيمان خود با من ) شتاب ورزيديد ؟ موسي الواح را بينداخت و ( موي ) سر برادرش ( هارون ) را گرفت و آن را به سوي خود كشيد ( چرا كه او را مقصّر مي‌ديد . هارون ) گفت : اي پسر مادرم ! اين مردمان مرا درمانده و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند ، پس دشمنان را به من شاد مكن و مرا از زمره قوم ستم‌پيشه مدان .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غَضْبَانَ » : خشمگين . حال اوّل است . « أَسِفاً » : اندوهگين . حال دوم است . « إبْنَ اُمَّ » : پسر مادر . اداي سخن بدين شيوه ، براي بر سر مهرآوردن و عطوفت است . منادا است و هر دو واژه به منزله يك واژه مركّب همچون ( خَمْسَه عَشَرَ ) بشمار آمده است . « لا تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَآءَ » : دشمنان را به من شاد مكن . از مصدر ( إِشْمات ) به معني مسرور كردن . ثلاثي مجرّد آن ( شَمَاتَة ) است ، به معني : از گرفتاري دشمن و مصيبت او شاد شدن .‏
 
آيه  151
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( هنگامي كه پاكي و بي‌گناهي هارون براي موسي مسلّم شد ) گفت . پروردگارا ! بر من و برادرم ببخشاي ( و از كاري كه من در حق هارون كردم و از قصور احتمالي او در امر جانشيني صرف نظر فرماي ) و ما را به رحمت خود داخل كن و ( ما را لطف خويشتن شامل كن . چرا كه ) تو از همه مهربانان مهربانتري .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏. . .‏
 
آيه  152
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيَا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُفْتَرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏آنان كه ( همچون سامري و راهروانش ) گوساله را معبود خود كردند ، خشم عظيمي از سوي پروردگارشان ايشان را ( در آخرت ) فرا مي‌گيرد ، و خواري شديدي در دنيا بديشان دست مي‌دهد . كساني را هم كه ( به خدا ) دروغ بندند ( و جز او را بپرستند ) اين چنين جزا و سزا مي‌دهيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« كَذلِكَ » : همچون كيفر ايشان . « الْمُفْتَرِينَ » : بهتان و تهمت‌زنندگان . كساني كه به ناروا چيزهائي گويند و دروغهائي به هم بافند .‏
 
سوره فاتحه
 آيه  1
‏متن آيه : ‏
‏ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ‏
 ‏ترجمه : ‏
‏به نام خداوند بخشنده مهربان .‏
‏توضيحات : ‏
‏« بِسْمِ » : فراهم آمده است از ( بِ ) و ( اِسْمِ ) . يعني : كارم را با نام خدا آغاز ميكنم ؛ نه به نام چيز ديگري ، و نه به فرمان دل يا كس ديگري . واژه ( اِسْم ) از ماده ( سُمُوّ ) به معني عُلُوّ ، يا ( وسم ) به معني علامت و نشانه است . « اللهِ » : اسم خاصّ است براي خدا . اصل آن ( إِلاه ) بوده و مصدري است بر وزن ( فِعال ) به معني مفعول ، يعني ( مَأْلُوه ) به معني معبود ميباشد . همان گونه كه مصدر ( خَلْق ) به معني مخلوق است ( نگا : لقمان / 11 ) . « الرَّحْمنِ » : داراي مهر فراوان ( نگا : أعراف / 156 ) . « الرَّحِيمِ » : داراي مهر هميشگي .‏
آيه  95
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏ولي آنان به خاطر ( اعمال بدي كه انجام دادهاند و ) آنچه پيش از خود فرستادهاند ، هرگز آرزوي مرگ نميكنند ، و خداوند از حال ستمگران ( چون ايشان ) آگاه است ( و بهشت از آن پرهيزگاران است ؛ نه خاصّ افرادي همسانشان ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِمَا » : به سبب چيزي كه . « قَدَّمَتْ » : انجام داده است . پيشاپيش فرستاده است . « أَيْدِي » : دستها . جمع ( يَد ) كه ميتواند كنايه از خود شخص يا قدرت او نيز باشد .‏
 
آيه  153
‏متن آيه : ‏
‏ وَالَّذِينَ عَمِلُواْ السَّيِّئَاتِ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِهَا وَآمَنُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏كساني كه كارهاي زشتي ( چون كفر و معاصي ) انجام دهند و سپس توبه كنند و ( از آنها دست بكشند و به سوي خدا برگردند و حقيقه ) ايمان بياورند ، خداي تو بعد از آن ( توبه كه با بودن ايمان پذيرفتني است ، نسبت بدانان ) بس آمرزنده و مهربان است ( و ايشان را به درگاه خود مي‌پذيرد و از اشتباهات و گناهانشان در مي‌گذرد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« ءَامَنُوا » : ذكر خاصّ بعد از عام است . چرا كه توبه از كفر و معاصي ، خود ايمان بشمار است . « مِن بَعْدِهَا » : ضمير ( ها ) در اوّلي به سيّئات ، و در دومي به توبه برمي‌گردد . « إِنَّ رَبَّكَ . . . » : اين جمله خبر ( الَّذِينَ ) است و ضمير عائد محذوف است . تقدير چنين مي‌شود : إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِها لَغَفُورٌ لَّهُمْ ، رَحِيمٌ بِهِمْ .‏
 
آيه  154
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا سَكَتَ عَن مُّوسَى الْغَضَبُ أَخَذَ الأَلْوَاحَ وَفِي نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه خشم موسي فرو نشست ، الواح ( تورات را از زمين ) برگرفت ، الواحي كه در نوشته‌هاي آن سراسر هدايت و رحمت براي كساني بود كه از پروردگار خود مي‌ترسيدند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَكَتَ » : خاموش شد . فرو نشست . « فِي نُسْخَتِهَا » : در نوشته‌هاي آن . نُسْخه به معني منسوخ ، يعني مكتو