و واژه ، حال ضمير مستتر ( هُوَ ) در فعل مذكور است . « فَارَ » : فوران كرد . جوشيدن گرفت . « التَّنُّورُ » : سطح زمين ( نگا : قمر / 12 ) . چشمه‌ساران . تنور پخت و پز نان . كه جوشيدن آب از آن بيانگر دگرگوني و پيدايش حادثه‌اي نوظهور بود . « فَارَ التَّنُّورُ » : كنايه از آب زياد و همچنين شدّت خشم خدا است . همان گونه كه مي‌گويند :  ( حَميَ الْوَطيسُ ) : تنور گرم شد ، كه مراد گرمي معركه و كارزار است . « اثْنَيْنِ » : دوتا . مراد نر و ماده است . مفعول ( إِحْمِلْ ) است . « سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ » : درباره او قبلاً سخن رفت كه ( إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ ) است ( نگا : هود / 37 ) . اين فرمان شامل كافران به طور عام و شامل همسر نوح ( واعِلَة ) و پسرش ( كَنْعان ) به طور خاصّ است .‏
 
آيه  41
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ ارْكَبُواْ فِيهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( نوح خطاب به خاندان و بستگان باايمان خود و سائر مؤمنان ) گفت : سوار كشتي شويد ( و نترسيد ) كه حركت و توقّف آن با ياري خدا و حفظ و عنايت الله است ( و به هنگام ورود به كشتي و حركت آن ، و در وقت لنگر انداختن و خروج از آن ، نام خدا را بر زبان رانيد و از حضرت باري ياري بطلبيد ، و از او آمرزش گناهان خود را بخواهيد و بدانيد كه ) بيگمان پروردگار من بسيار آمرزنده و بس مهربان است .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« بِسْمِ اللهِ » : به نام خدا . با ياري و نگهداري و قوّت و قدرت خدا . « مَجْري‌ » : حركت . زمان حركت . مسير حركت . مصدر ميمي و اسم زمان و مكان است . « مُرْسي‌ » : لنگر انداختن . زمان ايستادن . لنگرگاه . مصدر ميمي و اسم زمان و مكان است و از ماده ( رسو ) مي‌باشد . « بِسْمِ اللهِ مَجْريها وَ مُرْساها » : اين جمله مي‌تواند متّصل به ( إِرْكَبُوا ) و حال از ضمير ( و ) بوده و تقدير چنين باشد : مُسَمّينَ اللهَ . يا اين كه : قائِلينَ بِسْمِ الله وَقْتَ إِجْرائِها وَ وَقْتَ إرْسائِها . و همچنين مي‌تواند كلام جداگانه‌اي باشد و مژده‌اي از سوي پروردگار به حفظ و حراست كشتي در همه احوال بشمار آيد .‏
 
آيه  42
‏متن آيه : ‏
‏ وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( مؤمنان سوار كشتي شدند و ) كشتي با سرنشينانش ( سينه ) امواج كوه پيكر را مي‌شكافت و ( همچنان ) به پيش مي‌رفت .  ( مهر پدري در ميان اين امواجي كه از سر و دوش هم بالا مي‌رفتند و روي هم مي‌غلطيدند ، موج گرفت ) و نوح پسرش را كه در كناري ( جدا از پدر ) قرار گرفته بود فرياد زد كه فرزند دلبندم با ما سوار شو و با كافران مباش ،  ( اگر به سوي خدا برگردي نجات مي‌يابي ، والّا با جملگي بي‌دينان هلاك مي‌گردي ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« تَجْرِي بِهِمْ » : كشتي سرنشينانش را در ميان امواجي چون كوه ، حركت مي‌داد . « فِي مَعْزِلٍ » . در كناري . در گوشه‌اي . « مَعْزِلٍ » . جاي جداگانه . مكاني دور افتاده . اسم مكان از عزلت است .‏
 
آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( پسر لجوج و مغرور نوح ) گفت : به كوه بزرگي مي‌روم و مأوي مي‌گزينم كه مرا از سيلاب محفوظ مي‌دارد ( و از غرقاب مصون . ) نوح گفت : امروز هيچ قدرتي در برابر فرمان خدا ( مبني بر غرق و هلاك‌شدن كافران ) پناه نخواهد داد مگر كسي را كه مشمول رحمت خدا گردد و بس .  ( در همين هنگام موجي برخاست و او را در كام خود فرو برد ) و موج ميان پدر و پسر جدائي انداخت و پسر در ميان غرق‌شدگان جاي گرفت ( و خيال خام ، او را از راه آب دنيا ، به آتش آخرت انداخت ) .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« سَئَاوَيا » : پناه خواهم برد . منزل و مأوي خواهم ساخت . « عاصِمَ » : بازدارنده و حفظ‌كننده . اين واژه مي‌تواند به معني ذي‌عصمت ، يعني محفوظ و مصون باشد ، و معني چنين شود : امروز هيچ كسي از مرگ نجات پيدا نمي‌كند مگر آن كسي كه مشمول رحمت خدا گردد . « حَالَ بَيْنَهُمَا » : ميان آن دو حائل شد و ميان آن دو جدائي انداخت ( نگا : انفال / 24 ، سبأ / 54 ) .‏
 
آيه  136
‏متن آيه : ‏
‏ قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏بگوئيد : ايمان داريم به خدا و آنچه ( به نام قرآن ) بر ما نازل گشته ، و آنچه بر ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب ، و اسباط ( يعني نوادگان يعقوب ) نازل شده است ، و به آنچه براي موسي و عيسي آمده است ، و به آنچه براي ( همه ) پيغمبران از طرف پروردگارشان آمده است . ميان هيچ يك از آنان جدائي نمياندازيم ( نه اين كه مثل يهوديان يا عيسويان ، بعضيها را بپذيريم و بعضيها را نپذيريم . بلكه همه پيغمبران را راهنماي بشريّت در عصر خود ميدانيم و كتابهايشان را به طور اجمال ميپذيريم ) و ما تسليم ( فرمان ) خدا هستيم .‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« أَسْبَاطِ » : جمع سِبط ، نوادگان . قبائل . در اينجا مراد از اسباط ، قبائل دوازدهگانه بنياسرائيل است كه از نژاد يعقوب بودند ( نگا : اعراف / 160 ) . « لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ » : ميان هيچ يك از آنان در اين كه پيغمبر بودهاند ، فرقي نميگذاريم . جمله ، حال براي ضمير ( نَا ) در فعل ( ءَامَنَّا ) است . « لَهُ » : مرجع ضمير ( ه ) واژه ( الله ) است .‏
 
آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْداً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
‏( بعد از هلاك كافران ) گفته شد كه : اي زمين ! آب خود را فرو خور ، و اي آسمان ! از باريدن بايست ، و ( آن گاه به دستور خدا ) آبها از ميان برده شده و فرمان اجرا گرديد و كار به انجام رسيد ، و كشتي بر كوه جودي پهلو گرفت ( و در اين وقت بود كه ) گفته شد : نابود باد گروه ستمكاران !‏
 
‏توضيحات : ‏
‏« إبْلَعِي » : فرو خور . قورت بده . « أَقْلِعِي » : از بارش و ريزش بايست . بند بيا . أَقْلَعَ عَنْ كَذا : كَفَّ عَنْهُ وَ تَرَكَهُ . « غِيضَ » : از ميان برده شد . فعل ( غاضَ ) به صورت لازم و متعدّي استعمال مي‌شود . در اينجا متعدّي و مجهول است . « قُضِيَ الأمْرُ » : فرمان اجرا گرديد . كار پايان گرفت . « إِسْتَوَتْ » : استقرار يافت . « الْجُودِيِّ » : نام كوهي است كه آن را كوه كارد و يا اكراد نزديك موصل در شمال عراق ، كوه ماسيس از سلسله جبال آرارات در ارمنستان ، و كوهي در قلمرو قبيله طي در عربستان دانسته‌اند . « بُعْداً » : هلاك ( نگا 