وا » : اگر غالب شوند . اگر چيره گردند ( نگا : توبه‌ / 8 ) . « يَرْجُمُوكُمْ » : شما را سنگسار مي‌كنند . شما را سنگ‌باران مي‌كنند ( نگا : هود / 91 ) . « مِلَّة‌ » : دين . آئين .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2487.txt">آيه  21</a><a class="text" href="w:text:2488.txt">آيه  22</a><a class="text" href="w:text:2489.txt"> آيه  23</a><a class="text" href="w:text:2490.txt"> آيه  24</a><a class="text" href="w:text:2491.txt"> آيه  25</a><a class="text" href="w:text:2492.txt">آيه  26</a><a class="text" href="w:text:2493.txt">آيه  27</a></body></html>سوره كهف آيه  21
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَذَلِكَ أَعْثَرْنَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَيْبَ فِيهَا إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَاناً رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏همان گونه ( كه آنان را به خواب طولاني فرو برديم ، و از آن خواب عميق بيدارشان نموديم ، مردمان شهر را ) هم متوجّه حالشان كرديم ،  ( بدان گاه كه ميان خود درباره رستاخيز كشمكش داشتند ) تا بدانند كه وعده خدا ( درباره رستاخيز و زندگي دوباره ) حق است ، و اين كه بدون شكّ قيامت فرا مي‌رسد .  ( در نتيجه ديدن ايشان ، اهل شهر به خدا و روز رستاخيز ايمان آوردند . سپس خداوند اصحاب كهف را به هنگام ديدار مردم از ايشان ، در ميان غار مي‌راند . مردمان درباره ايشان دو گروه شدند : بعضي از آنان ) گفتند : بر ( درِ غار ) ايشان ديواري درست كنيد ( تا كسي به غار نرود . چرا كه نمي‌دانيم آنان مرده‌اند يا دوباره به خواب عميق فرو رفته‌اند ) و پروردگارشان آگاه‌تر از ( هر كسي به ) وضع ايشان است . برخي ديگر كه اكثريّت داشتند ، گفتند : بر ( درِ غار ) ايشان پرستشگاهي مي‌سازيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَعْثَرْنا » : ديگران را متوجّه ساختيم . مطلع و باخبر كرديم . « السَّاعَةَ » : قيامت . « إذْ » : آن گاه . ظرف است و متعلّق است به فعل ( أَعْثَرْنا ) . « يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ » : مردمان درباره زندگي دوباره ، بين خود كشمكش داشتند . برخي زنده شدن را محال مي‌ديدند . برخي مي‌گفتند : روح و جسم زنده مي‌گردد . بعضي هم مي‌گفتند : فقط روح زنده مي‌شود و جسم جزو خاك مي‌گردد . « بُنْيَاناً » : بنياد . مراد ديوار بزرگ است ( نگا : صف‌ / 4 ) . « غَلَبُوا عَلَيا أَمْرِهِمْ » : كساني كه اكثريّت داشتند . كساني كه چرخش كار مردم در دست ايشان بود و بزرگان قوم بشمار مي‌آمدند . « مَسْجِداً » : پرستشگاه .‏
 
