ر شهر گفتند : همسر عزيز ( مصر ) خواسته است كه خادم خويش را بفريبد و به خود خواند . عشق جوان ، به اندرون دلش خزيده است . ما او را در گمراهي آشكاري مي‌بينيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« الْعَزِيز » : والا مقام . مراد شاه مصر ، يا وزير اعظم است . « قَدْ شَغَفَهَا حُبّاً » : عشق يوسف به اندرون دل او خزيده است و وي را شيفته و شيداي خود كرده است . واژه ( حُبّاً ) تمييز است .‏
 
آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْماً وَعِلْماً وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏و هنگامي كه يوسف به رشد و كمال خود رسيد ( و به نهايت قوّت جسماني و عقلاني دست يافت ، نيروي ) داوري و دانائي بدو داديم ، و ما اين چنين ( كه پاداش يوسف را داديم ) پاداش ( همه ) نيكوكاران را مي‌دهيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَشُدّ » : رشد جسماني و عقلاني . « حُكْماً » : حكمت . داوري . نبوّت . « عِلْماً » : دانش تعبير خواب . تفقّه در دين . آگاهي از مصالح امور .‏
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1893.txt">آيه  31</a><a class="text" href="w:text:1894.txt">آيه  32</a><a class="text" href="w:text:1895.txt">آيه  33</a><a class="text" href="w:text:1896.txt">آيه  34</a><a class="text" href="w:text:1897.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:1898.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:1899.txt">آيه  37</a></body></html>آيه  31
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَآتَتْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِّنْهُنَّ سِكِّيناً وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلّهِ مَا هَذَا بَشَراً إِنْ هَذَا إِلاَّ مَلَكٌ كَرِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏هنگامي كه ( همسر عزيز ) نيرنگ ايشان را شنيد ،  ( كساني را ) دنبال آنان فرستاد ( و ايشان را به خانه خود دعوت كرد ) و بالشهائي برايشان فراهم ساخت ( و مجلس را با پشتيهاي گرانبها و ديگر وسائل رفاه و آسايش بياراست ) ، و به دست هر كدام كاردي ( براي پوست كندن ميوه ) داد ، سپس ( به يوسف ) گفت : وارد مجلس ايشان شو . هنگامي كه چشمانشان بدو افتاد ، بزرگوارش ديدند و ( به دهشت افتادند و سراپا محو جمال او شدند و به جاي ميوه ) دستهايشان را بريدند و گفتند : ماشاءالله ! اين آدميزاد نيست ، بلكه اين فرشته بزرگواري است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مَكْر » : نيرنگ . مراد سخنان ناجور و بدگوئيهاي زنان از زليخا است . « أَعْتَدَتْ » : آماده كرد . از ريشه ( عتد ) . « مُتَّكَئاً » : بالش . پشتي . « سِكِّيناً » : كارد . « حَاشَ لِلّهِ » : عبارتي است كه مراد از آن تنزيه خدا و شگفت از آفريدگان او است . برخي واژه ( حاشَ ) را اسم‌الفعل و برخي آن را فعل ماضي و مخفّف از ( حاشي ) دانسته‌اند .‏
 
آيه  32
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَتْ فَذَلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَلَقَدْ رَاوَدتُّهُ عَن نَّفْسِهِ فَاسَتَعْصَمَ وَلَئِن لَّمْ يَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَلَيَكُوناً مِّنَ الصَّاغِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( همسر عزيز ) گفت : اين همان كسي است كه مرا به خاطر ( عشق ) او سرزنش كرده‌ايد .  ( آري ! ) من او را به خويشتن خوانده‌ام ولي او خويشتنداري و پاكدامني كرده است . اگر آنچه بدو دستور مي‌دهم انجام ندهد ، بي‌گمان زنداني و تحقير مي‌گردد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إِسْتَعْصَمَ » : سرپيچي و خودداري كرد . پاكدامني نمود . « الصَّاغِرِينَ » : افراد پست . توهين و تحقيرشدگان .‏
 
آيه  33
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يوسف كه اين تهديد همسر عزيز و اندرز زنان مهمان براي فرمانبرداري از او را شنيد ) گفت : پروردگارا ! زندان براي من خوشايندتر از آن چيزي است كه مرا بدان فرا مي‌خوانند ، و اگر ( شرّ ) نيرنگ ايشان را از من باز نداري ، بدانان مي‌گرايم و ( دامن عصمت به معصيت مي‌آلايم و خويشتن را بدبخت مي‌نمايم و آن وقت ) از زمره نادان مي‌گردم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« السِّجْن » : زندان . « أَصْبُ » : عشق مي‌ورزم . مي‌گرايم . از ماده ( صبو ) .‏
 
آيه  34
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ كَيْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏پروردگارش دعاي او را اجابت كرد و ( شرّ ) كيد و مكرشان را از او بازداشت . تنها خدا است كه شنواي ( دعاهاي پناه‌برندگان به خود است و ) آگاه ( از احوال بندگان و مصالح ايشان ) مي‌باشد .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« صَرَفَ عَنْهُ » : از او برگرداند . از او دور داشت . از او بگردانيد .‏
 
آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ بَدَا لَهُم مِّن بَعْدِ مَا رَأَوُاْ الآيَاتِ لَيَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِينٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بعد از آن كه نشانه‌ها ( و علائم پاكدامني يوسف ) را ديدند ، تصميم گرفتند او را تا مدّتي زنداني كنند .  ( براي اين كه سر و صداها بخوابد و بلكه زن عزيز نيز بر سر عقل بيايد ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بَدَا لَهُمْ » : چنين به نظرشان رسيد . عزيز مصر و مردان او چنين صلاح ديدند . « الآيَاتِ » : نشانه‌هاي پاكدامني . دلائل عصمت و پاكي . « إِلَيا حِينٍ » : تا مدّت نامعلوم و نامحدودي .‏
 
آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانَ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْراً وَقَالَ الآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏دو جوان ( از خدمتگزاران شاه ) همراه يوسف زنداني شدند . يكي از آن دو گفت : من در خواب ديدم ( كه انگور براي ) شراب مي‌فشارم . و ديگري گفت : من در خواب ديدم كه نان بر سر دارم و پرندگان از آن مي‌خورند .  ( اي يوسف ! ) ما را از تعبير آن بياگاهان كه تو را از زمره نيكوكاران مي‌بينيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَرَانِي‌ » : خود را مي‌ديدم . « أَعْصِرُ » : مي‌فشارم . شيره آن را مي‌گيرم . « خُبْزاً » : نان . « نَبِّئْنَا » : ما را مطلع ساز .‏
 
آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لاَ يَأْتِيكُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُمَا بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَن يَأْتِيكُمَا ذَلِكُمَا مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لاَّ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( يوسف ) گفت : پيش از آن كه جيره غذائي شما به شما برسد ، شما را از تعبير خوابتان آگاه خواهم ساخت . اين ( تعبير رؤيا و خبر از غيب ) كه به شما مي‌گويم از چيزهائي است كه پروردگارم به من آموخته است ( و به من وحي فرموده است ) ، چرا كه من از ( ورود به ) كيش گروهي دست كشيده‌ام كه به خدا نمي‌گروند و به روز بازپسين ايمان ندارند .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« مِلَّةَ » : كيش . آئين . « تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ . . . » : مراد اين است كه از دخول به 