سوره كهف آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِم مَّا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاء ظَاهِراً وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِم مِّنْهُمْ أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( معاصران پيغمبر درباره تعداد نفرات اصحاب كهف به مجادله مي‌پردازند و گروهي ) خواهند گفت : آنان سه نفرند كه چهارمين ايشان سگشان بود ، و ( گروهي ) خواهند گفت : آنان پنج نفرند كه ششمين ايشان سگشان بود ؛ همه اينها سخنان بدون دليل است . و ( گروهي ) خواهند گفت : آنان هفت نفرند كه هشتمين ايشان سگشان بود ( و اينان از روي علم و آگاهي برگرفته از وحي ، سخن نخواهند گفت ) . بگو : پروردگار من از تعدادشان آگاه‌تر ( از هركسي است ) . جز گروه كمي تعدادشان را نمي‌داند . بنابراين درباره اصحاب كهف جز مجادله روشن ( و آرام با ديگران ) پيش مگير ( چرا كه مسأله چندان مهمّي نيست و ارزش دردسر را ندارد ) و پيرامون آنان ديگر از هيچ كس مپرس ( زيرا وحي الهي تو را بس است ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« رَجْماً بِالْغَيْبِ » : از روي ظنّ و گمان‌ ؛ نه دليل و برهان سخن گفتن ( نگا : سبأ / 53 ) . « مِرَآءً » : ستيزه . جدال . « مِرَآءً ظَاهِراً » : مجادله سطحي و مباحثه بدون طول و تفصيل . گفتگوي منطقي و مستدلّ . « فَلا تُمَارِ فِيهِمْ إِلاّ مِرَآءً ظَاهِراً » : درباره ايشان گفتگوي ساده و مختصر ؛ نه عميق و طويل داشته باش . راجع بديشان مباحثه روشن و مستدلّ داشته باش ( نگا : تفسير نمونه ) .‏
 
سوره كهف آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏درباره هيچ چيز ( بدون مقترن كردنِ سخن به مشيّت خدا ) مگو كه فردا آن را انجام مي‌دهم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« غَداً » : فردا . مراد آينده است .‏
 
آيه  197
‏متن آيه : ‏
‏ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏حجّ در ماههاي معيّني انجام ميپذيرد ( كه عبارتند از : شوّال و ذوالقعده و ذوالحجّه ) . پس كسي كه ( در اين ماهها با احرام يا تلبيه يا سوق دادن حيوان قرباني و شروع مناسك ديگر حجّ ) ، حجّ را بر خويشتن واجب كرده باشد ( و حجّ را آغاز نموده باشد ، بايد آداب آن را مراعات دارد و توجّه داشته باشد كه ) در حجّ آميزش جنسي با زنان و گناه و جدالي نيست ( و نبايد مرتكب چنين اعمالي شود ) . و هر كار نيكي كه ميكنيد خداوند از آن آگاه است . و توشه برگيريد ( هم براي سفر حجّ و هم براي سراي ديگرتان و بدانيد ) كه بهترين توشه پرهيزگاري است ، و اي خردمندان ! از ( خشم و كيفر ) من بپرهيزيد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ » : كسي كه با آغازكردن اعمال حجّ ، حجّ را بر خود واجب كرد . « رَفَثَ » : جماع . « فُسُوقَ » : سركشي و نافرماني . گناه و معصيت . « جِدَالَ » : مشاجره . ستيزه . « أُوْلِي الألْبَابِ » : خردمندان .‏
 
سوره كهف آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مگر اين كه بگوئي : ) اگر خدا بخواهد ( فردا چنين و چنان كنم . چرا كه تا اراده او نباشد چيزي و كاري انجام نمي‌پذيرد ) . و چون دچار فراموشي شدي ( و إِن شَآءَ الله را نگفتي ، همين كه به يادت آمد ) ، پروردگارت را به خاطر آور و ( إِن شَآءَ الله را بگو ، تا گذشته را جبران بكني و هميشه دلت با خدا باشد . هنگامي كه عزم انجام كاري كردي و آن را آويزه مشيّت خدا نمودي ) بگو : اميد است پروردگارم مرا ( به چيزي ) رهنمود كند كه از اين ( چيزي كه در مدّ نظر است ، سودمندتر و ) به خير و صلاح نزديكتر باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِذَا نَسِيتَ » : زماني كه إِن شَآءَ الله را فراموش كردي . « رَشَداً » : هدايت . رهنمود . خير و نفع . در اصل ( رَشَد ) به معني إرشاد و رهنمودي است كه منتهي به خير و منفعت شود ؛ ولي گاهي مثل اينجا خودِ خير و منفعت م